ترانه · شعر من

این تیر لعنتی

«برای ۱۲ و ۱۸ تیر»

باز تیر می‌کشه این تیر ِ لعنتی
رعشه می‌افته رو رگای خط‌خطی
تا می‌گذریم از اون خرداد ِ حادثه
آشنا می‌شه با تیغ این حس ِ لامسه

از رو خلیج ِ فارس تا بغض ِ آسمون
خون‌ابرُ دوره کن ای موشک ِ جنون
ای صاحب ِ همه ماه و ستاره‌ها
یه بچه از هوا داره می‌باره ها

کاش سیلی می‌زدی تو گوش ِ ارتشت
کاش باورم می‌شد خطای ترکشت
تو جر زدی عمو مثل ِ همیشه باز
جز غم نمی‌شینه رو مرگ ِ کوک ِ ساز

این تیر ِ لعنتی هی تیر می‌کشه
وینستون واسه خودت، بهمن مگه چشه؟

از توی جوی خون، صدا! صدا می‌آد
از کوی شب‌زده، صدای پا می‌آد
صدای پا که نه! زنجیر و چکمه و
ماشین ِ ریش‌تراش تو جیب ِ پخمه و

آژیر ِ ضربت و باتوم و شربت و
سلام ِ بچه‌ها به روح عمه‌ت و
هیع! دلخوشی کجاست؟ میون ِ پنجره
الله اکبر و پرت شد که در نره

دستور بود ولی دست ِ خودت نبود
تو آستینت قمه شعر ِ جنون سرود
سوزوندی غیرت و پولای مفت ِ نفت
این شد که عزتم اینجا نموند و رفت

این تیر لعنتی باتوم می‌کشه
همه‌ش منُ روی زانوم می‌کشه

۱۹ تیر ۱۳۹۲

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s