خوراک آراِس‌اِس

انتقاداتی که به خوابگرد وارد است

نوشته‌شده در

نمیدونم چه مشکلی داره اگر از کسی مثل خوابگرد و بعضی کارهایش انتقاد میکنیم (البته به اطلاع برسونم که به دلیل ترکیدگی هارد بنده در کافی نت از امکانات تایپ صحیح فارسی بهره مند نیستم) مشکل ما خوابگرد یا هرکس دیگری نیست مشکل ما برخورد متناقض او و دوستانش با پدیده هایی مشابه است. گفتگو بهترین راه حل است و برای دست یافتن به این راه حل باید نقدها را مطرح کرد. ناسلامتی میخواهیم انتقادپذیری را در خودمان افزایش بدهیم.
غیر از مسائلی که سورئالیست و مازی و دیگران در مورد حسین جاوید و امیرمهدی حقیقت مطرح کردند من یک بحث دیگر را هم باز میکنم.
قضیه بر میگردد به اواخر مرداد و نمایش پر از سانسور «کافه ترانزیت» کامبوزیا پرتوی، فیلم باورپذیر و دوست داشتنی بود گرچه با برشهای صدا و سیما چیزی از آن نماند اما این نمایش خوابگرد را وارد یک مقایسه کرد و آن مقایسه «آفساید» جعفر پناهی با «کافه ترانزیت» بود آن هم با لحنی تند.
آفساید یک فیلم ایرانی دوست است و موفقیت آن برای دوستداران کافه ترانزیت مزاحمتی ایجاد نمیکند. مطلب خوابگرد را که میخوانید مطمئن میشوید یک خصومت شخصی با جعفر پناهی دارد. حال آنکه آفساید یک فیلم جوان پسند است و مشکلات را در حالی مطرح میکند که همه خوششان بیاید. خب درست که مشکل اصلی زنان ما ورود به ورزشگاه نیست اما این مشکل یک نماد است از تمام مشکلات بزرگ آنها. برای یک دختر اروپایی غیرقابل باور است که یک دختر ایرانی نتواند ستاره های ملی پوش فوتبالش را در ورزشگاه ببیند و این نماد تمام مشکلات غیرقابل باورتر زنان ایرانی است.
خب مگر جعفر پناهی و کامبوزیا پرتوی مشکلی دارند؟ که از معروف شدن آفساید خوابگرد عصبانی میشود. جالب اینجاست که مریم مهتدی با این مطلب خوابگرد هم به شدت موافق است!
به هر حال از اینکه خوابگرد از اثری خوشش نیاید به هیچ کس برنمیخورد اما اینکه یک اثر را به شدت میکوبد ناراحتی می آورد. این مطلب هم تکمیلی بود برای انتقاداتی که به خوابگرد وارد است. خوابگردی که انگار آثار مورد علاقه اش خیلی شاهکارند و آثار دور از علاقه اش به شدت چندش آور.
پ.ن: همیشه از اینکه وبلاگستان خوابگرد را داشته است خوشحال بوده ام. اما همان خوابگردی که دلسوزانه آداب نوشتن را آموزش میداد و کسی که هفتان را بنا نهاد. خوابگردی که روابط به قول خودش و دوستان خاله خشتک بازی (از مریم مهتدی عزیز عذر میخوام) در محدوده نقدها و نظرهایش وارد نشده بود و کاش اینقدر بیرحمانه به نقد قلم نمیزد.

Advertisements

یک پاسخ

  1. به نوشتت لینک دادم… لینک قبلی رو هم درست کردم…
    اینم خیلی باحاله… مرسی از توجهت

    دوست داشتن

  2. این کافه

    این یادداشت وبلاگ « راه من» را وقتی خوندم، گفتیم دوباره بوی خون میاد و قرار گیس و گیس‌کشی بشه، ولی انگار ماجرا قبلا ختم به خیر شده و رفته. با…

    دوست داشتن