خوراک آراِس‌اِس

من ولی دلم گرفته …

نوشته‌شده در

قرار بود این مطلب را یک ماه پیش وقتی چند روز از دومین سالمرگ آقابزرگ گذشته بود بنویسم اما نشد. یعنی اینکه افتادیم توی بازی خانه‌به‌دوشی و اسباب‌کشی و بعد هم که از خاطرم رفت. گذشت و گذشت تا شب یلدا رسید و برای کسی فالی گرفتم که همراه «دوش می‌آمد و رخساره برافروخته بود» اشک آمد.
آدمی نیستم که خیلی راحت اشکم دربیاید اما این‌روزها هم‌نشینی با گلاب انگار روی قدرت اشک‌آوری من هم اثر مثبت گذاشته. وقتی غزل حافظی آمد که من و آقابزرگ خیلی دوستش داشتیم، اشک باید می‌آمد.
کمی بیشتر از یک ماه پیش، تمام فامیل پدری، جمع شده بودند در مسجد تا برای آقابزرگ من مراسم سالگرد بگیرند. اصولن فامیل‌های ما دست به خرجشان در این مواقع خیلی خوب می‌شود. من هم مجبور بودم به اسم تنها نوه‌ی پسر پسری، در مراسم باشم. هنوز یادم نرفته روزهایی که سرباز بودم و آقابزرگ رفت. خیلی وقت بود ندیده بودمش، خیلی وقت هم هست که ندیده‌امش. یادم هست که هر وقت از این مراسم بود و آقابزرگ هم بود، یک گوشه‌ای می‌نشست و سیگارش را می‌کشید و گه‌گاه زیر لب فحشی هم می‌داد. اگر امکانش بود در حیاط مجلس بیرون از هیاهو می‌نشست و کنار منقل سیگار می‌کشید و چای می‌خورد.
بیرون مجلس ایستاده بودم و حس می‌کردم که آقابزرگ حتا آن دنیا هم زیر لب فحش می‌دهد به حرف‌هایی که در مجلس پخش می‌شد. اعضای فامیل که معمولن به تخمشان نیست که سخنران مجلس چه می‌گوید. فقط آمده‌اند که همدیگر را ببینند و حرف بزنند.
دوست داشتم خرج این مراسم را دست من می‌دادند تا می‌توانستم با پول آن چند تایی کتاب برای بچه‌هایی بخرم که کتاب خواندن را دوست دارند و کتاب ندارند. یا کاری از این دست. گمان می‌کنم که آقابزرگ هم زیر لب کمتر فحش می‌داد  در این صورت. خب حیف که این جور مواقع کسی عین خیالش نیست که چه پولی را دارد کجا خرج می‌کند، فقط خرج می‌کند.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s