فوتبال

علی دایی، مردی که نمی‌بازد

برنامه‌ی ۹۰ دیشب (دوشنبه، ۲۲ مهر ۱۳۸۷) می‌تواند نقطه‌ی عطفی در تاریخ این برنامه باشد. مدت‌ها بود منتظر چنین اتفاقی در این برنامه بودم. شاید اگر علی کریمی به تیم ملی توسط دایی دعوت نمی‌شد و بعد از تیم ملی کناره‌گیری نمی‌کرد، نمی‌توانستم دیگر اینگونه علی دایی را آن بالا تصور کنم و محبوبیت از دست رفته‌ای را ببینم که کم کم علی دایی آن را باز پس می‌گیرد.
حضور مهدی مهدوی‌کیا و علی دایی در برنامه‌ی دیشب ۹۰ یک اتفاق بزرگ بود. حرف‌های منطقی مهدوی‌کیا که همیشه با همه‌ی شایعاتی که وجود داشته سعی کرده خود را از بطن ماجرا خارج کند، شنیدنی بود. نکته‌ای که عادل فردوسی‌پور، مرد میدان‌های جنجالی نیز به آن اذعان داشت. مهدوی‌کیا نشان داد فرق هست بین انسانی که می‌خواهد موفق باشد و اراده دارد با کسی که می‌خواهد در فوتبال انقلابی باشد. دوره‌ی انقلابی‌ها در سیاست به پایان رسیده است چه برسد به فوتبال که فیفا همیشه سعی داشته آن را از سیاست جدا کند. مهدی مهدوی‌کیا در برنامه‌ی ۹۰ یک فوتبالیست حرفه‌ای بود که معادلات فوتبال را به خوبی یاد گرفته است. اینکه بازیکنی به بزرگی مهدوی‌کیا بعد از ماه‌ها دوری از تیم ملی، به وقت دعوت به تیم ملی باز می‌گردد و می‌گوید فرقی نمی‌کند مربی تیم ملی چه کسی باشد، هر وقت دعوت شدم می‌آیم و هر وقت هم نه به فکر پیشرفت در باشگاهم هستم، نکته‌ی قابل توجهی‌ست.
اما بعد از حرف‌های شنیدنی مهدوی‌کیا، نوبت علی دایی بود که مجری و بینندگان ۹۰ را متعجب کند. دایی که تا پیش از این البته بعضآ به حق، با عصبانیت و پرخاش جواب منتقدان و مخالفان خود را می‌داد. بعد از یک اتفاق غیرمنتظره در فوتبال ایران، خیلی آرام و منطقی پاسخ عادل فردوسی‌پور را داد. به طوری که به عقیده‌ی عادل فردوسی پور رابطه‌ی سینوسی این دو به نقطه‌ی ماکزیمم رسید. مطمئنآ پس از این برنامه‌ی ۹۰، علی دایی مقدار زیادی از محبوبیت از دست رفته‌ی خود را دوباره پیدا خواهد کرد. در حرف‌های دیشب سرمربی تیم ملی ایران تنها چیزی که دیده نمی‌شد پرخاش بود و منطق جایگزین آن شده بود. شاید دایی متوجه شده باشد وقتی حق با اوست، نیازی نیست که این را با پرخاش به دیگران ثابت کند. می‌شود حرف زد و به تفاهم رسید. همانطور که دیشب این موضوع ثابت شد. امیدوارم علی دایی این راه جدید را ادامه دهد. برگ‌های برنده‌ی دایی این روزها رو می‌شود. علی کریمی با تمام آمادگیش می گوید به تیم ملی فکر نمی‌کند و این برای منی که تیم ملی‌ام را دوست دارم سنگین است. می‌تواند بگوید از تیم ملی خداحافظی می‌کنم اما اینکه به تیم ملی فکر نمی‌کند نشان می‌دهد که به خاطر اختلافش با علی دایی‌ست. تفاوت‌های حرفه‌ای اینجا بروز می‌کند. کریم باقری در برنامه‌ی ۹۰ حاضر می‌شود و می‌گوید از تیم ملی خداحافظی کرده و تیم ملی جای جوان‌هاست، اما علی کریمی پرخاش می‌کند و به خبرنگار می‌گوید: من برای برگشتن به تیم ملی بازی نمی‌کنم که گیر دادی.
لیست بازیکنان تیم ملی تقریبآ بدون عیب و نقص اعلام می‌شود، مهدوی‌کیا، کریمی و باقری، بازیکنانی هستند که بازگشتشان به تیم ملی با مربیگری دایی بعید می‌نمود. با کناره‌گیری از تیم ملی محبوبیت علی کریمی کمرنگ می‌شود. هرچند طرفداران دو آتشه‌ی کریمی و مخالفان سرسخت دایی حرکت علی کریمی را تحسین می‌کنند، اما وقتی عادل فردوسی‌پور حرکت علی کریمی را تقبیح می‌کند می‌توان فهمید که کریمی نقشش را حرفه‌ای بازی نکرده است. حضور و حرف‌های منطقی دایی در  برنامه‌ی ۹۰ نظرها را به سود دایی تغییر خواهد داد. مطمئن باشید این علی دایی دوست‌داشتنی‌تر خواهد شد.
حالا که تیم ملی فوتسال دارد نتیجه می‌گیرد، لازم است ذکر کنم که دیرزمانی حسین شمس، بددهن‌ترین مربی ایران بود، او حتی به ظاهر بازیکنان هم اهمیت می‌داد. او وحید شمسایی را مجبور به کناره‌گیری از تیم ملی کرده بود. حسین شمس نه معروفیت و نه محبوبیت دایی را داشت. اما الآن تیم ملی فوتسال با سرمربی‌گری او و حضور وحید شمسایی در جام جهانی خوش می‌درخشد. همه به امید موفقیت این تیم نشسته‌اند. هیچکس آن روزها در خاطرش نمانده، به امید موفقیت تیم ملی فوتسال در بازی امروز در مقابل ایتالیا.

Advertisements

24 دیدگاه برای «علی دایی، مردی که نمی‌بازد»

  1. سلام.
    خوشحالم اینجا رو پیدا کردم :دی!
    و اینکه علی دایی همیشه بی نظیر بوده و هست. چه زمانی که بازیکن بود، چه زمانی که مربی شد و تیمش رو قهرمان کرد و چه حالا که مربی تیم ملی شده. فقط یک اشتباه داشت که اونم پافشاری برای بازی در جام جهانی قبلی بود.
    جریان محروم کردن شمسایی به وسیله شمس چی بوده؟

    دوست داشتن

    1. @آتوسا، بین شمسایی و شمس اختلاف نظر وجود داشت که اون اوایل باعث شد شمسایی مدتی اردوی تیم ملی رو ترک کنه که با میانجی‌گری بقیه مشکلات حل شد و شمسایی راضی شد توی تیم ملی بازی کنه.

      دوست داشتن

  2. من داشتم به علی دائی بد بین میشدم اما برنامه دیشبش عالی بود.آی حال کردم.بعدشم خیلی خوب از خودش دفاع کرد و انگار یه جورایی علی کریمی رو یه بچه فرض کرده بود که حالا ممکنه از این خطاها بکنه.به هر حال ملتم یادشون رفته علی دائی آدمی بود که در هر موقعیتی وقتی به تیم ملی دعوت میشد با سر میومد و کلاس نمذاشت.خودشم به مربی گریش وو داستاناش اشاره کرد.نمی دونم مامان و بابای من که هیچی از فوتبال سر در نمیارن کلی با این رفتار علی دائی حال کرده بودن.

    دوست داشتن

  3. اگر دروغگویی و کتمان اختلافات حرفه ای گری است، حالم از این حرفه ای گری به هم می خورد. حرفه ای گری این است که مهدوی کیا بگوید قبلا مشکلاتی بوده اما هر دو طرف فراموش کرده اند نه اینکه تو دوربین نگاه کند و بگوید که هیچ وقت مشکلی نبوده!!!
    مشکل امثال کریمی، خداداد و حجازی و… این است که مانند خیلی ها بلد نیستند در ایران ریا کنند و دروغ بگویند.
    بلد نیستند مثل علی دایی در تلویزیون قیافه ی آدمهای مظلوم را بگیرند ولی وقتی دو تا لایی از جوان 19 ساله( سال 76 در کرج از علی کریمی) در فوتبال سالنی می خورند چک تو گوش آن بازیکن بزنند.
    بلد نیستن وقتی یکی رو پاشون تکل میره، تکل زننده (مبعلی) رو از عرصه فوتبال ملی حذف کنند.
    بلد نیستن وقتی مربی تیم ملی دعوتشون میکنه اما نیمکت نشین میشن( زمان مایلی کهن و قبل از جام ملتها) زمین و زمان رو به آشوب بکشن.
    بلد نیستن وقتی توسط مدافع حریف( شیث رضایی ) کنترل میشن، هر چه فحش ناموسی است به خاطر شمالی بودن بار اون کنند.
    بلد نیستن هر چی خواستن مصاحبه کنن و به همه تهمت بزنن و بازیکن حریف رو بزنند اما وقتی 3 جلسه محروم بشن با توسل به مجلس و سو استفاده از نمایندگان ترک و… رای را برگردانند.
    بلد نیستن وقتی به کمیته انضباطی احضار میشن( تابستان امسال) کاری کنن که وقتی رییس کمیته انضباطی آقای شاه حسینی که کسی در عدالت و تحت تاثیر قرار نگرفتنش شک ندارد، به مسافرت مالزی میرود و برمیگردد و میبیند که پرونده ی دایی از دفترش برده شده است و استعفا بدهد.
    بلد نیستن ده سال تعویض نشن یعنی کاری کنن که مربی تیم ملی حتی در صورت راه رفتن در زمین جرات تعویضشونو نداشته باشه.
    بلد نیستن زیر آب رییس فدراسیون را پیش رییس جمهور(خاتمی) بزنن که چرا پاشازاده را به تیم منتخب جهان معرفی کرده و نه اون رو و موجبات تغییر رییس فدراسون رو فراهم کنند.
    بلد نیستند ادعای سرباز تیم ملی بودن بکنند و ادای وطن پرستی در آورند اما مثل تیمسارها و ژنرالها بازی دوستانه ی تیم ملی با ازبکستان رو به خاطر سفر شخصی به آمریکا لغو کنند و لیگ یک کشور رو به تعطیلی بکشونن.
    بلد نیستن ادعای ارجحیت تیم ملی به تیم باشگاهی را بکنن، اما زمان مربیگری قلعه نویی در تیم ملی، وقتی مربی تیم سایپا باشند و همزمان با تیم ملی در کیش اردو داشته باشند، حاضر نشوند زمان تمرین پیش از فصل تیمشون رو فقط دو ساعت عقب بیندازند که تیم ملی زودتر تمرین کند و بعد حالا از زمین و زمان انتظار کمک و همراهی داشته باشند.( واقعا دو ساعت تغییر زمان تمرین پیش از فصل فقط برای یک جلسه چه اهمیتی دارد و آیا کمکی از این کوچکتر به تیم ملی وجود دارد؟)
    بلد نیستن وقتی گزارشگر(فردوسی پور) به خاطر ناآمادگی در زمین بازی مکزیک و ایران از اونها انتقاد کنه، فرداش چنان چکی تو صورتش بزنن( این را وقتی برای شنا استخر اریکه رفته بودم و اتفاقی فردوسی پور را دیدم از فردوسی پور پرسیدم وتایید کرد).
    بلد نیستند بیان تسبیح دستشون بگیرن اما عکساشون تو مهمانی ها و با خوانندگان در دبی همه جا پخش شود( نه اینکه خشک مقدس باشم، منظورم تظاهر و ریا است).
    بلد نیستن به آدم با شخصیتی مثل قطبی تهمت بزنن که تو دوبی اومده بود که تیم ایران به امارات باززه و سرمربی تیم ملی بشه( این تهمت رو چند بار در برنامه های تلویزیونی از جمله نود و مثلث شیشه ای تکرار کرد)
    بلد نیستن از تیم قهرمان دو بازیکن دعوت کنن اما از تیم هفدهم جدول شش بازیکن( در تابستان) و بعد ادعا کنن که به خاطر دوستی با اون بازیکنها نبوده که دعوتشون کردن!!!
    بلد نیستن یک ماه قبل بگن باقری اگه بیاد تیم ملی باید نیمکت نشین بشه و برای همین دعوتش نمی کنم اما وقتی کریمی دعوتش را رد میکنه، و میگه به خاطر مردم و ترس هواداران پرسپولیس دعوتش کرده، میگه همچین چیزی صحت نداره، اما همونجا میگه که باقری رو دعوت میکنم. چرا؟ چون کریمی دستش رو خوند و حالا برای آروم کردن هواداران پرسپولیس مجبوره باقری را دعوت کنه اما یادش میره که دو ماه قبل چی گفته بود. ( این گاف دایی دقیقا نشان داد که هدف دعوت کریمی آرام کردن افکار عمومی بوده، وگرنه دعوت باقری بلافاصله و در همان روز در حالیکه باقری مصدوم است چه مفهومی می تواند داشته باشد؟)
    بلد نیستن با خدا!!! ( از کی تا حالا بذرپاش خدا شده؟!!) لابی کنن و سرمربی تیم ملی بشن… .
    بله، علی دایی برای این فوتبال زحمت کشیده، اما چرا به اندازه ی یک بازیکن متوسط هم محبوب نیست؟ نگویید مردم فهم و.. ندارند. خیر. دایی حداقل در تیم پرسپولیس بازی کرده اما چرا آنگونه که حتی تماشاگران این تیم بازیکن ده سال قبل خود را ارج مینهند، اکثریتشان دایی را مایه ی افتخار خود نمی دانند؟ پاسخ یک کلمه است. زیرا علی دایی نماد تبعیض و عبور از مرز قوانین در فوتبال و به طور کلی ورزش ایران به شمار می رود. مردم ایران هم از تبعیض قایل شدنها و … دل خوشی ندارند. کریمی یک لگد در طول دوران ورزشی اش به ساک زد، همه از او انتقاد کردند و تاوانش را داد اما چرا وقتی یک نفر مثل مایلی کهن از دایی انتقاد میکنه کار به دادگاه و زندان میکشه؟
    شما فکر میکنی چرا دایی در برنامه ی نود دیشب آرام صحبت کرد؟ بعد از جو وحشتناکی که به خاطر صحبتهای چند وقت اخیر و البته گذشته ی دایی در جامعه بوجود آمده، مقامات فدراسیون که از عکس العمل منفی تماشاگران نسبت به دایی مطمین هستند و می ترسند رفتار دایی که منجر به این واکنشها شده، مانع اساسی در راه صعود تیم ملی به جام جهانی شود، تنها راه را آرام کردن افکار فوتبالی ها دیدند و مطمینا این برنامه به درخواست مقامات بالاتر جهت تغییر وجهه ی دایی در افکار عمومی پخش شد. زیرا دایی چند هفته قبل در تماس تلفنی با نود صریحا به فردوسی پور گفت که تو دوست نداری تیم ملی نتیجه بگیرد و برای باخت ایران لحظه شماری می کردی و… . حالا چگونه است که دعوت نود را پذیرفته و فردوسی پور هم سوالات خاص نمی کند و تکنیک های مصاحبه ی خود را به کار نمی گیرد و می گذارد دایی هر چه خواست بگوید تا همه چیز مطابق برنامه پیش برود و دایی ژست مظلوم بگیرد و مظلوم نمایی بکند.نه اینکه خوشحال نباشم که دایی ممکن است روزی تغییر کند، و نه اینکه به عدم موفقیت دایی که همان صعود تیم ملی به جام جهانی است امیدوار باشم( حاضرم بودم تیم ملی حتی با قلعه نویی هم به جام جهانی میرفت چه برسد به دایی) اما متاسفانه برنامه ی دیشب نود یک شوی تلویزیونی بیشتر نبود تا افکار عمومی را فریب دهند. آن علی دایی که ما میشناسیم و همه دیده ایم آنی نیست که در نود دیشب برای همه آرزوی موفقیت کرد و آرام و جنتلمن پاسخ داد.
    واقعا مایه تاسف است که تحصیل کردگان ما به جای اینکه از فدراسیون انتقاد کنند مگر دروه ی دیکتاتوری و استبداد است که یک بازیکن را به دلیل چند انتقاد با حذف و تخریب روبرو ساختند، بازیکین را که دچار کینه توزیهای شخصی و تسویه حسابهای مقامات فدراسیون شده و با این اقدامات زمینه ساز انصراف او شده اند را مورد انتقاد قرار میدهند. در کشوری که در تمام آن استبداد رسوخ کرده، اعتراض و فریاد به جایی نمیرسد و حتی با ابزار رسانه بلدند جنگ را مغلوبه کنند. این همان نگاه است که وقتی نخبگان به دلیل عدم تامین و بی احترامی از کشور خارج میشوند آنها را وطن فروش و اجنبی پرست و.. خطاب میکنند و این نگاه را در سیما هم ترویج می کنند. اگر انتقاد یک بازیکن با 108 بازی ملی، سزایش حذف و اخراج چند ماهه است، پس سزای افتضاح مدیران در المپیک چقدر اخراج از مدیریت است؟ در این وانفسا چرا هیچ کس نمی پرسد آیا عدم دعوت کریمی در آن برهه و حذف و اخراجش از تیم ملی به دلیل انتقاد از چند مدیر فدراسیون آیا مصداق رفتار بر خلاف منافع ملی نبود؟ اگر بود پس مدیران باید بازخواست شوند و اگر نبود، پس رفتار کریمی 30 ساله هم خلاف منافع ملی نیست. بله، کریمی سی سالش است با تمام احساسات یک جوان سی ساله و نه بیشتر و با تمام انگیزه برای اثبات اینکه تویی که مربی تیم ملی هستی و زندی را بدون تیم دعوت میکنی ولی من را که این همه سابقه ملی دارم و توانایی دارم حتی به اردو دعوت نمیکی، حالا من را نگاه کن. اگر دایی اندکی حسن نیت داشت می توانست کریمی را به تیم ملی دعوت کند و بعد بگوید که آماده نبود و خط خورد. مگر محدودیت دعوت به تتیم ملی وجود دارد؟ آیا مثلا به جای 36 بازیکن، 37 نفر به تیم ملی دعوت میشدند و سپس دایی می گفت کریمی را دعوت کردم اما ناآماده بود و خط خورد حسن نیت است یا اینکه بگوید، من که کریمی را ندیده ام. گویی از توانایی هایش خبر ندارد. بله، ممکن است از میزان آمادگیش خبر نداشته باشی، که در صورت داشتن حسن نیت با چند جلسه تمرین، مشخص میشد.
    اگر خدای ناکرده تیم ملی بازی چهارشنبه یا یکی از بازیهایش را ببازد یا در مصاحبه ای یکی از دایی انتقاد کرد و دایی با همین آرامش به زمین و زمان تهمت نزد، می توان گفت تغییر کرده است.

    دوست داشتن

  4. در اینکه علی کریمی غیر حرفه ای عمل کرد شکی نیست اما این رفتار کریمی بود که باعث شد دایی با لحنی آرام و دست پر در مقابل دوربینها ظاهر بشه وگرنه مطمئن باشد این همان علی دایی است اگر دقت کرده باشید در جملاتش گفت من هیچ وقت مسایل شخصی رو وارد تیم ملی نمی کنم اما در دنبال گفت اگهتیم ملی موفق بشه قیمت منه که چند برابر می شه و هرجایی که بخواهم راحتر کار می کنم این یعنی چی یعنی تیم ملی برا من نردبان که خودمو بکشم بالا و شاد شدن دل ملت کشک!

    دوست داشتن

  5. حالم بهم خورد از این آسمان ریسمان بافتنها
    علی کریمی همیشه محبوب است و ضد دیکتاتورها و پولکی ها
    علی دایی فقط به فکر زدن رکورد ، حفظ رکورد و انتقام است
    دلیلی ندارد 20-30 نفر برای کریمی و 60 میلیون طرفداراش مرثیه بخونن
    بهتره بازی با عربستان رو دوباره ببینید و جفتک غلام نژاد،سوتیها ی حسینی و عقیلی و ستار زارع رو.
    واقعا بازیکنهای خوبی را با تاکتیک خوبی سر هم کرده.
    شما را به زمان میسپارم،6ماه دیگه همتون میشید منتقد دایی و طرفدار کریمی دقیقا عین فردوسی پول که هفتگی رنگ عوض میکنه

    دوست داشتن

  6. آقا فرزاد شما كه خئب بلدي آسمان و ريسمان به هم ببافي شما تنها چيزي را كه از فوتبال مي خواهي اغتشاش و به هم ريختن مي باشد براي تو نه دايي نه كريمي نه حجازي نه خداداد هيچ يك محترم نيستند وگرنه در همين موضوع كريمي نه خداداد و نه حجازي هيچ يك از كريمي و كارش دفاع نكردند و دايي را محكوم كنند اما جناب عالي اين كار رو مي كني تو خودت نمي دوني فوتبال اين عصبانيت ها راو در ذات خودش دارد ام يه كم منصفانه فكر كن وقتي دايي زمان مايلي كهن از تيم كنار گذاشته شد كجا زمين و زمان را به هم زد كي نامه داد كي مصاحبه كرد كه فقط تو ديدي و تو خوندي و كسي ديگري از اين آشوبهايي كه تو مي گي خبر ندارد در خصوص مافيا هم معلوم نيست اين لفظ مافيا چيه كه الكي راه انداخته اي ببين در كدام زسانه اي از همين موضوع كريمي براي حمله به دايي استفاده نكردند خوب اگر مافيا داشت كه اين طور نبود در زمان قلعه نوعي اين تكل زننده روي پاي دايي در تيم بود چندبار بازي كرد نقشش چي بود چقدر موفق بود؟؟؟؟ اكي يك سري داستان سر هم كرده اي و خودت هم باور كرده اي و بر اساس آنها يكي را ديو ساخته اي و بقيه را فرشته شما اگر مربي تيم ملي يودي چه كساني رو به تيم دعوت مي كردي هتما همه آنهايي كه در امارات هستند را آن وقت جفتك هاي ليگ را چرا برگزار مي كيدند؟؟؟ آقاي 60 ميليون طرفدار كريمي آن شما چه مشكلي داري با ركورد دايي اگر او تونست در دوره خودش ركورد بزنه بازيكن 60 ميليوني شما هم حضور داشت چرا نتونست؟؟؟ ركورد بزنه شما كه خودت نمي توني ركورد بزني فكر نكن ركورد زدن كار آسانيه كه با تمسخر از اون ياد مي كني چرند گويي و چرند نويسي كه شما پيشه خودت كرده اي چه دليلي داره جز دشمني و كينه با دايي چرا؟؟؟؟ چون تو و امثال تو آدم موفق را تاب نمي آورند شما نمي تواني كسي را ببيني كه موفق است در كار خودش حالا تو ايران مافيا دارد در فيفا هم مافيا داره واقعا خنده دار نسلي كه به دورغ عادت كرده اداي شورشي ها را در بياره شما در برنامه نود بازي ايران و كره شمالي را در دوره قبل ديدي وقتي كريمي گل زد چه كسي او را قلمدوش كرد چرا اون موقع كسي از لايي خوردن و تو گوشي و اين مرخرفاتي كه الان تو از روزنامه ها درآورده اي و خودت اصلا اونجا نبوده اي كه ببيني حرفي نزد؟؟؟؟؟ كريمي كه مي گويي ضد ديكتاتورهاست و ضد پولكي ها مگر مجاني بازي مي كرده است كه مي گويي ضد پولكي ها ختما تمام رسانه هاي طفدار كريمي پاكان روزگار هستند و نمي شود آنها را خريد؟؟؟؟؟ يعين دايي كه ديكتاتور است و پولكي نمي توانست اين كساني كه تو تمام استدلالهايت را از انها كد آورده اي را بخرد؟؟؟؟‌وقتي چيزي براي حمله نداري داستان سرايي كن

    دوست داشتن

  7. آقای ناص عزیز
    من مانند شما پاسخ نمی دهم و شما را به آسمان و ریسمان بافتن متهم نمی کنم. به علاوه مانند شما نمی توانم نیت خوانی بکنم و بگویم که شما برای هیچ بازیکنی احترام قایل نیستید. اما ای کاش شما به جای صرف وقت برای نقد من و شخصیت یا علایق من، به نقد نوشته ام می پرداختید و می گفتید کدام یک از مصادیقی که نوشته ام نادرست است و اتفاق نیفتاده است؟
    صریحا بفرمایید کدام یک از موارد زیر رخ نداده است؟
    رفتن به مجلس برای سو استفاده از اعمال نفوذ نمایندگان ترک جهت کاهش محرومیت سه جلسه ای( این را که تلویزیون هم آن سالی که سایپا قهرمان شد نشان داد)؟ یا گم شدن پرونده اش در کمیته انضباطی ( دقیقتر خروج پرونده توسط نبی، عضو هیات رییسه فدراسیون ) و متعاقب آن استعفای شاه حسینی در اعتراض به این حرکت( آیا مصاحبه های رییس عادل و نفوذناپذیر کمیته انضباطی را هم در سایت ایسنا پس از آن وقایع نخوانده اید؟)، یا چک زدن به کریمی( در فوتبال سالنی) دروغ بوده؟ یا لغو بازی تیم ملی برای سفر شخصی دایی به امریکا(تابستان امسال)؟ یا راضی نشدن به تعویق دو ساعته تمرین سایپا برای ارجحیت تیم ملی؟ یا عدم درخواست از خاتمی برای تعویض مصطفوی به خاطر معرفی پاشازاده به تیم منتخب جهان؟ یا تغییر وجهه به فاصله کمتر از یک هفته و ادعای لابی با خدا برای سرمربیگری تیم ملی؟ یا تهمت به قطبی در چند برنامه تلویزیونی( واقعا آن برنامه ها را ندیده اید؟) یا دعوت 6 بازیکن از تیم سایپا قبل از بازی با عربستان؟ یا عدم دعوت مبعلی به تیم ملی پس از تکل بر روی پای دایی( مبعلی بعد از آن ماجرا در حالیکه عوض فیکس تیم برانکو بود دعوت نشد و زمان قلعه نویی و مجددا دعوت شده، گویا شما بازی مبعلی در مقابل کره جنوبی را به یاد ندارید که می گویید زمان قلعه نویی کجا بازی می کرد).
    شما پاسخ دهید کدام مورد اتفاق نیفتاده، نه اینکه بحث را منحرف کنید و به ذهن خوانی من و انتساب موارد بی ارتباط با بحث بپردازید. این که من یا امثال من تاب دیدن موفقیتهای دایی را داریم یا خیر، چه ارتباطی به وقوع یا عدم وقوع موارد فوق دارد؟ محض اطلاع عرض میکنم اولا: بنده که فوتبالیست یا مربی نبوده ام که دایی رقیبم محسوب شود یا در جایی مانع پیشرفت من شده باشد و به دلیل شخصی از او ناراحت باشم و ثانیا: من الان از تحصیل و شغل خودم کمال رضایت را دارم و به لطف خدا در منتهی درجه خوشبختی خودم را حس می کنم. پس عقده ی عدم موفقیت هم ندارم. از لحاظ درجه ی تحصیلی در رشته ام مقطعی بالاتر از درجه ای که تحصیل کرده ام، وجود ندارد که تحصیل نکرده باشم، و از لحاظ مالی و شغلی هم تامین کامل هستم.
    به علاوه من نفهیدم در کجای نوشته ام اشاره ای به رکورد دایی یا کریمی کرده ام که شما پاسخ بی ربط داده اید؟ و ندیدم در جایی از نوشته ام لفظ مافیا را به کار برده باشم.
    مشکل امثال شما این است که با تعصب به قضیه نگاه می کنید و فقط نکات مثبت دایی از جمله پشتکار، عزم قوی، تحصیل در دانشگاه شریف، تلاش و… را میبینید اما نکات منفی او را نمی بینید. من نه از کسی دیو میسازم و نه از کسی فرشته. من معتقدم دایی را باید با تمام نکات مثبت و منفی اش دید که متاسفانه نکات مثبتش فقط در بازی فوتبال بوده است و خارج از دایره ی زمین نکات مثبت کمی در پرونده اش به چشم میخورد و در واقع قسمتهای منفی، بیشتر به چشم میخورد. وقتی دایی خودش بازی تیم ملی با ازبکستان را به دلیل سفر شخصی به آمریکا لغو میکند یا حاضر نمی شود زمین تمرینش را به تیم ملی بدهد، به چه حقی خود را سرباز می نامد و کریمی را خارج از این دایره تصور میکند؟
    اندکی انصاف و تفکر در مورد مصادیقی که نوشته ام لازم است تا قضاوت صحیحی صورت گیرد.

    دوست داشتن

  8. يكي هواي اين آقا فرزاد رو داشته باشه.
    بابا كريمي كجاش ضد پولكي بوده است؟ مگه جريان فحش و فحش كاريش با كاويانپور سر چهار تا آپارتمان رسواي زمين و زمان نشد؟
    تازه كدوم بازيكن فوتبال ايراني براي يك هفته سه ميليون پول ميگيره كه اين آقا از پرسپوليس ميگيره؟ تازه واسه رفتن به پرسپوليس اين همه كلاس گذاشت و حتي براي بازار گرمي و بالا بردن قيمتش با استقلال هم مصاحبه كرد.
    تازه حتي دايي دستش به فردوسي پور خورده بود مطمئن باش تا الان فردوسي پور صد بار خشتك دايي رو هوا كرده بود.
    البته در جريان فحش و فحش كاري تا اونجايي كه ما ديديم و شنيديم جناب شيث از خجالت دائي دراومده بود. تازه اين شيث از اين لحاظ سابقه اش بدتر از بقيه است مگه دو سال پيش با اكبرپور جلوي دوربينهاي تلويزيون از خجالت خواهر و مادر يكديگر در اومدن و همه هم شاهد بودند.
    دايي شايد محبوب نباشد اما دائي اگه نصف تكنيك و قدرت فني كريمي را داشت با اراده‌اش مطمئن باش اولين ايراني بود كه صاحب توپ طلا ميشد.
    همين كريمي چند بار شكم و اضافه وزنش مسخره خاص و عام شده؟ تازه تا همين سه سال پيش كه به بايرن نرفته بود ايشون زمين چمن رو با شانزه ليزه اشتباه گرفته بود و خيلي بهتر از دايي وسط ميدون قدم ميزد.
    تازه با بازي امروز كاملا مشخص شد كه تيم ملي نيازي به كريمي نداره دو تا هافبك پاس دادند و دو تاي ديگه هم زدند.
    تيم دائي نيازي به كريمي نداره بلكه يه دائي ديگه نياز داره كه اون جلو بجنگه نه مثل خطيبي كه فقط جفتك پراني رو خوب بلده.
    از امارات همين يه دونه رو دعوت كرده واسه هفت پشتمون بسه. بقيه هم معلومه چه شاهكاري هستند. نيازي به اونا نيست.

    دوست داشتن

  9. در مورد صحبت آقاي فرزاد دو نكته يادم بگويم. سالي كه سايپا قهرمان شد يعني فصل 85-86 لورانت تيم را آماده ميكرد نه دائي و علي دائي از هفته سوم يا چهارم سرمربي سايپا شد پس اين صحبتتون از اساس بي پايه است. چون دائي نميتونسته مانع از آماده سازي تيم ملي بشه.
    در مورد كميته انضباطي اين بار اول نيست چنين اتفاقي افتاده. داغ ترينش همين دو هفته پيش رخ داد وقتي كه به خاطر رفتارهاي غيرورزشي نيكبخت در بازي پرسپوليس با پيام به خاطر اعمال نفوذ مصطفوي باعث شد كه پرونده اش با دو هفته تاخير بررسي بشه تازه محروم هم نشد در حالي كه كاظمي بلافاصله بعد از بازي استقلال پرسپوليس محروم شد. در اين فدراسيون از اين اتفاقها زياد افتاده است و دليلش هم بيعرضگي و شارلاتان بازي دارودسته كيومرث هاشمي و علي آبادي است.
    در مورد سرمربي شدن دائي هم مخالفت كاشاني و سعيدلو باعث شد كه قطبي سرمربي نشود و در عرض يك ساعت و با تماس سعيدلو با بذرپاش علي دائي انتخاب شد. در اين يك مورد واقعا دائي لابي نكرده بود. در حالي كه اگر قطبي سرمربي ميشد پرسپوليس قهرمان نميشد علي آبادي كه ذاتا پرسپوليسي است هم نميتوانست اين مساله را تحمل كند به شدت با سرمربيگري قطبي مخالف بود و از طرفي هم بقيه كانديداها هم توانايي جمع و جور كردن تيم را نداشتند و اينجا به قيمت قرباني كردن سايپا دائي سرمربي تيم ملي شد در حالي كه خودش مخالف بود و براي ساكت كردنش به عضو هئيت مديره سايپا كردنش.
    يك سوال از شما دارم ايران در حالي كه با عربستان بازي داشت بازي با ازبكستان به چه درد اين تيم ميخورد؟ شباهت بازي عربستان با ازبكستان چي بود؟ تازه در دوران قلعه نوعي و برانكو هم فدراسيون خيلي از تيمها رو پيشنهاد ميدادند اما مگر قبول ميكردند؟ بازي تداركاتي اختيارش حق مسلم سرمربي است.
    تازه مگر كريمي در خارج از زمين بازي هم كم مساله داشته كه اينگونه صحبت ميكنيد؟ آدمي كه جلوي گزارشگر تلويزيون ميگه به تيم ملي فكر نميكنم و براي تيم ملي بازي نميكنم چه اصراري داريد كه كارهايش را توجيه ميكنيد؟
    كريمي بايد از مهدوي‌كيا ياد بگيرد.
    مهدوي كيا خوب ميدونه كه چه كسي اون مساله اخلاقيش را در آلمان چه كسي حل و فصل كرد اما خيلي راحت مياد ميگه كه مشكلي در بين نيست. اما كريمي نبش قبر ميكنه و اتفاقي رو كه راست و دروغ معلوم نيست كي اتفاق افتاده رو پيرهن عثمان كرده و ميگه به اين دليل با دائي خصومت دارم. تازه اگه به گفته شما دائي قدرت داشت خيلي پيش از اين مانع از رسيدن پيرهن تيم ملي به كريمي ميشد. نه اينگونه نيست.

    دوست داشتن

  10. اکبر آقا فکر کنم یکی باید هوای شما رو داشته باشه.
    عزیر من اگر بتونی به من کمک کنی و نشونم بدی که کجای دو تا کامنتم گفتم کریمی پولکی نیست، یا اینکه دایی پولکی هست؟ میشه به من بگید؟
    بعد هم اختلاف مالی دو نفر که خارج از فوتبال سرمایه گذاری کرده اند چه ربطی به بحث ما داره؟

    دوست داشتن

  11. اکبر آقای عزیر
    خوب نیست آدم وقتی از یکی خوشش میاد و شیفته ی اون طرف شده، چشم بر واقعیات یینده. در اینکه بازی تدارکاتی دست سرمربی هر تیم ورزشی است هیچ شکی نیست. اما وقتی یک بازی تدارکاتی قطعی شد پس در موردش بحث شده و سپس مکاتبه شده و تعیین زمان شده است. در نتیجه، رد درخواست بازی تدارکاتی» پیش «از قطعیت به دلایل فنی امری معقول است، اما تا به حال نشنیده بودم لغو بازی تدارکاتی» پس» از قطعیت به دلیل سفر شخصی سرمربی یک کشور، در زمره ی دلایل فنی طبقه بندی شود. به علاوه اگر ازبکستان حریف مناسبی نبوده پس چرا موافقت شده و اگر بوده چرا سفر سرمربی به آمریکا باید موجب لغو آن شود؟ مشکل این است که این بازی نه به دلایل فنی بلکه دقیقا به دلایل غیرفنی لغو شد.
    در مورد کمیته انضباطی و شارلاتی و.. که فرموده اید، درست نیست که به قول معروف ماله کشی کنیم. اگر در فدراسیون هر بخشی بر اساس دار و دسته وباند بازی اداره میشد، تنها بخشی که فقط عدالت را در نظر داشت، آقای شاه حسینی در کمیته انضباطی بود. اینکه علی دایی به خود اجازه دهد چون علی دایی است، به مجلس برود و اعمال نفوذ کند و از مشهوریتش سو استفاده کند تا ارکان سیاسی مملکت، مسولان فدراسیون را تحت فشار قرا دهند، آیا بیش از اینکه نشانه ی نفوذ پذیری یا به قول شما شارلاتانی عده ای در فدراسیون باشد، نمایانگر عمل غیر اخلاقی دایی نیست؟ آیا همین رفتارهای دایی باعث نشد که شاه حسینی استعفا دهد و حالا شریفی که انسانی سست و نفوذ پذیر است نفوذ رییس کمیته انضباطی شود و شما هم به درستی رفتار شریفی را سرزنش کنید؟ دایی که می گوید کسی نباید خود را تافته ی جدا بافته بداند و درست هم می گوید، چرا حکم کمیته انضباطی علیه خود را بر نمی تابد و برای تغییر آن نه از مجاری قانونی بلکه از ارتباطات پشت پرده مایه می گذارد؟
    در مورد مخالفت کاشانی با انتخاب قطبی هم از آن حرفها زدید. گویا شما برنامه های نود را دنبال نمی کنید. اگر یادتان رفته به آرشیو نود مراجعه کنید و ببینید کاشانی چند مرتبه از رفتار نادرست فدراسیون در این زمینه انتقاد کرد و حتی پس از باخت 4 بر 1 پرسپولیس به استقلال اهواز وقتی کاشانی مهمان نود بود یادتان بیاید که چه گفت. کاشانی یکی از دلایل افت پرسپولیس را تاثیر منفی انتخابات مربی تیم ملی بر روی قطبی دانست و گفت مسولان فدراسیون حتی صبح بازی پرسپولیس با فجر که در شیراز برگزار می شد( چند هفته قبل از بازی با استقلال اهواز)، با کاشانی تماس گرفتند و با هماهنگی ایشان متن حکم مربیگری قطبی را هم نوشتند و در این زمینه حتی برای چیدمان کلمات و ادبیات نامه از کاشانی کمک گرفتند و قطبی حتی در حافظیه دور خداحافظی با طرفداران پرسپولیس زد و با بازیکنان خداحافظی کرد، اما یک دفعه ورق برگشت. می دانید چرا؟ چون لابی با خدا!!! در عرض کمتر از دو ساعت کار خود را کرد. اگر مصاحبه ی بعد از بازی برگشت پرسپولیس با فجر را ببینید که خبرنگاری به قطبی که از همه جا بی خبر بود که گفت که دایی سرمربی شده، قطبی چند ثانیه مکث کرد و بعد انگار آب یخ روی صورتش پاشیده باشند، به عمق مسایل پشت پرده پی خواهید برد. برای اولین بار از شما شنیدم که کاشانی و سعیدلو با انتخاب قطبی مخالفت کردند!! کاشانی اگر چه مواضع سیاسی اش را نمی پسندم، اما کسی در صداقتش شکی ندارد و مطمین باشید انسانی نیست که به دروغ بگوید که موافق مربیگری قطبی در تیم ملی بوده، اما در خفا مخالفت کرده باشد. بعد هم سایپا که تمام فصل قبل، در رده های میانی دست و پا میزد مگر مدعی قهرمانی بود که علی آبادی پرسپولیسی!!! با انتخاب دایی سایپا را قربانی کند؟ دایی که تا انتهای فصل هم در سایپا مربیگری کرد و هم در تیم ملی؟ کدام قربانی؟
    در مورد اردوی سایپا در کیش هم در میان فصل بود و من اشتباه پیش از فصل گفتم. که پی بردن به حقیقت این موضوع کاری ندارد. اگر وقت کردید یک روز به تمرین استقلال بروید و از قلعه نویی بپرسید یا از یکی بازیکنان آن سال سایپا یا تیم ملی در آن مقطع بپرسید به شما خواهد گفت.
    به علاوه در اینکه شیث بازیکن بی اخلاقی است شکی نیست. اما این موضوع باعث نمی شود که اگر خلافی علیه او انجام گرفت بگوییم چون شیث است صرفنظر می کنیم. مجرمان هم از حقوق برخوردارند چه برسد به یک ورزشکار متخلف. شما پاسخ دهید اگر شیث به دایی فحش داده بود، چرا دایی در دو برنامه( یک بار در برنامه نود و یک بار در برنامه ی رشید پور) از شیث طلب حلالیت و بخشش کرد؟ آیا دایی بازیکنی است که در وسط زمین از کسی آن هم در حد شیث که اصلا در مقابل دایی قدرتی ندارد بایستد و فحش بخورد و دم بر نیاورد؟
    عیبی ندارد، اگر می خواهید چشم بر روی حقایق ببندید. من هم دیگر نمی گویم که به قول شاه حسینی پرونده ی دایی از کمیته انضباطی خارج شد و دیگر بازگردانده نشد. من نمی گویم دایی بازی تدارکاتی را به علت سفر به آمریکا لغو کرد. نمی گویم که با لابی با خدا سرمربی شد. نمی گویم که به خاطر دو تا لایی چک زد. نمی گویم به مجلس رفت تا با سو استفاده ی عناصر سیاسی حکم محرومیتش را لغو کند. نمی گویم که مبعلی بعد از تکل بر روی پای او در حالیکه بازیکن مورد علاقه ی برانکو بود، دیگر به تیم ملی دعوت نشد( بعد از تکل معروف فقط زمان قلعه نویی دعوت شد)، نمی گویم که درخواست تعویض مصطفوی را به خاتمی داد و به قولی برای معرفی پاشازاده زیر آب زنی کرد و…
    اما اگر من یا امثال من اینها را نگوییم، آیا دلیلی بر عدم وجود موارد فوق است؟ آیا وجدان انسانها این تبعیضها و بی عدالتی ها را نمی بیند؟ و آیا انسانها در نهاد خود به حقیقت پی نمی برند؟( هر چند به علت تعصبات ممکن است آن را به زبان نیاورند؟)
    دیگر نیازی به ادامه ی این بحث نمی بینم. زیرا آنچه به نظرم می رسید گفتم. در خاتمه امیدورام که دایی مانند هر انسان دیگری که تغییر می کند، نشان دهد که تغییر نحوه و ادبیات صحبتش در نود، مقطعی نبوده و ادامه پیدا کند که در صورت اثبات این امر و ادامه ی این روند، من هم در زمره ی افرادی خواهم بود که او را دوست می دارند و از هواداران آن علی دایی خواهم بود که در برنامه ی نود این هفته دیدیم.

    دوست داشتن

  12. باباپولدار،phd،اطلاعات،منطق،…ماهم از عادل پرسیدیم که چرا چک نخورده؟phd جون نکنه همه اینا رو توهم زدی؟باشه همه حرفاتو قبول داریم برو خیال!!!!!!!!

    دوست داشتن

  13. بنظر من علي دايي يكي از موفق ترين ايرانيهاي معاصر مي باشد. مردي با صداقت، درستكار، با اراده پولادين. او بهترين الگوي ما ايرانيهاست. كسي كه در هيچ شرايطي ايمان و اراده اش را از دست نمي دهد. زنده باد علي دايي

    دوست داشتن

  14. اي كاش كساني كه از روي حسادت سعي در خراب كردن وجهه علي دايي هستند، به جاي حسادت، از او زندگي با عزت نفس را بياموزند.

    دوست داشتن

  15. علي دايي فردي است كه وقتي در زمين بازي با لگد دروازه بان حريف طحالش پاره شد، بخاطر سربلندي ايران به بازي ادامه داد، براي سربلندي ايران با وجود انتقادهاي نادرست و بي رحمانه با تمرينات فراوان براي تيم ملي گلزني مي كرد. زنده باد علي دايي. او هميشه و حتي وقتي با او بي مهري هاي زيادي شد ايراني بودن خود را افتخار مي دانست و براي اعتلاي نام ايران تلاش مي كرد. زنده باد علي دايي. و به همين دلايل خدا به صداقت او نمره داد و در تمام دنيا به او عزت بخشيد. او محبوبترين آسيايي در فوتبال دنياست. تمام مربيان در زمان بازيگري او آرزوي داشتن بازيكني مثل علي دايي را داشتند. زنده باد علي دايي. او امروز در مربيگري نيز با تلاش و پشتكار فراوان با تجربه شده و اميدوارم با همت بلند او نام ايران در فوتبال دنيا پر آوازه گردد.

    دوست داشتن

  16. فوتبال ايران يعني علي دايي، گوشه اي از صحبتهاي دايي عزيز:
    به گزارش «فردا»، علی دایی در گفتگو با همشهری جوان زبان به انتقاد گشود و از برخی بی مهری ها که به وی شده است شکوه کرد. وی در این گفتگو به مقایسه تفاوت رفتاری جامعه ایرانی و آلمانی می پردازد و می گوید: شما نمي‌توانيد من را با بكن‌بائر يا پلاتيني مقايسه كنيد. يك آلماني متحد مي‌شود تا بكن‌‌بائر را بكن‌بائر بكند؛ برايش كلاس مي‌گذارد، امكانات ديگر را فراهم مي‌كند و به طور كلي همه دست به دست هم مي‌دهند با بكن‌بائر را بسازند. متاسفانه ما در مملكت خودمان دست به دست هم مي‌دهيم كه امثال علي‌ دايي را خراب بكنيم. به خاطر اين اصلاً به اين چيزها فكر نمي‌كنم. شما اصلاً بكن‌بائر و پلاتيني را با دايي مقايسه نكنيد. علي دايي اگر كوچك‌ترين ضعفي داشته باشد مطمئن باشيد كه محوش مي‌كنند. امثال من بايد با خيلي چيزها بجنگند اما فرانسه همه دست به دست هم مي‌دهند تا يكي مانند پلاتيني به جامعه بين‌المللي معرفي شود.

    وی ادامه داد: براي اولين بار در تاريخ كشورمان يك ايراني به مراسم قرعه‌كشي جام جهاني دعوت شد اما متاسفانه به آن صورت بها داده نشد يا همان دفعه كه من رفتم سوئيس و جايزه بهترين بازيكن ساحلي دنيا را دادم حتي يك نفر به آن اشاره نكرد. شوخي نيست، يك ايراني رفته است و بين چند نفر آدم مشهور، جوايز بهترين‌هاي فوتبال دنيا را اهدا كرده. اين 5 نفر پله، بكن‌بائر، ماتئوس، چاپيوسات و علي‌ دايي بودند. آيا كسي اشاره كرد يا به آن پرداخت؟

    دوست داشتن

  17. برخي از صحبتهاي بزرگان درباره علي دايي:

    فرانتس بکن باوئر(قیصر فوتبال آلمان):
    من با وجود اینکه خود به ضربات سر مهلک شهره هستم ولی در طول عمرم ضربات سری به قدرتمندی و دقت ضربات علی دایی ندیده ام.زمانی که او در آرمینیا بیلفلد بازی می کرد در یکی از بازیها که من از نزدیک شاهد آن بودم از فاصله ۲۳متری با چنان ضربه سری دروازه تیم مقابل را باز کرد که قدرتش از شوت خیلی از بازیکنان هم بیشتر بود.دایی نه تنها بهترین سرزن دنیا که یک مهاجم عالی و رویایی است.
    اوتمار هیتسفیلد(سرمربی علی دایی در بایرن مونیخ):
    علی دایی یک مهاجم استثنایی و تمام عیار بود که هر مربی آرزوی داشتن چنین بازیکنی را دارد ولی من بعلت مسائل موجود در فوتبال آلمان که اجازه بازگو کردن آنها را ندارم و به دلایل مدیریتی که خاص فوتبال آلمان است علی رغم میل باطنی خودم نتوانستم از این اعجوبه فوتبال استفاده کنم و سران باشگاه نیز نتیجه تحمیل عقایدشان را در فینال لیگ قهرمانان اروپا در بازی با منچستر یونایتد و پس از فروش او به هرتا و گلزنی های او مشاهده کردند…
    لوتار ماتئوس(هم بازی سابق علی دایی در بایرن مونیخ)
    ماتئوس پس از مراسم اهداء جوایز بهترینهای فوتبال جهان در سال ۲۰۰۴ که در محل اجلاس فیفا در زوریخ با حضور مربیان و کاپیتان های تیمهای ملی جهان تشکیل شد در خصوص علی دایی اظهار داشت:
    علی جدا از اینکه یک مهاجم و بازیکن حرفه ای و تمام عیار است یک تاجر موفق و یک انسان تحصیلکرده و دارای بینش های مدیریتی فوق العاده است.او قبل از همه این ها یک انسان به تمام معناست و همواره خدا را در راس امور میبیند.ستایش های او در شادیهای بعد از زدن گل خود گویای این مدعاست.بنظر من علی دایی در تمامی این زمینه ها بسیار موفق بوده و میتواند الگوی مناسبی برای جوانان جهان باشد.
    ماریو باسلر(کاپیتان بایرن مونیخ در زمان حضور علی دایی):
    علی دایی یک ستاره گرانبها و یک بازیکن به تمام معنا حرفه ای بود که سرمربی تیم بنا به دلایل واهی و پوچ و شاید از روی اجبار نتوانست به نحو احسن از او استفاده کند و این گوهر گرانبها که هر تیمی با داشتن او میتوانست به بیشترین گلها و بهترین نتایج دست یابد را به راحتی از دست داد.
    پائولو مالدینی(کاپیتان تیم ملی ایتالیا و باشگاه آ.ث.میلان):
    او پس از بازی مقابل هرتابرلین در چارچوب رقابتهای لیگ قهرمانان اروپا که در ورزشگاه سن سیرو انجام شد به خبرنگاران گفت:زمانیکه دروازه بان توپ را به سمت میانه میدان فرستاد توپ بالای سر من و الساندرو و علی دایی بود.ما (پائولو مالدینی و الساندرو کاستاکورتا)نفهمیدیم دایی چه زمانی توانست محل فرود توپ را تشخیص دهد که پس از اینکه ما متوجه شدیم دیدیم که او پا به توپ یک متر از ما جلوتر است و با وجود اینکه توپ در میانه میدان بود من و الساندرو هر چه تلاش کردیم نتوانستیم به گام های بلند علی دایی برسیم و دروازه بان ما هم چاره ای جز تسلیم در مقابل شلیک بی نقص پای چپ او نداشت.بنظر من او یک مهاجم استثنایی است که قله های بلندی را میتواند فتح کند.
    تری ونبلز(سرمربی تیم ملی استرالیا در بازیهای مقدماتی جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه):
    علی دایی در بین بازیکنان ایران شاید تنها بازیکنی بود که ما از همان اول از حضور او هراس داشتیم و من به بازیکنانم گوشزد کرده بودم که مراقب این بازیکن باهوش و متعصب باشند.
    زمانیکه در ۷دقیقه مانده به پایان بازی توپ در میانه میدان به دایی رسید شاید هیچ کس تصور نمیکرد که ایران در آن لحظه به گل برسد.زیرا گلزن آنها در میان ۴ بازیکن ما و در میانه میدان بود اما او با زیرکی خاصی یک پاس در عمق خط دفاعی ما ارسال کرد تا مدافعین ما که همگی در پی گرفتن توپ از او بودند با رها کردن خط دفاعی و آزاد گذاشتن شماره ۱۱ ایران دچار بزرگترین اشتباه آن روز خود شوند.پاس گل او را من تا آخر عمر فراموش نخواهم کرد زیرا زیباترین و حساب شده ترین پاس گلی بود که من در عمر خود دیدم.
    جان فرانکو زولا(بازیکن افسانه ای چلسی و تیم ملی ایتالیا):
    علی دایی بدون اغراق یکی از بهترین مهاجمان جهان است.او تنها بازیکنی بود که توانست به خط دفاعی مستحکم ما که مارسل دسایی و فرانک لبوف(مدافعین تیم ملی فرانسه که در سال ۱۹۹۸ قهرمان دنیا و در سال ۲۰۰۰میلادی قهرمان اروپا شدند) را در اختیار داشت و همچنین یکی از بهترین دروازه بانان دنیا یعنی اد دی گوی(دروازه بان اول هلند در آسال)را در چارچوب دروازه میدید ۲ گل به ثمر برساند.گلهای دایی که هم با ضربه سر و هم با پا زده شد نشان از نبوغ ذاتی این بازیکن دارد.

    دوست داشتن

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s