شعر

حافظه‌ی سرد

حافظه‌ی سرد یعنی ذهن من نیمه‌تمام مانده است.
یعنی من نیمه‌کاره‌ام.
حافظه‌ی سرد یعنی بایگانی حواس من آتش گرفته است.
چهار عمل اصلی ماشین حساب.
حواس من جمع نیست.
من از من منها شده‌ام.
من در من ضرب نمی‌شوم.
من بر من تقسیم نمی‌شوم.
حساب من پاک پاک است.
دیسک را عوض کن.
«apple» سیب آدم نیست، سیبی که حوا به دندان گرفت.
آدم و حوا را سیب خانگی از بهشت به زمین پرتاب کرد.
مرا سیب سرد حافظه، از زمین به فراموشی پرتاب می‌کند.
ما همه را فراموش کرده‌ایم.
می‌گویم یادمان رفته است «آغاسی» کشتی‌گیر نبود، آواز می‌خواند.
و «نصیری» نقاش نبود، هالتر می‌زد.
«فروغ» شاعر بود و عزیز بود، و من و تو او را نمی‌خواندیم.
ما «زن روز» می‌خواندیم و عزیز نبودیم.

شهیار قنبری

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s