خوراک آراِس‌اِس

تنها روی مرز ِ جهنم راه می‌رم

نوشته‌شده در

6

برای من که صد سال پیش به تنهایی عادت داشتم، این تنهایی یکی دو روزه صد سال گذشته است. بلیت تهران را که گرفتی و من نمی‌توانستم در این سفر با تو باشم، داشتم ترانه‌ی تهران را دوباره از نو می‌نوشتم که تهران بدون ِ تو عین ِ جهنمه …
خودم را تصور می‌کردم بدون تو که متر می‌کنم خیابان‌های بی‌انتهای تهران را. بی‌تو قدم زدم تو این غم ِ مذاب، این شهر ِ بی‌هوا کابوس آدمه …
حالا تو نیستی و من اینجا تنهام. برگشته‌ام به دو سال پیش، اما برایم غریبه است، دیگر عادت ندارم. نمی‌دانم چطور آن روزها را پشت سر گذاشتیم.
زودتر برگرد تا همه‌جای این خانه ننوشته‌ام: خونه بدون تو، خود ِ جهنمه …

Advertisements

یک پاسخ »

  1. همان که گفتم آقا، والله که شهر بی تو زندان است برایم … بهشت، بودن توست.

    دوست داشتن

    پاسخ

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s