خوراک آراِس‌اِس

گور

نوشته‌شده در

دفنم تو یه گور ِ دسته‌جمعی
هر روز تنم کرایه می‌شه
راه رفتن ِ من پای خودم نیست
حرفام نفس ِ یه سایه می‌شه

من منفجر از ترکش و باروت
خاکم گرو ِ وحشت و خونه
آتیش گرفته استخونام
این شکل ِ شکیلی از جنونه

دیوار به دیوار ِ غروبم
خورشید به بیگاری اسیره
مجبوره شبانه‌روز ما رو
سمبل کنه وارونه بگیره

اکسیژن ِ این هوا غریبه‌س
ترکیب شده با اچ و کربن
افسانه‌ی کیمیاگری رو
با ماسک عزا تنفسش کن

دود از سر ِ من به آسمونه
بارونی نمی‌باره به‌جز اشک
تجزیه شدم به چند تا آدم
صفرم جلو صفر، یعنی خود ِ کشک

توی سر ِ من سقط ِ امیده
تدبیر به بیراهه‌ی تحقیر
دفنم تو یه گور ِ دسته‌جمعی
بی‌متن ولی دچار ِ تفسیر

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s