روزانه

بهار می‌آید

بهار می‌آید اما هوا بهاری نیست
در سفره‌سین ما نشاط جاری نیست
بهار می‌آید اما دلتنگ پاییزم
برای ظلمت فردا اشک می‌ریزم
بهار می‌آید…
دلم می‌خواست یه مطلب طنز می‌نوشتم٬ اما چون به احتمال زیاد آخرین پست من در سال ۱۳۸۴ خورشیدیه خواستم دلم بگیره٬ شعر رو هم از سر دلتنگی نوشتم٬ نمیشه بهش گفت شعر٬ یه چیزی که یه دفعه نوشته بشه.
به هر حال٬ اگه توی نوروز اومدین و چیزی اینجا ندیدین٬ زیاد نگران نشین٬ من زنده‌ام!
دیگه براتون سال خوش آرزو نمی‌کنم چون این آرزوهای من شوره! تبریک هم نمی‌دونم باید گفت یا نه؟ هنوز اکبر گنجی آزاد نشده در حالی که وقتشه٬ یعنی صدای ما رو هیچ‌کس نمی‌شنوه؟
بهار می‌آید؟

Advertisements

13 دیدگاه برای «بهار می‌آید»

  1. ای بابا نظرم ارور شد به فاک رفت یک بار دیگه مینویسم—سالی خوب برای شما و خانواده تون ارزومندم همراه با سلامتی و اینا
    شما رو به گوگلتالکم اضافه کردم و اینا و خلاصه سالی باشه بهتر از پارسال باشه و اینا و ÷ارسال واقعآ سالی ÷ر هیاهو و تکاپو بود و اینا و خیلی اتفاقات افتاد من مشروط شدم و اینا امییدوارم دیگه اینجوری نشه و اینا بهتر باشه و اینا همش خوبی و خوشی و سلامتی کامروایی و بهروزی و و اینا

    دوست داشتن

امکان ثبت دیدگاه وجود ندارد.