اجتماعی · روزانه

داستان دستگیره‌ها

دلم خواست یک تشکری بکنم از آن‌هایی که اون دستگیره‌های تبلیغاتی رو تو اتوبوسای بی‌آرتی و یا مترو نصب می‌کنن. اصلن همیشه برام این سؤال بوده که قضیه‌ی این دستگیره‌ها چیه؟ مثلن صبح به صبح یه سری آدم دست به آچار می‌شن و دستگیره‌هایی رو با تبلیغات جدید به اون میله‌ها آویزون می‌کنن یا چی؟ یکی از مزایای استفاده از مترو و بی‌آرتی به جای تاکسی همین لذت بردن از بعضی خلاقیت‌های موجوده.
من لذت می‌برم از این قوطی‌های شامپوی گلرنگ که آن مدلی بسته‌بندی شده‌اند و مردم دست‌هایشان را به آن‌ها دخیل می‌بندند تا رسیدن به مقصد. جدیدن یک شامپویی تولید کرده‌اند به اسم مولتی‌ویتا که دو تا دستگیره دارد. یا شما دیده‌اید طرح تبلیغاتی ماکارونی مانا را؟ یک مشت ماکارونی از مدل‌های مختلف ریخته‌اند توی آن دستگیره‌ها. دلت می‌خواد آچار بیاورد و پیچ آن‌ها را باز کند و ماکارونی‌ها را ببرد خانه تا بفرستدشان توی شکمش.
فک کن کتابت چاپ شود و آن‌قدر پول داشته باشی که بتوانی نسخه‌های تبلیغاتی کتاب را بفرستی توی آن دستگیره‌ها. باز هم تشکر می‌کنم از آن‌ها که این دستگیره‌ها را برای ما تدارک دیده‌اند تا ما به چیز دیگری آویزان نشویم.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s