خوراک آراِس‌اِس

آسمونُ رنگی کن، رؤیایی ِ بی‌کابوس

نوشته‌شده در

این روزها، باید روزهای خوبی باشد لابد. سال نو هم حتمآ مبارک.  باید تصمیم‌های مهمی گرفته شود. همیشه برای این تصمیم‌های مهم زود دیر می‌شود تا گندش در می‌آید. بگذریم. گویا از لحاظ ترانه، سال خوبی در پیشه، در این روزهای گذشته از گاو، پنج شش ترانه‌ نوشته‌ام که خودم دوستشان دارم. اولین ترانه‌ی سال ۱۳۸۸ رو تقدیم می‌کنم به شما…

«رؤیایی»

رؤیامُ شروع کردم، یه صبح ِ تماشایی
یه زندگی ِ زیبا، وقتی که تو اینجایی
قصه کهنه بود بی تو، بی مقصد و مفهومی
ختم ِ غصه‌هام با توست، وقتی که تو پهلومی
بی تو خواب ِ من سرشار، از رنگ ِ سیاهی بود
هر ثانیه از خوابم، کابوس ِ تباهی بود
با چشم ِ تو اما شب، کوله‌بارشُ بخشید
بی‌توشه هراسون شد، وقتی لب ِ تو خندید
آسمونُ رنگی کن، رؤیایی ِ بی‌کابوس
تو ضریح اگه باشی، هر لحظه میام پابوس
دین ِ من و دنیامی، آیه‌ی دوسِت دارم
لمس ِ تو که رؤیا نیست، انگار که بیدارم
انگار همین حالا، تعبیر شده خوابم
من کنار ِ تو انگار، همبستر ِ مهتابم

(چهارم فروردین‌ماه ۱۳۸۸ خورشیدی)

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s