وبلاگ

یه لب بخندیم چی میشه؟

پروژه‌ی تالار افتخارات را هر کسی به دلیلی خوشش آمد و خواست که شریک باشد. لیست بلاگچین دقیقه به دقیقه به روز می‌شد و هنوز هم می‌شود. چه اشکالی دارد حتی جدی‌نویس‌های بلاگستان خودشان را در نوشتن طنز محک بزنند؟ از کوروش ضیابری تا به حال بدی ندیدم مهم نیست هر کس چه مشکلی با او دارد یا که ندارد. قصد توجیه هم ندارم.
با هیچ‌کدام از بلاگرهای دیگر هم مشکلی ندارم و امیدوارم کسی هم با من مشکلی نداشته باشد. اما نمی‌دانم چند نفر از کسانی که در این طرح جالب شرکت کردند حتی کوروش را می‌شناختند یا به قصد حالگیری از او افتخارات طنزگونه‌شان را ردیف کردند. چند نفری را می‌شناسم که اصلآ کوروش را نمی‌شناسند اما افتخاراتشان را نوشتند تا سهمی در این طرح بکر داشته باشند. قصد من هم از قافله عقب نماندن و نوشتن افتخارات مزخرف خودم بود بدون اینکه حتی یک لحظه به کوروش فکر بکنم.
حالا عده‌ای با ای‌میل‌ها و سایدبار وبلاگ کوروش و شخصیتش مشکل دارند دلیل نمی‌شود که تمام مجریان این طرح و پروژه قصدشان کوبیدن کوروش باشد. مگر در این وبلاگشهر بزرگ چند درصد با کوروش خصومت دارند.
حکایت‌مان شده مثل همان‌هایی که هر کاریکاتور، مقاله و سخنرانی انتقادی را توهین به نظام می‌دانند و مغایرت با اسلام و مرتد! آن‌ها که مشکلی با کوروش دارند احتمالآ قبل‌تر با ای‌میل به کوروش فهمانده‌اند، من نمی‌دانم. اما کوروش جان دلیل نمی‌شود که هر کس افتخارات خودش را ردیف کرد آن هم برای لحظه‌ای لبخند دشمن تو باشد و تشنه به خونت! مگر تو روزنامه‌نگار نیستی؟ من خودم به سایت و وبلاگت لینک داده‌ام و گاهی می‌خوانم و قرار هم نیست بردارم. در مطالبت دیده‌ام که هیچ‌گونه انتقاد را برنمی‌تابی و سریع واکنش نشان می‌دهی. همین متن‌های عجولانه تو را از روزنامه‌نگاری دور می‌کند. روزنامه‌نگار منتقد است پس باید جنبه‌ی انتقاد را هم داشته باشد این یک اصل است.
و طنز چیزی که اگر به نقد ما ننشسته باشد همه‌مان دوستش داریم اما مشکل همه طنازان وقتی‌ست که قلمشان را به نقد گروه یا شخص خاصی بر روی کاغذ می‌آورند یا جلوی دوربین می‌برند آن موقع می‌شوند دشمن خونی و یک آدم بد! چگونه می‌خواهیم یک مطلب طنز بنویسیم در حالی که خودمان اگر طنزی برایمان ساخته شود حالمان دگرگون می‌شود، اصلآ زابغر را برای همین ساخته‌ام بماند که راکد مانده است.
آن‌هایی هم که نام تو را زیر مطلب‌شان آورده‌اند با تو مشکلی ندارند با کارهایت مشکل دارند و انتقاد می‌کنند مثل هر شخصیت دیگری، حال می‌شود تفکر کرد. حتی اگر آن‌ها هم اشتباه می‌کنند می‌شود رد شد و به خود نگرفت و رفت، تمام می‌شود. مطمئنآ من اگر طنزی در مورد شاملوی بزرگ بنویسم قصدم توهین به شخصیت او نیست که خود می‌پرستمش اما اسمش روی خودش است طنز.
بگذریم، اصلآ هم گند نزده‌ایم بلکه خودمان را سنجیده‌ایم. واکنش خودمان به نقد و طنز مربوط به خودمان چه خواهد بود؟ جنبه‌های شخصیتمان را بالا ببریم ممکن است؟ با این واکنش‌هایمان چگونه توقع داریم دولت روزنامه‌هایمان را تعطیل نکند؟ خب آن‌ها هم شوخی و انتقاد را برنمی‌تابند.
آنهایی هم که از کوروش بدشان می‌آید مطمئنآ خودشان بهترین نیستند. حسین منصور هم توضیحاتش را نوشته است. کار او را تایید نمی‌کنم که برخوردش به آن صورت اشتباه بود اما نمی‌فهمم چرا همه پروژه را پرونده‌ای علیه کوروش می‌دانند؟ دیگر ما به کجایمان قسم بخوریم که قصدمان معروف شدن خودمان بوده نه توهین به شخصیت دیگران؟!

مرتبط:
» دوستان من نميخندم٬شما هم نخندين که جرمست…! (حامین)
» ما و طنز (سعید حاتمی)
» هزار و سیصد و بیست و یک کلمه‌ی «زرد» از مادر عروس (خورشید خانوم)
» پژوهشی کوچک در اجتماع وبلاگستان (یادداشت‌های یک معترض)
» روزی که وبلاگستان حقیر بود (سولوژن)
» عمل و عکس العمل (علی قدیمی)
» شکایت از که کنم (گوشزد)
» برای سولوژن عزیز و بعضی های دیگه (بلوطک)
» لیست افتخارات و یک سری ماجرا (آلا)

Advertisements

6 دیدگاه برای «یه لب بخندیم چی میشه؟»

  1. با سلام
    و تشکر از وبلاگ خوبتون
    خواهان تبادل لینک هستیم
    در صورت تمایل ما رو لینک کرده و با ما تماس بگیرید تا ما نیز شما رو لینک کنیم
    ای زمانه
    یا با تو نخواهم زیست
    یا تو را با آزادی خواهم آراست
    وبلاگ دختران مبارز

    دوست داشتن

  2. اصولا ما ملت میگردیم دنبال هوچی گری که سریع شلوغش کنیم حالا موضوع کاریکاتور کاملا بی ربط میخواد باشه یا یه پست وبلاگی منم از این لیست افتخارات خوشم اومد ولی روحیه طنز نویسیم خیلی خوب نیست واسه همین ننوشتم

    دوست داشتن

  3. خب بله من معتقدم که واسه جمع و جور کردنو یه پایان خوش، واسه‌ی این مسئله، همه‌ی افرادی که به طور مستقیم تقصیر داشته و یا نداشته‌اند. سهیم بوده یا نبوده‌اند را در اتوبوسی بگذاریم و به ته دره بندازیم!

    دوست داشتن

امکان ثبت دیدگاه وجود ندارد.