خوراک آراِس‌اِس

بذار روشنت کنم

نوشته‌شده در

ببین داداش بذار روشنت کنم. بذار به سبک کیمیایی برات دیالوگ بگم. دو آتیشه‌ی آرژانتین و پرسپولیس و بارسا هستی درست (متأسفم). یه زمونی گذرمون به هم خورد و یه رفاقت کوچیکی بود، گذشت، چه خوب. یه‌جوری می‌خوام تو گوشت فرو کنی که دیگه نبینم به این و اون بد و بیراه می‌گی. منو می‌گی هنوز نفهمیدم تو مرامت چیه. خوبیش اینه که خودتم انگار با این سن و سال نفهمیدی کجای کاری. نباف، این‌همه کلمات قلمبه سلمبه به هم نباف که گوشمون تاب ورداشت از این نُتای بی‌معنی که وسط ملودی میای.
یه کم صب کن. نه، ببین گروه خونی ده‌نمکی و کیمیایی تو هیچ آزمایشی یکی نمی‌شه. مسعود هستن که باشن اما هر مسعودی که داش آکل نمی‌شه. خودتو اذیت نکن. درگیری می‌دونم. هممون درگیریم. مصاحبه کیمیایی با امیر قادری رو بخون. داره می‌گه آشفته شدیم. سر و ته زندگی‌مون کجا بنده خدا می‌دونه. کج فهمیدی، نوشته‌ی احمدرضا احمدی رو بخون می‌فهمی چی شد. فرقت باهاش تو ردیف کردن جمله‌س. هیچ دخلی به هم نداره. مگه هر چی دیدی همونه که دیدی؟
تند میری. کم‌کم دور برمی‌داری. میفتی تو یه سرازیری بعد می‌بینی ترمزت برید. اشهدتو نخون. دنده رو برگردون. هنوز میشه نگه داشت احمدی‌نژاد رو نه اما تو امثال هودر رو می‌شه نگه داشت.
کیمیایی نگفت زن‌ها فقط دو دسته هستند، تو بد شنیدی. جسدهای شیشه‌ای رو صد بار دوره کن. نه همون یه بارم اگه بخونی بسه. با خودت مشکل داری. نه با فمنیست‌ها مشکل داری نه با به قول خودت دختر و پسرهای نئولیبرال و نئوکان، راستی معنی‌ش چی میشه؟ بی‌خیال بزن به سلامتی انصار. پاتو بذار رو ما و رد شو. کی واسه‌ش فرقی می‌کنه. تو هم بشین با شریعتمداری فیلمنامه بنویس.
آره ما انگار نفهمیدیم وطن چی بود. بدمصب مست بودیم. وقتی داشتن خاکریز عراقیا رو تخریب می‌کردن ما داشتیم تو رَحِم معلق می‌زدیم؟ اما وقتی یکی گفت «خرمشهر را خدا آزاد کرد» انگار که دنیا آوار شد رو سرمون. پس اونا که سرشون پیدا نشد چی‌کاره بودن. توی معارف اسلامی هم بهمون گفتن همه‌چی دست خداست ولی دست خودشون بود.
تاب‌ورداشته شنیدی. ناموسی که کیمیایی می‌گفت واسه‌ش جون بدیم واسه این بود که حالا این ناموسه بتونه حقشو بگیره. واسه اینکه برسه به فیلم «حکم» نه اینکه با باتوم بزنن تو سرش.
کیمیایی همونیه که مثل امثال ده‌نمکی اجازه‌ی فیلمسازی نداره، می‌دونی چرا چون مشاور فرهنگی احمدی‌نژاد می‌گه نشد که تو مسیر انقلاب بیفته.
تو این یه سال بعد از جام جهانی چیزایی ازت دیدم که درکش برام فلسفه بود. اصلآ من با اینجور فلسفه‌هایی که مثل عقیده‌های تو صد تا هزارتو دارن مشکل دارم.
نه آدما دو دسته نیستن، من نه از کیمیایی متنفرم نه آنقدر کیمیایی‌بازم که عموم فکر می‌کنند. من در کیمیایی گم شده‌ام. من دنبال کیمیایی می‌گردم. امثال کیمیایی کم پیدا می‌شن که مغزشون پر از واژه و ترکیب و دیالوگ و لحظه باشه. شهیار قنبری هم یکی از اون‌هاست.
باید می‌گفتم تا بفهمی مهمل بافتن اگه کنتور نداره اما خجالت داره. دلم بیشتر از اینا پر بود اما چون راجع به کیمیایی نوشتی خواستم ثبت بشه که بدونن اونایی که یه جوری سمت کیمیایی رفتن درست و غلط توشون زیاده مثل اون مردی که زن و دخترشو تو خونه حبس می‌کنه اما می‌دونی چی گوش میده؟ داریوش! واقعآ چگونه است که امثال احمدی‌نژاد اینقدر متناقض‌اند؟ حمیدرضای علاقه‌بند از سهمیه‌بندی بنزین واسه‌مون قصه بگو، رئیس که نیازی به تبلیغ تو ندارد.

مرتبط:
» گفتگوی امیر قادری با مسعود کیمیایی به بهانه‌ی اکران رئیس
+ قسمت دوم
+ قسمت سوم
» گفتگوی امید روحانی با مسعود کیمیایی
+ قسمت دوم
» … و مرگ ما را از هم جدا خواهد کرد (نوشته‌ی احمدرضا احمدی درباره‌ی یار دیرینش مسعود کیمیایی به بهانه‌ی رئیس)
» من متولد دهه‌ی ۶۰ (تقدیم به گنده‌لات چپ)

Advertisements

یک پاسخ »

  1. نوشته هات جالبه مخصوصا اونایی که جنبه انتقادی دارن.
    کلا وب پر محتوایی دارید
    من هم قبلا انتقادی می نوشتم ولی ویلاگم فیلتر شد.
    ضمنا لینک هم به وبلاگتون دادم
    موفق باشی عزیز

    دوست داشتن

    پاسخ
  2. والله چی بگم؟!

    دوست داشتن

    پاسخ

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s