شخصی

تو فکر یک کوفتم

یک موقعی ازدواج نکرده بودی و با عشقت نرفته بودی زیر یک سقف. تا می‌فهمیدند امتحان کوفت و زهرمار داری با هر فوتبال دیدن به یادت می‌آوردند که امتحان داری. کافی بود اراده کنی بروی سراغ یللی‌تللی، خانواده رسالت داشت به تو بگوید امتحان داری. صدای زیبای مودم دایال‌آپ کامپیوتر که طنین‌انداز می‌شد به اتاقت سرک می‌کشیدند که مگر امتحان نداری، کار نداری، زندگی نداری؟
حالا ازدواج کرده‌ای و با عشقت رفته‌ای زیر یک سقف. هم امتحان داری، هم کار داری، هم زندگی، نه وقت داری، نه پول داری و نه زندگی. چرا؟ چون دیگر کسی عین خیالش نیست. مگر مهم است که امتحان داری؟ کار داری؟ حالا کمی هم استراحت لازم است. شما اگر حال بیرون آمدن ندارید چرا امتحان را بهانه می‌کنید، ما می‌آییم. تو که همه‌ش داری فوتبال می‌بینی، اصلن ببینی یا نبینی، به کسی چه؟
به‌به! مانیتور آیفون تصویری روشن می‌شود و همه‌ی عزیزان را در یک سلفی ناخواسته در کوچه می‌بینی.
بی‌اعصاب شده‌ای، دلت می‌خواهد گریه کنی، داد بزنی. کم مانده است جوری زار بزنی که صاحب‌خانه هم بیاید و با تو هم‌دردی کند و بعد بنشینید و فوتبال ببینید.

Advertisements

2 دیدگاه برای «تو فکر یک کوفتم»

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s