ترانه · شعر من

گور

دفنم تو یه گور ِ دسته‌جمعی
هر روز تنم کرایه می‌شه
راه رفتن ِ من پای خودم نیست
حرفام نفس ِ یه سایه می‌شه

من منفجر از ترکش و باروت
خاکم گرو ِ وحشت و خونه
آتیش گرفته استخونام
این شکل ِ شکیلی از جنونه

دیوار به دیوار ِ غروبم
خورشید به بیگاری اسیره
مجبوره شبانه‌روز ما رو
سمبل کنه وارونه بگیره

اکسیژن ِ این هوا غریبه‌س
ترکیب شده با اچ و کربن
افسانه‌ی کیمیاگری رو
با ماسک عزا تنفسش کن

دود از سر ِ من به آسمونه
بارونی نمی‌باره به‌جز اشک
تجزیه شدم به چند تا آدم
صفرم جلو صفر، یعنی خود ِ کشک

توی سر ِ من سقط ِ امیده
تدبیر به بیراهه‌ی تحقیر
دفنم تو یه گور ِ دسته‌جمعی
بی‌متن ولی دچار ِ تفسیر

Advertisements
شخصی · شعر من

جان و جهان من

1393

تمامِ روزهای من
با آفتابِ چشم‌های تو
تحویل می‌شود
سالِ خوشِ بودن.

* کتاب را از گلاب عیدی گرفته‌ام.

کتاب · ترانه

کتاب، زندگی می‌بخشد

ketab-zendegi

انتشاراتِ اچ‌اند‌اس مدیا از اول اسفند طرحی را آغاز کرده است به نامِ «کتاب، زندگی می‌بخشد.» که تا پایانِ اسفند ادامه دارد.
شکلِ اجرای این طرح این‌گونه است: از لیستِ کتاب‌های این انتشارات، کتاب‌هایی که دوست دارید را انتخاب می‌کنید. معادلِ قیمت نسخه‌ی ای‌بوکِ آن‌ها را به حساب یکی از مؤسسه‌های خیریه می‌پردازید؛ به ازای هر دلار ۱۰۰۰ تومان. عکسِ فیشِ پرداخت‌شده و عناوینِ کتاب‌های درخواستی را به ای‌میلِ انتشارات می‌فرستید. نحوه‌ی دریافتِ کتاب برای شما فرستاده می‌شود. با این کار هم به مؤسسات خیریه کمک کرده‌اید و هم کتاب‌هایی را خواهید داشت که داخل کشور اجازه‌ی پخش و انتشار ندارند.

کتاب پیشنهادی: یک وجب دلواپسی
+ ویژه اسفند؛ با کمک به خیریه‌ها، کتاب بخرید

ترانه

کوله‌بارتُ ببند

3256155178_aba36cb403_b

کوله‌بارتُ ببند
تو همین‌جا می‌مونی
شانس بیاری … دست‌کم
دو سه سالی مهمونی

فکر ِ رفتنُ نکن
حافظه‌ت قد نمی‌ده
پشت ِ این دیوارا رو
هیشکی سالم ندیده

تا ترک خوردن ِ ماه
قد ِ تاریخ فاصله‌س
دفتر ِ شعرای تو
اینجا کاغذ باطله‌س

کوله‌بارتُ ببند
واسه موندن تو لجن
نگاه کن دیوارکا
سایه‌تُ سر بریدن

شکل ِ بی‌حوصلگی
داره چشمای ترت
برف ِ غربت نم‌نمک
می‌شینه روی سرت

به ابد تبعیدی و
به سیاهی مبتلا
ساعت انگار خوابیده
تف به قیمت طلا

کوله‌بارتُ ببند
این سفر آخر ِ راس
اینجا بی‌ترانگی
شرط ِ حکم ِ ناخداس

۸ خرداد ۱۳۸۹

موسیقی · ترانه · روزانه · شخصی · شعر من

از این اعجاز ممنونم

باورم نمی‌شد گروه در عرض دو روز برای اجرای زنده‌ی آهنگ در مراسم اختتامیه‌ی جشنواره‌ی تئاتر استان یزد آماده شوند. اما متن ترانه را دوباره ارسال کردم، تا برای اجرا تمرین کنند.
چند ساعت پیش کاری که هنوز در استودیو ضبط نشده، به صورت زنده اجرا شد. حس خوبی دارد برای اولین بار ترانه‌ای که دوستش داری را با صدای دوستی که یکی از بهترین صداها را برای خواندن دارد بشنوی. آن‌هم نه در استودیو یا پلی‌بک، بلکه اجرای زنده. و من حالم خوب است.

ترانه · شعر من

این تیر لعنتی

«برای ۱۲ و ۱۸ تیر»

باز تیر می‌کشه این تیر ِ لعنتی
رعشه می‌افته رو رگای خط‌خطی
تا می‌گذریم از اون خرداد ِ حادثه
آشنا می‌شه با تیغ این حس ِ لامسه

از رو خلیج ِ فارس تا بغض ِ آسمون
خون‌ابرُ دوره کن ای موشک ِ جنون
ای صاحب ِ همه ماه و ستاره‌ها
یه بچه از هوا داره می‌باره ها

کاش سیلی می‌زدی تو گوش ِ ارتشت
کاش باورم می‌شد خطای ترکشت
تو جر زدی عمو مثل ِ همیشه باز
جز غم نمی‌شینه رو مرگ ِ کوک ِ ساز

این تیر ِ لعنتی هی تیر می‌کشه
وینستون واسه خودت، بهمن مگه چشه؟

از توی جوی خون، صدا! صدا می‌آد
از کوی شب‌زده، صدای پا می‌آد
صدای پا که نه! زنجیر و چکمه و
ماشین ِ ریش‌تراش تو جیب ِ پخمه و

آژیر ِ ضربت و باتوم و شربت و
سلام ِ بچه‌ها به روح عمه‌ت و
هیع! دلخوشی کجاست؟ میون ِ پنجره
الله اکبر و پرت شد که در نره

دستور بود ولی دست ِ خودت نبود
تو آستینت قمه شعر ِ جنون سرود
سوزوندی غیرت و پولای مفت ِ نفت
این شد که عزتم اینجا نموند و رفت

این تیر لعنتی باتوم می‌کشه
همه‌ش منُ روی زانوم می‌کشه

۱۹ تیر ۱۳۹۲

ترانه · شعر من

خیانت‌کار

من خیانت‌کارم، وقتی از تو دورم
با کسی می‌خوابم، نیستی وُ مجبورم
کسی که اسمش رو نمی‌فهمم حتا
می‌گه دوسم داره توی این وانفسا
با تنم ور می‌ره، من تو دستاش مومم
مث ِ کرمی بی‌روح، تو تنش می‌لولم
ردی از لب‌هاشه روی لب‌های من
سرخ ِ سرخ ِ خونی، شکلی از جون کندن
با چشاش درگیرم، هیپنوتیزم ِ جسمی
چرا یاد ِ من نیست، از تو هیچ‌جور اسمی
منُ از من برده تا خود ِ بیماری
دارم از دست می‌رم، نشئه‌ی سیگاری؟
تو که اینجا نیستی، من خیانت‌کارم
با یه بغض می‌خوابم، نیستی وُ تب دارم

۲۳ اسفند ۱۳۹۰