خوراک آراِس‌اِس

نه این که تقصیر تو نیست

نوشته‌شده در

«گلایه»
از تو گلایه‌ای که نیست، من تو خودم دربه‌درم
سردرگمم یه عمره و، از من ِ تو بی‌خبرم
من از خودم دلزده‌م و، بن‌بسته راه ِ قلب ِ من
بیخود به خواب ِ من نیا، تو چشم ِ من قدم نزن
نه این که تقصیر تو نیست، تقدیر من این‌جوریه
بدبختیام مصیبته، خوشبختیامم زوریه
اگه به تو دل نمی‌دم، بدون هنوز دوسِت دارم
بدون نمی‌خوام جلوی، خوبی ِ تو کم بیارم
دستای سردم‌ُ بگیر، بدون که بار ِ آخره
بمونی این سردی ِ من، حوصله‌تُ سر می‌بَره
دلت واسه من نسوزه، عادت دارم به تنهایی
قصه‌ی تلخ ِ مردی که، نداره حتی خدایی
از تو گلایه‌ای که نیست، من با خودم غریبه‌ام
زندگی تو قمار ِ من، یعنی شکست و درد و غم
برو از این من دل بکن، به پای لحظه‌هام نسوز
من فصل ِ تاریک ِ شبم، نمی‌رسم دیگه به روز

(بامداد یک‌شنبه چهارم اسفند ۱۳۸۷ خورشیدی)

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s