خوراک آراِس‌اِس

نمی‌فهمم

نوشته‌شده در

چرا نمی‌فهمم، بیست سال است زنده‌ام، بیست سالی که تا یک ماه دیگر از رندی در می‌آید، در مدرسه‌های همین‌جا درس خوانده‌ام، عقاید تحمیلی همین‌جا را آموخته‌ام، همین‌جا مسلمان متولدم کرده‌اند، همین‌جا نوزادیم بوی باروت و خمپاره می‌دهد، همین‌جا کودکیم را در مسجد و روضه گردانده‌اند، همین‌جا عادتم داده‌اند که زندگی یعنی مرگ (پشت هم خطابه‌ی سایه‌ی مرگ)، همین‌جا بچگی‌هایم را به توصیه‌ی حجاب راهنمایی می‌کردند! همین‌جا موسیقی‌هایی که لحظاتم را خاطره‌انگیز می‌کرد حرام کردند، همین‌جا سرود ملی‌ای را برایم خوانده‌اند که بچگی‌ها می‌خواندیمش سر زد از چپق (بی‌احترامی به سرود ملی؟) یادم نمی‌آید تا به حال «ای ایران» را تمسخرآمیز خوانده باشم. چند کشور را می‌شناسید که سرود ملی‌شان مورد قبول همه‌ی قومیت‌های آن کشور نباشد؟

نمی‌فهمم به همین سادگی اسیر دست بیگانگان شدم، چه زود تبلیغات ضدفرهنگی آن‌ها روی تعلیمات من اثر گذاشت، که اگر به همین سادگی می‌توان نقشه‌ای کشید و فرهنگ جوانی را تسخیر کرد من آن نقشه را تقدیس می‌کنم، اهل همین‌جام، روزگارم فاجعه‌ست، حتمآ عیب و ایرادی دارم که به سمت آن حرم مطهر و خدایی پیاده‌روی نمی‌کنم، به سمت این غوغاهای بی‌مورد و چندهفته‌ای نمی‌روم، میوه گران شده است؟ رفته است سمت حرم، امتیاز کارمندی می‌دهند هرکس به این اردوی مقدس برود، تسهیلات، خدمات، … جدیدآ حضرت زینب هم به جمع معصومین پیوسته است، دیروز به مناسبت تولدش شربت می‌دادند!


این‌ها تبلیغ نیست، حرف‌های بیگانگان توطئه‌ی ضدفرهنگی‌ست؟ روزهای عجیبی‌ست، من همین‌جام، می‌خواهی تمام تعلیمات دینی را برایت بگویم، می‌خواهی بدانی چقدر می‌دانم، فکر نکن از جایی هدایت می‌شوم، من همینم.

صبح از ناآرامی‌های افغانستان می‌گفتند، از ناآرامی‌های عراق هم می‌گویند، می‌گویند آمریکا هیچ‌کاری نکرده است، برایم جالب است که همان لحظه سخنان فردی به خاطرم آمد به این مضمون که فکر نکنید با انقلاب اسلامی همه‌چیز به سرعت درست می‌شود و می‌توانیم در چند سال تمام مشکلات را حل کنیم، آن موقع ناآرامی هم بود، ۲۸ سال است گذشته است، ناآرامی‌های که همین‌جا اتفاق می‌افتد همش چوب بیگانه است که لای چرخ انقلاب می‌رود! اما آمریکا در عراق و افغانستان شکست خورده است! هنوز چند سال است؟ ناآرامی‌های آنجا را خود بوش طرح‌ریزی می‌کند؟ همه‌ی حرف‌هایش هم تهمت و تبلیغ است؟ بنگرید ما بعد از ۲۸ سال هنوز در خم یک کوچه‌ایم همه‌اش به خاطر بدخواهی بیگانگان، آن‌وقت بوش باید در عرض دو سه سال عراق و افغانستان را از جهنم به بهشت تبدیل کند!

من از غرور خسته‌ام، من از عبور خسته‌ام
من از نبودن سنگ صبور خسته‌ام
من از مرثیه‌های بی‌حضور خسته‌ام

من از نبوغ خسته‌ام، من از دروغ خسته‌ام
من از چشم‌های بی‌فروغ خسته‌ام
من از سیاهی شهر شلوغ خسته‌ام

من از توحید خسته‌ام، من از خورشید خسته‌ام
من از تقدیس نومیدانه‌ی امید خسته‌ام
من از دلواپسی‌های پر از تردید خسته‌ام

(خسته‌ام/۲۳ فروردین ۱۳۸۵)

Advertisements

یک پاسخ

  1. خسته نباشید

    دوست داشتن

  2. با شعرت خیلی حال کردم

    دوست داشتن

  3. ببينم! منظورت اينه که تصميم کبري و حسنک کجايي رو هم خوندي!؟:))

    دوست داشتن

  4. آخرش آمریکا خوب شد یا بد؟!
    نفهمیدم!!

    دوست داشتن

  5. kheili az vaze Iraq o Afghanestan khoshet miad pasho boro oonja

    دوست داشتن