خوراک آراِس‌اِس

مثل فراموش کردن لحظه‌ی آشنایی‌مون

نوشته‌شده در

فکر می‌کردم ساده باشد. برای من همیشه کارها ساده بوده است. سعی کرده‌ام همیشه سخت‌ترین اجبارها برای من ساده‌ترین ممکن‌ها باشد. بماند کارهایی را که دوستش دارم. اما نیست، نوشتن از تو ساده نیست. وقتی ساده نوشتن هم این روزها برای من شده کاغذی سپید که بر آن نگاه رج می‌زنم. و تو … مگر می‌شود تماشای تو را بر کاغذ کشید؟ تو را باید ننوشت، تو را باید نگاه کرد. تو را باید معجزه کرد… که تو در وصف نگنجی.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s