موسیقی

گفت‌و‌گوی اینترنتی با مهرداد آسمانی – قسمت دوم

اگر معیار پُرفروش بودن سی‌دی، و معروف بودن و روی پرده‌ یک بودن فیلم باشد، باید عرض کنم که من حتمن ساندویچ‌ام را خواهم خورد. پُرفروشی اصلن معیار درستی برای سنجش اهمیت کار هنری نیست. یادمان باشد که خانه‌های فساد همیشه از کتاب‌فروشی‌ها شلوغ‌تر هستند، پس نباید فکر کرد که معتبرترند.
آسان پسندی جامعه یکی از مشکلات خالقین آثار سنگین و جدی‌ست که البته در آینده تنها چیزی که برای خالقین آثار و مجریان‌اش باقی می‌ماند همین کارهای جدی و سنگین است. پس اگر کمی پول داشته باشم و اثری جاودان و پُرمحتوا ولو این‌که کم‌فروش باشد و روی پرده‌، یک هم نباشد، شک نکنید پول‌ام را خرج آن کارزیبا و پُرمحتوا خواهم کرد. در غیر این صورت حتمن ساندویچ‌ام را خواهم خورد.

در ادامه‌ی مطلب، قسمت دوم گفت‌وگوی چهار پایگاه اینترنتی با مهرداد آسمانی می‌آید، پیش از این گفت‌وگوی مهرداد با مجله‌ی اپیزود و وبلاگ راه من را خوانده‌اید. به دلیل کمبود وقت در آماده کردن متن گفت‌وگو، گفت‌وگوی وبلاگ دلکده با مهرداد آسمانی در قسمت سوم خواهد آمد. می‌توانید نسخه‌ی پی‌دی‌اف گفت‌وگو را از اینجا دانلود کنید.

 

محمود بی‌تا – وبلاگ دادا:

محمود: با درود. شما به عنوان یک آهنگ‌ساز اکنون  دوست می‌دارید با کدام آوازخوان خارجی و کدام آوازخوان هم‌سرزمین‌ات هم‌کاری داشته باشید؟
مهرداد: من به کار «جاستین تیمبرلیک» و هم‌چنین صدای زیبای «سلین دیان» علاقه‌ی زیادی دارم، هرچند شاید که «جاستین» و سبک تازه‌ی این سبک میوزیک، ادامه‌ی راه «مایکل جکسن» و الهام گرفته از موسیقی و هنر او باشد با این حال من کار «جاستین» را بسیار دوست دارم.
همکاری با هنرمندان غیرایرانی حتمن میسر نیست، چرا که هنرمندان موسیقی‌دان ایرانی در خارج از کشور هیچ‌کدام‌شان شرایطی را فراهم نکردند که موسیقی پاپ ایرانی را به جهان معرفی کنند. شاید آقای«آرمیک» عزیز و آقای «روحانی» تا اندازه‌ای موفق شدند که نام ایران را در موسیقی جهانی مطرح کنند. اما این‌کار دنباله‌دار نبود و دیگر هنرمندان راه این عزیزان را ادامه ندادند، به همین جهت می‌گویم شرایط هم‌کاری با هنرمندان جهانی در حال حاضر برای ایرانی‌ها فراهم نیست.
شاید استعدادهای داخل کشور در آینده‌ای دور بتوانند با کار زیاد و حکومتی که به هنر علاقه‌مند باشد و این استعدادها را در نطفه خفه نکند، این‌کار را انجام بدهند، مثل کشورهای ترکیه و هند که توانستند از این مرز گذر کنند. اما هم‌کاری با خواننده‌گان ایرانی را بسیار تجربه کرده‌ام. با آقای فرخ ترک‌زاده و خانم نوش‌آفرین در غربت این هم‌کاری آغاز شد تا به امروز که درخدمت‌تان هستم.
به همه‌ی ساخته‌هایم افتخار می‌کنم و دوست‌شان دارم و با همکاران عزیزی که این آهنگ‌ها را اجرا کرده‌اند، خاطرات بسیاری دارم. اما در حال حاضر به دلایلی، که اصلن فرصت را مناسب برای توضیح بیش‌تر نمی‌بینم علاقه و انگیزه‌ای برای هم‌کاری با دیگر هنرمندان نازنین را ندارم. امروز تنها آوازخوانی‌که آهنگ‌های مرا می‌خواند«مهرداد آسمانی» است.
شاید صدایی تازه و عاشق، به شرط تعهد اخلاقی و هنری به مردم سرزمین‌ام، مرا دوباره صاحب انگیزه کند که آهنگ‌هایم را به آوازخوانی دیگر بسپارم. شاید این صدای تازه از سرزمین مادری اوج گرفت، تا ببینیم چه خواهد شد.

محمود: شاید این سوال به نظر جدی نیاید. اگر مقداری پول در حد خرید یک ساندویچ و یک سی‌دی موزیک یا رفتن به سینما داشته باشید، خرج چه می‌کنید؟ سینما؟ سی‌دی موزیک؟ ساندویچ؟ البته با این توضیح که هم گرسنه هستید و هم سی‌دی موزیک بسیار پرفروش است و فیلم سینمایی هم بسیار معروف و روی پرده، شماره‌ی یک است.

مهرداد: شاید باید با کمی ملاحظه به این سوال شما  پاسخ بدهم. اگر معیار پُرفروش بودن سی‌دی، و معروف بودن و روی پرده‌ یک بودن فیلم باشد، باید عرض کنم که من حتمن ساندویچ‌ام را خواهم خورد. پُرفروشی اصلن معیار درستی برای سنجش اهمیت کار هنری نیست. یادمان باشد که خانه‌های فساد همیشه از کتاب‌فروشی‌ها شلوغ‌تر هستند، پس نباید فکر کرد که معتبرترند.

آسان پسندی جامعه یکی از مشکلات خالقین آثار سنگین و جدی‌ست که البته در آینده تنها چیزی که برای خالقین آثار و مجریان‌اش باقی می‌ماند همین کارهای جدی و سنگین است. پس اگر کمی پول داشته باشم و اثری جاودان و پُرمحتوا ولو این‌که کم‌فروش باشد و روی پرده‌، یک هم نباشد، شک نکنید پول‌ام را خرج آن کارزیبا و پُرمحتوا خواهم کرد. در غیر این صورت حتمن ساندویچ‌ام را خواهم خورد.

محمود: دوست داشتید جای کدام آهنگ‌ساز خارجی یا ایرانی بودید؟ به خودت به عنوان یک آهنگ‌ساز چه نمره‌ای می‌دهید از بیست؟

مهرداد: من کار
Quincy Jones , Sting , John Lennon , Bob Dylan
را بسیار دوست دارم و معتقدم هریک از این هنرمندان صاحب سبک هستند و تاثیری بزرگ بر موسیقی جهان داشته‌اند. اما به کار خودم هیچ نمره‌ای نمی‌دهم. من معتقدم که گذشت زمان و خاطره‌سازی شنونده با آثاری که در سال‌های اخیر تولید شده، به کار خالقین آثارنمره می‌دهد. اگر این آثار باقی بمانند و شنونده پس از گذشت زمان این کارها را فراموش نکند، یعنی این‌که خالقین آثار کارشان را درست انجام داده‌اند.

من به کارهایی که در گذشته انجام دادم افتخار می‌کنم، اما به آن‌ها فکر نمی‌کنم، به آینده نگاه می‌کنم که چه خواهم کرد. به هر جهت آثاری که توسط من ساخته شده‌اند، برای‌ام عزیز و پُر از خاطره هستند اما هنوز، دیروز من هستند، اگر به دیروزم بسنده کنم و به فکر تکامل و تازه شدن نباشم حتمن نمره‌ی بدی خواهم داشت. باید دیروز من تمرینی برای فردای بهترم باشد که فقط با تلاش و زحمت فراوان می‌شود به فردای بهتر رسید.

محمود: کدام کارگردان سینمای جهان را دوست دارید؟ چرا؟ کدام فیلم سینمایی در یاد و خاطرتان برای همیشه مانده است؟ شما سریال‌های تلویزیون را دنبال می‌کنید؟ نظرتان راجع‌به سریال مطرح و محبوب «لاست» چیست؟

مهرداد:
Steven Spilberg  , Farncis Ford Copola
اسپیلبرگ را به‌خاطر نگاه و سبک متفاوتی که در ساخت فیلم‌هایش دارد بسیار دوست دارم. او از بیست‌ویک ساله‌گی کارش را شروع کرده، اولین فیلم موفق‌اش، فیلم معروف Jaw
بوده و از کارهای دیگر او می‌توان از این آثار نام برد:
Et , Terminator, Indiana Jones  , Alien , War of the worlds , The terminal.

فرانسیس فوردکاپولا را به‌خاطر اثر جاودانه‌ی «پدرخوانده» دوست دارم که با این فیلم یکی از اشکالات بزرگ جامعه را به تصویر کشید. کاپولا سه بار موفق شده جایزه‌ی اسکار را از آن ِخود کند.

همه‌ی فیلم‌های «راکی» را هم دوست دارم که پیامی ویژه در تمام این فیلم‌ها نهفته است و آن هم ناامید نشدن، استقامت داشتن و حس پیروزی‌طلبی و عشق تمیزی که به همسرش دارد.
متاسفانه من سریال «لاست» را دنبال نکرده‌ام، در نتیجه نظری ندارم.

محمود: اگر بخواهید به این آوازخوانان نمره بدهید به عنوان یک آهنگ‌ساز، چه نمره‌ای از بیست می‌دهید؟ گوگوش؟ داریوش؟ ابی؟ فرامرز اصلانی؟ مارتیک؟ هاتف؟ هایده؟ معین؟ لیلا فروهر؟ شهره؟ نوش‌آفرین؟

مهرداد: من اصولن اهل نمره دادن نیستم و فکر می‌کنم صلاحیت نمره دادن به هم‌کاران‌ام را هم نداشته باشم. اما باید عرض کنم که هر کدام از خواننده‌گانی که شما نام بردید در سبک خاص خودشان موفق هستند. سبک کار «معین» را هرگز نمی‌شود با «داریوش» مقایسه کرد، اما هر دو در سبک خودشان بسیار موفق هستند و صاحب سبک.

مرحوم«هایده» و خانم«شهره» دو سبک متفاوت در موسیقی را اجرا کرده‌اند و هر دو هم در سبک کاری‌شان موفق هستند. می‌خواهم به این نکته توجه کنید که به این راحتی نمی‌شود به آوازخوانان نمره داد. در ضمن معتقدم به صرف این‌که کسی آهنگ‌ساز باشد، صلاحیت نمره دادن به خواننده‌گان را ندارد.

محمود: کدام ترانه‌سرای ایرانی، را هم‌سو با احساس خود می‌بینید؟ به کدام شاعر معاصر ایرانی علاقه‌مندید؟
مهرداد: ایرج جنتی‌عطایی، شهیار قنبری، زویا زاکاریان از هنرمندانی هستند که من علاقه‌ی زیادی به ترانه‌های‌شان دارم. محمد صالح علا زبان بسیار متفاوت و درخشانی را در ترانه‌هایش استفاده کرده. مسعود امینی نیز از جمله کسانی‌ست که من زبان ترانه‌هایش را دوست دارم.
من معتقدم هنرمندانی که نام بردم ترکیبات تازه و زیبایی را به زبان فارسی اضافه کردند و دین فرهنگی‌شان را به مردم و سرزمین مادری‌شان ادا کرده‌اند.
اشعار سهراب سپهری را بسیار دوست دارم.

محمود: مهرداد جان! شبکه‌ی تپش مدت‌ها بود ویدیوهای خانم گوگوش را به هر دلیلی پخش نمی‌کرد، اما چند وقتی‌ست که این ویدیوها را پخش می‌کند. شما که همکاری نزدیک و چندساله با گوگوش داشتید و در ماجرای آن اختلاف جنجالی و پُر سروصدا هم حضور داشتید بهترین کسی هستید که می‌توانید در این زمینه نظر بدهید. نظر شما چیست؟ آیا گوگوش بعد از آن ماجراهایی که اتفاق افتاد با شبکه‌ی تپش همکاری خواهد کرد؟

مهرداد: با شناختی که من از این همکاری پنج ساله پیدا کرده‌ام باید عرض کنم که چنین اتفاقی نخواهد افتاد. زخم‌ها عمیق‌تر از اینی‌ست که به این راحتی‌ها فراموش شود. زخم‌هایی که بر تن هر دوی ما بر اثر ندانم‌کاری و سیاه‌بازی این آقایون به‌وجود آمد، این زخم‌ها حالا حالاها خوب نمی‌شود.

با وجود این‌که اصل درگیری به من مربوط نمی‌شد و تا پیش از این ماجرا اختلافی بین من و این آقایون وجود نداشت، وظیفه‌ی خودم دانستم تا در کنار هنرمند پیش‌کسوت‌ام بایستم و از حق ایشون دفاع کنم چرا که می‌دانستم حق با هنرمندی‌ست که از جانب او قرارداد امضا کرده بودند و قصد آزارش را داشتند.

این آقایون امتحان‌شان را درست و حسابی پس داده‌اند. من هرگز حرفی نمی‌زنم که وجدانی و اخلاقی نباشد، همان‌طور که قبلن هم گفتم احترام زیادی برای این همکاری پنج ساله قایل هستم، پس باید منصف باشم و حقیقت را بگویم.

همه‌ی انسان‌ها شبیه به هم نیستند و هر کسی نقطه ضعف‌های خودش را دارد. پول یکی از برزگ‌ترین مشکلات جامعه‌ی هنری‌ست که شاید برخی از دوستان با این‌که نیاز چندانی به پول بیش‌تر ندارند اما هنوز نقطه ضعف‌شان را دارند و شاید خلاف اخلاق و بدون ملاحظه برای حفظ شخصیت خودشان دست به هر کاری بزنند و فکر کنند که مردم یادشان می‌رود. دو تا آهنگ خوب ضبط کنی، در تی‌وی‌ها هم از سرو کله‌ات بالا بروند مردم چیزی نخواهند گفت یا این‌که مردم فراموش‌کار هستند یا این‌که اصلن به مردم چه ربطی دارد؟!؟

اما در مورد این هنرمند باید عرض کنم که ماجرا کاملن متفاوت است. انصافن و وجدانن دیده‌ام که در این موردبه‌خصوص، از این نقطه ضعف‌ها ندارد. اگر همه‌ی جهان را تقدیم‌اش کنند با این آقایون همکاری نخواهد کرد، البته قبلن گفتم با شناختی که من دارم.

و جالب این‌ است که اصلن این ماجرا هیچ ربطی به حضور یا عدم حضور من ندارد. اگر ده سال دیگر هم بگذرد و مهردادی هم در کار نباشد، این اتفاق نخواهد افتاد. این شناختی است که من از این همکاری پنج ساله پیدا کرده‌ام و امیدوارم که اشتباه نکرده باشم.

مردم هرگز اهانت‌های زشت و رفتار غم‌انگیز هیچ‌کسان را فراموش نخواهند کرد. امیدوارم هرگز لازم نباشد که پرونده‌ی این ماجرا دوباره باز شود که یادآوری آن خاطرات بد و غم‌انگیز اصلن خوشایند نیست. من‌که دوست ندارم، شما چه‌طور؟

محمود: امیدوارم هیچ خاطره‌ی بدی دوباره تکرار نشود. با سپاس فراوان از شما مهرداد جان.

ادامه دارد…

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s