خوراک آراِس‌اِس

وقتی تو نیستی

نوشته‌شده در

با حضور تو شبها شعر را زندگی می‌کردم، با لمس نگاه‌هایت، با هرم نفس‌هایت و با عاشقانه‌های لطیف شبانه‌ات. اما حالا وقتی تو نیستی شعر می‌گویم از چشم‌های معصومت، از نفس‌های گرمت و از سپیدی رؤیاییت. اگر مانده بودی شاعر نمی‌شدم اما تو را داشتم و شعرهایم را. اکنون تو نیستی، شاعرم اما هیچ ندارم حتی شعرهایم به نام توست…

Advertisements

یک پاسخ

  1. به قول مازیار:
    شاعر تو بودی ای دوست، گفتی و من نوشتم

    دوست داشتن