خوراک آراِس‌اِس

پیدا کنید پرتقال‌فروش را

نوشته‌شده در

به‌خاطر انجام تحقیقی مجبور شدم چند کتاب از مجموعه‌ی «رمان نوجوان امروز»، چاپ کانون پرورش فکری کودک و نوجوان را بخوانم. اینجا کاری به ضعف داستانی و محتوایی اکثر این رمان‌ها ندارم. می‌خواهم درباره‌ی به‌اصطلاح رمان «دلقک» نوشته‌ی هدا حدادی بنویسم. رمانی که کاملن شکسته نوشته شده است، بگویم مثل وبلاگ؟ نه بهتر است بگویم مثل فیس‌بوک! انگار که تعریف ادبیات و نوشتن عوض شده است و من خبر ندارم؟ هر چه هست به نظر من بی‌سلیقگی و بی‌حوصلگی گروه ویراستاری این مجموعه است.
علی صلح‌جو در کتاب «اصول شکسته‌نویسی» که راهنمایی است برای شکستن واژه‌ها در گفت‌وگوهای داستان، می‌نویسد: «ما، علاوه بر حافظه‌ی صوتی، حافظه‌ی تصویری از واژه‌ها داریم و اگر کسی این حافظه را دستکاری کند، در خواندن دچار مشکل می‌شویم. کسانی که صورت ظاهر واژه‌ها را، به قصد کمک به خواننده در خواندن، تغییر می‌دهند باید به این نکته واقف باشند.»
و دلقک کتابی است که شما نه فقط در گفت‌وگوها که در همه‌ی ۲۷۰ صفحه‌ی داستان با لشکر واژه‌های شکسته روبه‌رو می‌شوید، واژه‌هایی که حتا اصولی هم شکسته نشده‌اند، شاید بهتر است به آنها بگویم واژه‌های شکست‌خورده. چیزی که این روزها در اینترنت و شبکه‌های اجتماعی رواج دارد، اما جای آن‌ها در کتاب نیست. مشکل وقتی بزرگتر به نظر می‌رسد که بدانیم این کتاب برای نوجوان امروز نوشته شده است و کانون پرورش فکری کودک و نوجوان آن را منتشر کرده است. یعنی کانون با این کتاب مروج املای غلط کلمات شده است.

بیس دیقه گذشت. نیگا کردم دیدم صف پشت سرم چند لایه شده. آدمای جلو روم هم کم‌ ِکم، سه‌تا اتوبوس کار داشتن. انگار از زمین و هوا آدم بیرون می‌ریخت. همه‌شونم یا داشتن می‌رفتن که به یه صفی برسن یا توی یه صفی وایساده بودن. ساعت پنج و نیم بود، خیابون ماشین بالا می‌آورد. ماشینا توی هم گوریده بودن و صدای بوق و ترمز بود که همین‌طور چپ و راست تو گوشم می‌کوبید. تمام جونم مثه همیشه بوی دود گرفته بود.
[…]
یادمه اون موقه هم همین‌قدر عصبانی بودم. دلم می‌خواس بعد این‌که مغازه‌شو زیر و رو کردم هیچی ازش نخرم و بذارم تو خماری بمونه و بیام برون و بگم: «آها، حالا بهترین انتخابو کردم!» ولی این کیفه بدجوری دلمو برده بود. همین‌طوری دلم می‌خواس بین بچه‌های کلاس متفاوت باشم. یه‌چیز عجیب بگیرم دستم. اما نگو خیلی وخته ملت از این چیزا دارن و این منم که تا حالا یه همچین چیزی ندیدم …

می‌بینید حتا در شکسته‌نویسی کلمات به این شکل غلط هم عدالت رعایت نشده، چون جمله‌ی اول با قانون نویسنده و ویراستار کتاب باید این‌طور نوشته می‌شد: بیس دیقه گذش!

نمی‌دانم توجیه نویسنده، ویراستار و دبیر مجموعه برای استفاده از این رسم‌الخط چیست که هر چه باشد از نظر من مردود است، اما می‌دانم با هیچ توجیه و هیچ دلیلی نمی‌توان پرتقال را نوشت پرتغال به‌جز اینکه مقصد و مقصودمان کشوری در اروپا باشد.

Advertisements

یک پاسخ »

  1. برای ترجمه کتابهای آنا گاوالدا باید چیکار کرد؟ لحن کتاب اصلی شکسته است. هم گفت و گوی کاراکترها هم صحبت کردن نویسنده با خواننده.
    همه رو شکسته نوشتن توی ذوق میزنه، و همگی رو با لحن نوشته رسمی ترجمه کردن هم فاجعه بار میاره (ترجمه موجود).

    دوست داشتن

    پاسخ

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s