روزانه

از رنجی که می‌بریم

طنز شیوه دوست‌داشتنی و عامه‌پسند نوشتار است. گاهآ به گونه‌ای نوشتنش مشکل می‌شود که هرچقدر به مغز فشار بیاوری حتی یک کلمه‌ی خنده‌دار بر روی کاغذ نمی‌آید. از جهت دیگری هم طنز مشکل است و آن راضی نگه‌داشتن مخاطب است. مخاطب‌هایی با سلیقه‌های مختلف و مشغله‌های فکری گوناگون که برخی مواقع خنده‌دارترین مطالب هم گلی به گوشه لب‌شان نمی‌گذارد و این کارِ طناز را مشکل می‌کند به خصوص در جامعه‌ای که ما زندگی می‌کنیم و به ویژه از رنجی که می‌بریم!
جامعه‌ی ایرانی غالبآ انتقاد را برنمی‌تابد. بگذریم که این جامعه، سرشار از گوناگونی طرز تفکرات است و دارد فرهیختگانی -خواه با سواد دانشگاهی و خواه عامه- که با دیدی روشن به انتقاد نگاه می‌کنند و با تعمق بر روی آن سعی بر بهتر شدن خود می‌کنند اما خود را گول نمی‌زنیم. ما جامعه‌ی انتقادناپذیری داریم.
حال در جایی که راه بسیاری دارد تا به ایران ایده‌آل نزدیک شود و در چنین جامعه‌ی دشواری اینترنت‌نامه‌ی انتقادی-فکاهی زابغر را با بیان این مقوله که «از آن جا که شنیده‌ایم ایرانیان مردمی بسیار انتقادپذیر هستند» به راه انداخته‌ایم تا گوشه‌هایی از موضوعات را به نقد و طنز بکشیم و قدمی برداریم به سمت ایران ایده‌آل که در دوردست‌ها حتی سایه‌ای از آن هم دیده نمی‌شود.

» منبع

Advertisements

1 دیدگاه برای «از رنجی که می‌بریم»

امکان ثبت دیدگاه وجود ندارد.