فوتبال

و تو هم‌چنان که هستی

سه هفته پیش بدترین بارسای عمرم را در لیگ قهرمانان دیدم. نه بارسایی که در مرحله‌ی رفت نیمه‌نهایی سال ۲۰۰۰ بازی را ۴-۱ به والنسیا باخت، نه بارسایی که در فاجعه‌ی مونیخ حضور داشت هیچ‌یک به بدی بازی رفت امسال در برابر پی‌اس‌جی نبودند. انگار همه طلسم شده بودند جز تر اشتگن. می‌توانست سنگین‌ترین شکست تاریخ لیگ قهرمانان رقم بخورد اما نخورد.
هیچ تیمی نتوانسته بود در تاریخ لیگ قهرمانان باخت ۴-۰ بازی رفت را در بازی برگشت جبران کند. همه به حذفی آبرومند فکر می‌کردیم. جز لوییز انریکه و بازیکنان که روزبه‌روز برای بازگشت آماده می‌شدند. لوییز انریکه از فردای شکست تاکتیک تیم را تغییر داد، خبر خداحافظی‌اش را رسانه‌ای کرد و بازی‌به‌بازی تیم و هواداران را از فضای افسرده خارج کرد.
تا دقیقه‌ی ۶۲ همه‌چیز عالی پیش می‌رفت. سه گل زده بودیم و فقط یک گل دیگر می‌خواستیم تا مثل سال ۲۰۰۰ و بازی با چلسی، مسابقه را به وقت اضافه بکشانیم اما گل کاوانی رؤیای بازگشت را منجمد کرد. دقیقه‌ها مثل برق‌وباد می‌گذشتند و گل چهارم فرا نمی‌رسید. لوییز انریکه تعویض کرد، آردا توران، سرخی روبرتو و آندره گومز آمدند ولی تغییر در نتیجه حاصل نمی‌شد. این وسط یک تک‌به‌تک را هم تر اشتگن از کاوانی گرفت و یک تک‌به‌تک را هم دی‌ماریا به بیرون زد درست مثل شوت‌هایش در تیم ملی آرژانتین و نه مثل بازی رفت.
به دقیقه‌ی ۸۸ رسیدیم و ضربه‌ی کاشته. نیمار پشت توپ ایستاد. با خودم گفتم اگر این گل بشود ما به بازی برخواهیم گشت. و اتفاق افتاد. دیگر بقیه‌اش جنون محض بود. نمی‌دانم چطور باید حال دیوانه‌وارم را وصف کنم. لوییز انریکه قبل از بازی گفته بود به تیمی که توانسته چهار گل به ما بزند، می‌توانیم شش گل بزنیم. از همان وقتی که کاپیتان بود دیوانه بود. و این دیوانه بهترین بازگشت تاریخ لیگ قهرمانان را رقم زد دیوانه‌وارتر از فینال ۹۹ در نیوکمپ و فینال استانبول. معجزه‌ی نیوکمپ بار دیگر جهان را از لذت فوتبال مست کرد.
حالا دیگر کسی جلودار بارسا نخواهد بود جز خود بارسا، ما برای سومین سه‌گانه خیز برداشته‌ایم. وقت برای خواندن بسیار است، ما هم‌چنان می‌خواهیم تاریخ را بنویسیم.

Advertisements
فوتبال

هیشکی مثل تو نشد

BatiGol

این شب‌های نوروزی بساط فوتبال‌های مهم باشگاهی هم تعطیل می‌شود و دور، دور بازی‌های ملی است. نصفه‌شب از سر بی‌حوصلگی و بی‌فوتبالی تلویزیون را روشن کردم که کاش روشن نمی‌کردم. شبکه‌ی ورزش داست بازی آرژانتین – سوئد جام جهانی ۲۰۰۲ را نشان می‌داد و من دیوانه را برد به روزهای لعنتی‌ای که بی‌خیال از وسط جلسه‌ی امتحان نهایی بیرون می‌زدم تا بازی‌های آرژانتین را از دست ندهم. به آن روز جهنمی آخرین بازی گروه اف، آخرین بازی ملی باتی‌گل عزیز. گابریل باتیستوتا که با هت‌تریکش در جام جهانی ۹۴ برای همیشه دیوانه‌ی فوتبال و آرژانتین و خودش شدم.
خودآزاری‌ام گل کرد و نشستم به تماشای دوباره‌ی فروریختن. مثل همان ۱۴ سال پیش که هم‌مسیر با بیلسای دیوانه این‌ور و آن‌ور می‌رفتم تا بلکه اتوبوس دفاعی سوئد، پنچر شود. مالکیت توپ ۷۵ به ۲۵ بود و اما راهی باز نمی‌شد. با هر ضربه‌ی سر سورین، با هر شوت دیگو لوپز و با هر نگاه حسرت‌بار باتی‌گل به دروازه‌ی سوئد، به سقوط نزدیک می‌شدیم. همه‌چیز درست مثل همان روز بود. هیچ‌چیز عوض نشده بود. نمی‌شد یکی از توپ‌ها گل شود. نمی‌شد برگردیم به بازی قبل و کولینا برای آن پنالتی(؟) سوت نزند. از علی بوسیم چه انتظاری می‌شد داشت؟ کانیجیا را آخر نیمه‌ی اول از روی نیمکت اخراج کرد. هیچ‌چیز مثل ۱۰ روز قبلش رؤیایی نبود، رؤیای قهرمانی.
و دقیقه‌ی ۵۸ که رسید همه‌چیز تمام شد. باتی‌گل بیرون رفت، کرسپو آمد. کاشته‌ی اسونسون درست بعد از این تعویض گل شد، خودش هم باور نمی‌کرد. توپ انگار که مثل وزنه‌ای سنگین روی زمین قل می‌خورد و قل نمی‌خورد. همه‌چیز همان دقیقه‌ی ۵۸ تمام شده بود و از اورتگا و ورون و آیمار و زانتی و سورین و کرسپو کاری بر نمی‌آمد، جز پنالتی ازدست‌رفته‌ی اورتگا و ری‌باند دقیقه‌ی ۸۸ کرسپو که به تور نشست و شد یک یک، انگار که هیچ هیچ هیچ. از آن روز مزخرف برای من و باتیستوتا اشک ماند و اشک، و بهترین گلی که هیچ‌وقت نزد.
و کلی اما و اگر و ای کاش که ماند تا لیونل مسی و بیاید و دوباره جان‌بخشی کند به آن‌ها. اگر کینگ لئو و باتی‌گل هم‌دوره بودند، اگر اگر اگر.

فوتبال

بارسا ۲۰۱۵

11212780_10153463539294305_5555730876370153806_n

دو سال پیش بود که بارسای تیتو ویلانووا در لیگ قهرمانان اروپا حال و روز خوشی نداشت، درست مثل سرمربی‌اش و مثل لیونل مسی مصدوم. قهرمانی لالیگا در آن سال تاریخی بود اما فاجعه در مونیخ اتفاق افتاده بود، روزی که هیچکس حالش خوب نبود. تیتو ویلانووا نتوانست سرطان را شکست دهد و رفت، اما بارسا ماند و امسال با یاغی محبوبش لوییز انریکه مارتینز برگشت، برگشت تا ثابت کند همیشه بارسلونا است. با اقتدار یکی پس از دیگری قهرمانان را شکست داد تا رسید به بایرن مونیخ و پپ. وقت پیروزی بود، بارسا در یک بازی حساب‌شده، با درخشش مسی کار بایرن را در نیوکمپ تمام کرد تا از مونیخ به سوی برلین حرکت کند.
هر چند در میانه‌ی راه گمان می‌شد باز هم حال بارسا خوب نیست، اما لوییز انریکه و شاگردانش نشان دادند هنوز هم تشنه‌ی تاریخ‌سازی هستند، سرگرم فتح رؤیا.
یک‌شنبه‌شب، سالگرد قهرمانی اتلتیکو مادرید در نیوکمپ بود و امسال بارسا قهرمانی بیست‌وسوم لالیگا را در ویسنته کالدرون جشن گرفت. فقط یک گل از لیونل مسی کافی بود تا همه‌ی گل‌های کریس رونالدو بی‌اثر شود و بارسا برای هفتمین بار در ۱۰ فصل اخیر قهرمان لالیگا شود، آن هم با فوتبال همیشگی‌اش، فوتبال زیبا.

CFSU0nvVAAA8YML.jpg large
بارسا در کوپا دل‌ری هم به فینال رسیده است و باید در نیوکمپ بیلبائو را شکست دهد و کار خود را در اسپانیا تمام کند و این همه‌ی ماجرا نیست.

CFTnIPaUIAAwDkL.jpg large
لوییز انریکه بدون ادعا آمد و امسال همه‌ی قهرمانان را از پیش رو برداشت، قهرمان لیگ قهرمانان (رئال مادرید)، قهرمان لیگ اروپا (سویا)، قهرمان اسپانیا (اتلتیکو مادرید)، ، قهرمان هلند (آژاکس)، قهرمان فرانسه (پی‌اس‌جی)، قهرمان انگلیس (من‌سیتی)، قهرمان آلمان (بایرن مونیخ) و حالا نوبت قهرمان ایتالیا یعنی یوونتوس است تا در المپیک برلین زانو بزند.
سال گذشته بارسا شکست خورد تا دوباره پیروزی را شروع کند و تاریخ‌ساز شود. این یعنی ما بارسلونا هستیم و همیشه بارسلونا می‌مانیم، چه در جایگاه قهرمانی، چه در جایگاه شکست. بارسا همیشه در قلب ماست.

و این روزهای خوش برای ما و برای تیتو ویلانووا که نیست اما همیشه با بارسلونا خواهد ماند.

TitoVilanova

فوتبال

۱۰ سال لیونل مسی، ۴۰۱ گل

#messi400

لیونل مسی برای من هنوز همان پسرک ۱۷ ساله است که در فصل ۲۰۰۴-۲۰۰۵ با شماره‌ی ۳۰ بارسلونا در زمین ظاهر شد و به آرزویش رسید. لذت بردن از فوتبال با لباس یکی از بهترین و محبوب‌ترین تیم‌های دنیا. پسرکی که در جام جهانی جوانان ۲۰۰۵ هلند، با شماره‌ی ۱۸ آرژانتین آتش‌بازی راه انداخت و قهرمان جهان شد.
مسی اولین گل رسمی‌اش را با همان شماره‌ی ۳۰ بارسا در بازی با آلباسته زد. بیست‌ و یکمین گلش، همان گل معروف است که همه را به یاد گل قرن مارادونا انداخت. با شماره‌ی ۱۹ بارسا از میانه‌ی زمین بازیکنان ختافه را یکی‌یکی دریبل کرد و همانند مارادونا که دروازه‌ی انگلیس را فرو ریخت، به دروازه‌ی ختافه رسید.
۱۰ سال از آن روزها گذشته است. مسی ۲۷ ساله است و شماره‌ی ۱۰ بارسا و آرژانتین را می‌پوشد. خیلی از رکوردهای فوتبال را جابه‌جا کرده، با بارسا به تمامی جام‌ها رسیده است و با آرژانتین به فینال جام جهانی. او فوتبال را دوباره تعریف کرده. نابغه‌ی فوتبال، همان‌طور که خودش از فوتبال لذت می‌برد، خیلی از مردم دنیا را وقت تماشای فوتبال میخ‌کوب بازی خود می‌کند. آن‌قدر ساده گل می‌زند، پاس گل می‌دهد و فوتبال بازی می‌کند که همه خیال می‌کنند فوتبال بازی کردن آسان است، اما فقط مسی می‌تواند چنین معجزه‌ای داشته باشد.

Lionel Messi 401 Goals
شنبه‌شب گذشته مسی در بازی بارسا – گرانادا رکورد جدیدی را ثبت کرد. او در ۲۷ سالگی با ۵۲۵ بازی رسمی، چهارصدمین و چهارصد و یکمین گل خود را وارد دروازه‌ی گرانادا کرد. ۴۰۱ گل مسی با لباس بارسلونا و آرژانتین را در ویدیوی زیر ببینید.

فوتبال · اجتماعی

ایران قبل و بعد از لیونل مسی

10556384_470890873013810_7000289974963269277_nهر دوره از تاریخ فوتبال را می‌توان به نام بازیکن شاخصی نام‌گذاری کرد. دوره‌های اخیر آن برای من این‌هاست: دوران مارادونا، دوران رونالدو، دوران زیدان، دوران کوتاه رونالدینیو و حالا یک دوران طولانی به نام مسی.
در بیست و چند سالی که فوتبال قسمتی از زندگی من شده است این نابغه‌های فوتبال و بازیکنان دیگر برای مردم اطرافم فوتبالیستی بوده‌اند که لحظاتی آن‌ها را سرگرم کرده‌اند و مدتی موضوع صحبت‌هایشان بوده‌اند.
اما هیچ‌کس نیست که مانند لیونل مسی جزئی از تاریخ ایران شده باشد. همه‌چیز از سال گذشته و قرعه‌کشی جام جهانی ۲۰۱۴ شروع شد. بعد از اینکه ایران با آرژانتین هم‌گروه شد. آن‌ها که لیونل مسی را می‌شناختند به آن‌ها که او را نمی‌شناختند گفتند که اعجوبه کیست.
ایرانی‌ها مسی را اگر در چین هم بود پیدا می‌کردند، حمله به صفحه‌ی فیس‌بوک او که دشواری نداشت. در چند ماه گذشته چندین مرحله به مسی ابراز احساسات شده و باشکوه‌ترین لحظه‌اش، بعد از سوپرگل دقیقه‌ی ۹۱ او به تیم ملی ایران بود.
دیگر وقتش شده است که این اعتراض‌ها و ابراز احساسات از صفحات اینترنتی بیرون بریزد. بنگاه دروغ‌پراکنی خبری را پخش می‌کند که از پایه و اساس جوک است. کمک یک میلیون دلاری لیونل مسی به اسراییل، و لیونل مسی در راهپیمایی روز قدس به خیابان‌های ایران می‌آید.
پسرک آرژانتینی، بیمار بود و فقط دلش می‌خواست فوتبال بازی کند. روزی که با کمک پزشکان و باشگاه بارسلونا به آرزویش رسید کسی فکرش را هم نمی‌کرد سال‌ها بعد در کشوری این‌همه بدخواه پیدا کند، آن‌هم نه در برزیل بلکه در ایران؛ فقط برای گناه‌های ناکرده.
او هنوز هم تنها از فوتبال بازی کردن لذت می‌برد و عین خیالش نیست در اطرافش چه می‌گذرد. یادم هست وقتی در دقیقه‌ی ۴۲ آخرین ال‌کلاسیکو گل مساوی را به رئال مادرید زد و بازی ۲-۲ شد، چند بازیکن بارسا و رئال جلوی دروازه با هم درگیر شدند اما او توپ را برداشته بود و با خوشحالی به وسط زمین می‌دوید، بی‌خیال از دعوا و درگیری و سرشار از لذت فوتبال.
اما جایی در این نزدیکی، عده‌ای از مردم کشور من، با باور دروغ، هر روز از دوست‌داشتن این نابغه دورتر می‌شوند و این برای من دردناک است. برای من دیدن بازی مسی مثل خواندن یک رمان خوب، زمزمه کردن یک شعر خوب، شنیدن یک آهنگ خوب، مثل لمس خوشبختی لذت‌بخش است.

2405422_big-lnd

+ جوکی به نام کمک مسی به اسراییل

فوتبال · جام جهانی ۲۰۱۴

در ستایش صبر

BrzI4fZCQAA_zV_

از روزی که در فینال ۹۰ ایتالیا، با پنالتی مشکوک دقیقه ۸۵، آلمان ۱-۰ آرژانتین مارادونا را برد ۲۴ سال می‌گذرد. روزی که مارادونا اشک ریخت و حاضر نشد با هاوه‌لانژ دست بدهد. من پسرکی ۵ ساله بودم که چیزی از فوتبال نمی‌فهمیدم. برای اشک‌های مارادونا که نه برای اشک‌های دایی‌ام گریه می‌کردم.
از روزی که پاهای مارادونا را بریدند و آرژانتین قدرتمند ۹۴ با ستاره‌هایی مثل کانیجیا و باتیستوتا سقوط کرد ۲۰ سال می‌گذرد. آرژانتین آن سال تیمی نبود که بخواهد به بلغارستان و رومانی ببازد اما تیمی که بعد از محرومیت ال‌دیه‌گو در زمین حاضر شد، شبحی از آرژانتین بود. فیفا روح را از کالبد آرژانتین جدا کرده بود.
از روزی که لیونل مسی، پسرک آرژانتینی با شماره‌ی ۱۸ به نشانه‌ی ۱۸ سالگی، سال ۲۰۰۵ تیم ملی جوانان آرژانتین را یک‌تنه در هلند قهرمان جهان کرد ۹ سال می‌گذرد. آن نیمه‌نهایی درخشان با برزیل را خوب به خاطر دارم، وقتی با گل دقیقه‌ی ۹۳ زابالتا تیم لیونل مسی دشمن همیشگی را از پیش رو برداشت و به فینال رفت.
از آن روز مسی رکوردهای زیادی را شکسته و افتخارات زیادی را به دست آورده. همه را با چشم‌های خودم دیده‌ام، اگر بدشانس بودم که از عصر خدای فوتبال، مارادونا، فصل سقوطش نصیب من شد، خوش‌شانسم که تک‌تک روزهای درخشش مسی را با چشم دیده‌ام.
حالا ۲۴ سال از آخرین نیمه‌نهایی و فینال آرژانتین گذشته است و ما بعد از یک دوران طولانی باز هم در نیمه‌نهایی هستیم. ۲۰ سال صبر لازم بود تا این لحظه را به چشم ببینم. لحظه‌ای که هیگواین جام جهانی تاریکش را با ضربه‌ای که فقط از باتی‌گل انتظار می‌رفت، روشن کرد. حالا ما در نیمه‌نهایی هستیم. فقط دو بازی مانده است تا رؤیای تاریخ حقیقت پیدا کند: جام جهانی در دست‌های لیونل مسی.
بی‌انصافی است اگر از سابه‌یا چیزی ننویسم. کاری که خیلی‌ها نتوانستند انجام دهند را سابه‌یا انجام داد. مارادونا، پکرمن، بیلسا، پاسارلا و باسیله نام‌های بزرگی بودند که روی نیمکت آرژانتین نشستند و آرژانتین پرستاره از مرحله‌ی یک‌چهارم رد نشد. اما سابه‌یا کاری را انجام داد که پیش از این بیلاردو انجام داده بود. ترسی ندارد از اینکه تیم آرژانتین ۲۰۱۴ را تیم مسی بخوانند همان‌طور که تیم ۸۶ و ۹۰ تیم مارادونا بود. او تیم را بر اساس مسی چیده است و همه مسی را می‌بینند. این تیمی است که بدون دغدغه در مقدماتی جام جهانی صدرنشین گروه شد و حالا در نیمه‌نهایی است. با یک دفاع منسجم تیمی و یک خط حمله‌ی ترسناک.
از دو تیمی که در هلند ۲۰۰۵ و کانادا ۲۰۰۷ قهرمان جوانان جهان شدند این بازیکنان در این جام حضور دارند و می‌خواهند آرژانتین را در ۲۰۱۴ قهرمان جهان کنند: رومرو، گارای، زابالتا، گاگو، بیگلیا، دی‌ماریا، مسی، آگوئرو. فقط دو بازی مانده، فقط دو بازی. حقیقت یافتن این رؤیا، پاداش صبر ماست.

فوتبال · جام جهانی ۲۰۱۴

King Leo

messi2014

مرسی لئو، این گل بغض منو شکست.