انتخابات ۸۸ · سیاست

سرنخ اصلاحات دست کیست؟

اولین سی دقیقه‌ی تلویزیونی کروبی را دیدم، کم و بیش اخبار سخنرانی‌های او و میرحسین موسوی را هم پیگیری می‌کنم، هنگام سخنرانی میرحسین در دانشگاه آزاد یزد هم در بین جمعیت بودم +. صادقانه بگویم جز شعارهای دانشجویان و چند کلام حرف اعتراضی نسبت به دولت احمدی‌نژاد در میرحسین نکته‌ی خاصی ندیدم. من شخصی هستم که تقریبآ مطمئن بودم به خاتمی رای می‌دهم و پس از کناره‌گیری خاتمی به خاطر میرحسین موسوی، هر روز در دلم خاتمی را سرزنش کرده‌ام. من شخصی هستم که تا همین ده روز پیش مهدی کروبی را مسخره می‌کردم به خیالم که آراء پایینی دارد. این‌ها را می‌گویم تا به اشتباهم اعتراف کنم. نه اینکه می‌توان در این سی سال و در بین این کاندیداهایی که تا امروز پدیدار شده‌اند می‌توان آدم نزدیک به ایده‌آلی یافت، نه. اشتباه من این بود که همچنان به خاتمی به عنوان شخصی محبوب تکیه داشتم.
خاتمی برای من در جمهوری اسلامی، محبوب‌ترین آدمی است که می‌توانم پیدا کنم. اما آیا این محبوب‌ترین آدم با همه‌ی خوبی‌های بزرگش اشتباهاتش را جبران کرده است؟ در اینکه خاتمی می‌خواهد محبوب و بزرگ بماند هیچ شکی نیست، اما آیا این محبوبیت باید به ضرر جامعه‌ی ما تمام شود. خاتمی از نامزد شدن برای انتخابات کناره‌گیری کرد به احترام میرحسین، و پشت سر او ایستاد. اما آیا خاتمی فکر می‌کند همه‌ی آن‌هایی که قرار بود به او رای بدهند از او پیروی کرده و به میرحسین رای می‌دهند؟ من به شخصه می‌شناسم آدم‌هایی را که خیال خودشان را بعد از این کناره‌گیری راحت کردند و گفتند رای نمی‌دهیم، یکی از این آدم‌ها خود من بودم.
مهدی کروبی اما درست بعد از همان خواب کذایی که همه می‌دانیمش، از خواب بیدار شد و این یک حرکت مهم بود که من این روزها در حال درک این حرکتم. تاسیس حزب اعتماد ملی و گرد هم آوردن نخبگان اقتصادی، سیاسی و فرهنگی و استفاده به‌جا از نظرات آن‌ها، حتی اگر مخالف صد در صد کروبی هم باشیم، کاری نیست که بتوان به سادگی از آن عبور کرد. کاری که تا به حال در این سی سال بعد از انقلاب برای جمهوری انجام نشده بود. حزب‌هایی که بعد از دوم خرداد تشکیل شد به اعتقاد من چیزی جز یک نام نبود و فعالیت‌های حزبی در سطحی نبود که بتوان نتیجه‌ی مهمی از آن گرفت.
اما نتیجه‌ی شکست مهدی کروبی در انتخابات ۱۳۸۴ و تشکیل حزب اعتماد ملی را من دیشب در اولین سی دقیقه‌ی کروبی در تلویزیون درک کردم. برنامه‌ای که به اعتقاد خیلی‌ها حساب‌شده و عالی بود.
نکاتی که مهدی کروبی در اولین برنامه‌ی تلویزیونی-انتخاباتی خود به آن‌ها اشاره کرد، تقریبآ تمام مطالباتی است که در این شرایط می‌توان از یک رئیس جمهور داشت. شروع خوب برنامه با ذکر خاطرات قبل از انقلاب، بیان این نکته که در همه‌ی جریان‌های بعد از انقلاب حضور داشته و تکذیب نکردن بخشی از آن‌ها، پرداختن به سه اصل جمهوریت، اسلامیت و ایرانیت، که برای من به شخصه پررنگ جلوه دادن اصل ایرانیت خیلی مهم بود. پیش کشیدن بحث اقتصاد نفتی، بحث اعلامیه‌ی حقوق شهروندی و نقد تجاوز دولت فعلی به حقوق ملت، نظارت‌های بیجا و رد صلاحیت‌های گسترده‌ی کاندیداها، بیان سوء استفاده‌ی دولت از عقاید دینی مردم، تاکید بر گفتگو در سیاست خارجی و رابطه‌ی باعزت با آمریکا، که همه و همه با دقت خاصی در این سی دقیقه ذکر شد، نشان داد که تیم پشتیبان کروبی یک تیم کاربلد سیاسی است.
مهم‌تر از همه دست گذاشتن روی دو نقطه‌ضعف دولت‌های پیشین با زیرکی بود، یکی اینکه اگر دولت کروبی با مشکلی روبه‌رو شود قرار نیست یقه‌ی دولت‌های پیشین را بگیرد، دلیل و مدرک می‌آورد و دیگر اینکه اگر مانعی جلودار دستیابی به اهداف و شعارها شود با صراحت تمام آن‌را با مردم در میان خواهد گذاشت.
حال اینجا سؤالی مطرح می‌شود که «سرنخ اصلاحات دست کیست؟» آیا دل‌بستن به حمایت خاتمی از میرحسین موسوی و تبلیغات سبز و دوست‌داشتنی میرحسین به درد اصلاح مملکت می‌خورد یا دل‌بستن به برنامه‌های حزب و تیم مهدی کروبی که می‌شود بعدها در صورت اجرا نشدن آن‌ها از او و تیمش طلبکار بود؟
باز هم حرف خواهیم زد…

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s