طنز

الاکلنگ

انقده با اون ابروهات، الاکلنگ‌بازی نکن
آخر دیوونه میشما، انقده هرزگی نکن!
با اون بلوندرنگ موهات، دل ما رو نسوزون
با تنگ مانتوی کوتات، دل ما رو نلرزون

گرمه هوا، هلاکتم، فقط اینه گناه تو
گفتم بهت چادر بپوش، تا که نسوزونی منو
تا فهمیدی که دست من، از هوست چه می‌کنه
چاک دادی توی مانتوتو کار خدا چه می‌کنه!

انقده با اون ابروهات، الاکلنگ‌بازی نکن
آخر یه کاریت می‌‌کنم، لااقل اون چادرتو سرت کن!
جمله‌ی جریمت می‌کنمو شنیدی تو از زبون من
حالا جوابم می‌کنی، هی میدی وعده! سر خرمن!!!
(آخر جلوی بقیه‌ی مامورا مجبور بودم چرا نمی‌فهمی تو!!!)

پی‌نوشت: شعر زیر را یکی از خوانندگان افسرده و شرمنده‌ی وبلاگ فرستاده است (دروغ تا چه حد؟!)، از آن یار شیرین سخن و عسل بدن درخواست لازم را داریم!!!

Advertisements

4 دیدگاه برای «الاکلنگ»

  1. به شخصیت هر چی خانومه توهین شده! واه واه 🙂
    شما چرا اینو گذاشتید تو وبلاگتون؟ موافقید با این شعر؟

    دوست داشتن

  2. سلام. خيلي متاسف شدم ولي فكر كنم چون هويت و شماره تلفنت را اعلام نكرده بودي در ليست قرار نداشتي. در هر صورت تو برنده اي و برترين. موفق باشي.

    دوست داشتن

امکان ثبت دیدگاه وجود ندارد.