خوراک آراِس‌اِس

مثل اشعار مسیحایی حافظ

نوشته‌شده در

از ارائه‌ی کار قبلی شاهرخ «عریضه» حدود ۵ سال می‌گذره و حالا بعد از یک سکوت طولانی آلبوم «ترانه باران ۱» به بازار اومده. البته موزیک‌ویدیوی کار «نگو نگو» یک سالی هست که از تلویزیون‌ها پخش شده اما آلبوم کامل شاهرخ این هفته ریلیز شد.
می‌توان گفت یکی از بهترین کارهای امسال است در تکمیل آلبوم قبلی شاهرخ و در سطح بالایی از ترانه و ملودی و صدا. صدای شاهرخ کشش زیبایی دارد البته من اهل فن نیستم که از لحاظ تکنیکی بررسی کنم.
در آهنگ «چاله به چاه» از همین آلبوم که مضمونی سیاسی-مذهبی دارد اوج صدای شاهرخ را می‌توان شنید، کلام آهنگ ترانه‌ای‌ست همراه شده با رباعیاتی از حضرت خیام، زیبا و متین و تفکربرانگیز:
دوباره فتنه‌ی چشم تو، فتنه برپا کرد
دلم ز شهر، چو دیوانه رو به صحرا کرد
ز بخت، یاری بیجا طلب مکن، کاین شوم
چو جغد، میل به ویرانه داشت، غوغا کرد
خدا خراب کند، خانه‌ی کسی که مملکتی
برای مصلحت خویش، خان یغما کرد
دکلمه:
من هیچ ندانم که مرا آنکه سرشت
از اهل بهشت کرد یا دوزخ زشت
جامی و بتی و بربطی بر لب کشت
این هر سه مرا نقد و تو را نسیه بهشت
(خیام)

«ترانه باران ۱» آهنگی هم در طرد جنگ و وضع کنونی دنیا دارد با نام «مردم» که مردم را به فراهم کردن احتیاجات جنگ محکوم می‌کند و گناه کودکان را سؤال می‌کند:
ای خلایق چی شده که همه‌ش جنگه و جنگ
یکی گرگ گشنه و یکی بدتر از پلنگ
تکلیف ما بچه‌ها پس چی میشه ای خدا
که بشیم قربونی هوس و رنگ و ریا

آهنگ «ترانه باران» سرکاستی این آلبوم است با ریتمی هیت و مضمونی دوست‌داشتنی:
ستاره باران شو به قافیه‌بازی
که نم‌نمک داری، ترانه می‌سازی
ترانه باران کن، ترانه می‌مونه
خدای عالم هم، ترانه می‌خونه

آهنگ «فکر راحت» پر است از غم غربت:
قصه‌ی شهر فرنگی دروغ بود
ستاره‌های آسمونش بی‌فروغ بود
پیک خوشبختی ما داره میاد تو سفره
چشمای عاشق و خیسِ منتظرِ من به دره

«زیبایی«، «نگو نگو» و «نازنین» عاشقانه‌هایی با ریتم تندند:
زیبایی:
چه باشکوهه غربت دو هم‌شب
کشف کلید قفل بوسه بر لب
کف‌گریه‌ی دریا فرورفتنی
غلتیدن قلب تو بوسیدنی

نگو نگو:
از خاطرم نمی‌ره با تو به عشق رسیدن
از باغ سرخ لب‌هات چه بوسه‌هایی چیدن
تو باور من بودی، که یاور من شدی
مثل گل زینتی، تاج سر من شدی

نازنین:
شبا تو تموم شط، دو تا دریچه روشنه
یکی چلچراغ تو، اون یکی فانوس منه
ما مث دو تا ستاره، می‌درخشیم توی شب
نبض سرخ نفسم، تنها واسه تو می‌زنه

نکنه پنجره‌تو یکی ببنده نازنین
نکنه چشمکتو بدزدن از شب زمین

«قبیله» (ایران سانگ اشتباهآ نام آنرا غریبه نوشته است) آهنگی غیرمتعارف شبیه کار «با قافیه» از آلبوم «عریضه» هستش با رتیم جالب و شعری جالب‌تر:
اهل کدوم قبیله‌ای
معتقدِ چه قبله‌ای
حرف کدوم دفتر و شعر
وصف کدوم ترانه‌ای
بگو بدونم
عزیز جونم…

و آخرین قطعه‌ی این آلبوم، کار مورد علاقه‌ی منه، «نمی‌دونی» قطعه‌ای عاشقانه با ملودی‌ای آرام تلفیقی از موسیقی سنتی و پاپ با شعری دوست‌داشتنی. قسمتی از شعر را با خود آهنگ اینجا می‌ذارم تا لذت ببرید.
نمی‌دونی، نمی‌دونی، وقتی چشمات پرِ خوابه
به چه رنگه، به چه حاله، مثل یک جام شرابه
نمی‌دونی، نمی‌دونی، نمی‌دونی چه عمیقه، چه سخنگو
مثل اشعار مسیحایی حافظ، یه کتابه، یه کتابه
مثل یک جام شرابه…

پی‌نوشت: در آهنگ «چاله به چاه» یکجا شعر میگه:
تا چند زنم به روی دریاها خشت
بیزار شدم ز بت‌پرستان کنشت
خیام که گفت دوزخی خواهد بود
که رفت به دوزخ و که آمد ز بهشت
که در اینجا معنی کنشت معبد کافران یا همان بتخانه است نه در معنی خاصش معبد یهودیان.
پی‌نوشت۲: برای اولین بار بود که تمام آهنگای یک آلبوم رو تقریبآ معرفی کردم، به هر حال ارزشش را دارد.

Advertisements

یک پاسخ

  1. فکر کنم وبلاگم حالا توپ شد
    به نظرم کاری که الان باهاش کردم بهتر از اون کاری هست که می‌خواستم کنم

    دوست داشتن

  2. درود بر شما و تشکر از توضیحات خوبتان.متشکرم

    دوست داشتن