طنز

باشید تا دیده شوید

تصمیمی گرفته شده مبنی بر اینکه جامعه ۵۰ درصدی زنان و دختران٬ برای گرفتن حق و حقوقشون به ورزشگاه آزادی متوصل بشن٬ کاری که تا این برهه از زمان پشتوانه لازم رو نداشته و انجام نشده٬ گرچه در دیدار با ژاپن اندکی دیده شد و بازی پرسپولیس و بایرن مونیخ٬ نشان داد ملیت آلمانی را هم می‌شود بهانه کرد! اما اینکه حرکت گسترده و هماهنگی برای حضور در ورزشگاه انجام بشه تا حالا نبوده٬ به عقیده من حضور زنان در ورزشگاه‌های فوتبال باعث بهتر شدن جو تماشاگران میشه البته از جهت مثبت!

و اما حال که قرار است اتفاقی به این خجستگی بیفته٬ لازم دیدم سفارشاتی داشته باشم:
۱- قبل از هر حرکتی لازم است تعداد بالایی بلیط توسط این ۵۰ درصد تهیه شود٬ این کار چند مزیت دارد٬ یکی اینکه به دلیل کم شدن جمعیت مردان بلیط‌دار! مسئولین ورزشگاه مجبورند طبق قانون نانوشته ورزشگاه‌داری! هرکس را که بلیط دارد به ورزشگاه راه بدهند٬ تا تیم ملی بدون حامی نباشد! دومین مزیت این است که می‌توانید با این کار در عرض یک بازی پول خوبی به جیب بزنید٬ اگر به هر دلیلی از حضور نسوان در ورزشگاه جلوگیری شد٬ بازاری به رنگ سیاه که خوشبختانه با رنگ چادر هم یکیست راه انداخته و بلیط‌ها را به چند برابر قیمت اصلی بفروشید٬ تا مردها بفهمند که شما هم حق دارید! و اگر این اتفاق هم نیفتاد مهم نیست چون ورزشگاه نیمه‌پر می‌ماند!!!

۲- از آنجایی که این حرکت از جهات بسیاری شبیه فیلم آفساید ساخته آخر جعفر پناهی می‌باشد٬ طبق قانون کپی‌رایت شایسته است که با حمل پلاکارتی مزین به جمله «برگرفته از فیلم آفساید ساخته جعفر پناهی» حقوق مؤلف را حفظ کنید٬ ضمن اینکه تا جایی که ممکن است از دیالوگ‌های فیلم استفاده نکنید تا اینکه هم تکراری نشود و هم فیلم مجوز پخش را بتواند بگیرد.

۳- طبق معمول همه اماکن عمومی و خصوصی و غیره٬ استفاده از چادر اسلامی واجب شرعیست! ضمن اینکه بعد از موفقیت و ورود به ورزشگاه می‌توانید آن را دور بیندازید!

۴- از آنجایی که کاستاریکا با هزار زور و ضرب و سختی برای این دیدار دعوت شده است٬ مراتب انزجار خود را از این زورگویی استکبار با شعار الهی «انرژی هسته‌ای حق مسلم ماست» ابراز نمایید تا بفهمند که ما ورزش را با سیاست قاطی نمی‌کنیم!

۵- با توجه به اینکه آقایان در حضور شما دستپاچه می‌شوند و نمی‌توانند شدت لطف و محبتشان را به نوامیس داور٬ برانکو٬ دادکان٬ دایی و همین‌طور مربی حریف و نیز بقیه نظیر علی پروین٬ امیر قلعه‌نویی٬ آری هان و سردار آجرلو! ابراز کنند٬ لازم است جمعیت ۵۰ درصدی بانوان با آمادگی و حفظ شعارهای مربوطه به صحن ورزشگاه وارد شوند!

۶- پارچه‌نویسی رسمی قدیمی در ورزشگاه‌های سرتاسر دنیا می‌باشد٬ لازم است که همراه خود پارچه‌هایی مزین به ابراز لطفتان به بازیکنان و تیم ملی برای آویزان کردن در ورزشگاه ببرید٬ جمله‌ها می‌تواند گوناگون باشد نظیر: «علیرضا دعوت بشی٬ دعوت نشی٬ دوست داریم!» «قلب ما برای تو می‌تپد٬ ستاره شماره‌ی هشت!» «جواد کاظمیان٬ سلطان قلب‌ها» «رسول خطیبی٬ غزال تیزپا» «فرهاد (مجیدی) جات خالیه!» و نیز با پارچه‌ای به مزمون «علی دایی٬ آقای گل دنیا٬ تمام خاطرات تیم ملی» نشان دهید که دایی را بعد از ازدواج هم دوست دارید٬ و علاقه‌تان به خاطر مجرد بودن و متمول بودنش نبوده!

۷- شنیده‌ها حاکی از آن است که در این بازی بین تماشاگران قرعه‌کشی صورت می‌گیرد و به برندگان خوش‌شانس جوایزی نظیر سفر به جام‌جهانی و همین‌طور یک دستگاه اتومبیل تعلق می‌گیرد٬ بنابراین اندکی روی خوش به بغل دستی‌های مذکرتان نشان دهید و طرح دوستی بریزید٬ شاید آن شخص آدم خوش‌شانسی بود و همچنین ز.ذ! بنابراین می‌توانید یکی از برندگان خوش‌شانس جوایز باشید!!!

۸- با توجه به پخش مستقیم بازی از شبکه‌های داخلی و خارجی و همچنین جمله معروف «هستید پس دیده می‌شوید٬ باشید تا دیده شوید!» سعی کنید از آرایش‌های مد روز و لباس‌های شاداب استفاده کنید تا شرکت‌های مستکبر خارجی که نتایج محصولاتشان را در کشور خود کمتر می‌بینند٬ با دیدن آنها عشق کنند و به ادامه فعالیتشان امیدوار شوند٬ این کار نتیجه‌ی مثبت دیگری را هم دارد و آن افزایش تعداد خواستگار می‌باشد البته خارجی٬ چون در ایران محتمل سانسور خواهید شد!

۹- بعد از پایان بازی اگر از نتیجه راضی بودید می‌توانید طبق رسمی سنتی بر صندلی‌ها و سکوهای ورزشگاه یادگاری بنویسید و قلب و تیر بکشید٬ یکی از پرمصرف‌ترین یادگار‌های مدرن امروز را می‌توانید اینگونه استفاده کنید: «بازی خوبی بود٬ به وبلاگ من هم سر بزن٬ آدرس وبلاگ!»

۱۰- اما اگر از نتیجه بازی راضی نبودید و در قرعه‌کشی هم برنده نشدید و شخص مذبور هم نشد و نیز شما را حتی از اسکوربورد هم نشان ندادند٬ می‌توانید صندلی ورزشگاه را بشکنید٬ به شخص امیدوار بگویید «ایکبیری!» و «بی‌شعور» و «نکبت»٬ همین‌طور با ناخن‌هایتان صندلی‌های اتوبوس شرکت واحد را جر داده و شیشه‌های آن را بشکنید!

۱۱- بعد از بازگشت به خانه٬ وبلاگتان را به‌روز کنید و اتفاقات ورزشگاه را شرح دهید و از فیل تر بودن (اشغال بودن) دستشویی‌ها گله کنید!

۱۲- از رادیو فردا خبر اولین حضور چندهزار نفری زنان را بشنوید و کیف کنید!

پس وعده شما و آنها ۲ بعدازظهر چهارشنبه بالاتر از در غربی آزادی.

با آرزوی قهرمانی آرژانتین در جام‌جهانی!!!

Advertisements

5 دیدگاه برای «باشید تا دیده شوید»

  1. حالا بیا به یه خانومی که شوهرش وقتی حامله بوده ولش کرده و رفته حالا می‌خواد اسم شوهرش تو شناسنامه‌ی بچش باشه٬ هی از پله‌های دادسرا بالا میره پایی میاد تو ثبت احوال از اینن اتاق به اون اتاق تا فقط ثابت کنه بچش شرعیه (حلا حق و حقوق پایمال شدش هیچی) بگو عب نداره عوضش میتونی تو خود ورزشگاه فوتبال ببینی فکر می‌کنی چی‌کار میکنه؟
    با توجه به اینکه مطلبت قشنگ و خوندنی بود اما فواد حق زن‌های ما چیزی غیر از اینهاست که داره ضایع میشه

    دوست داشتن

  2. من نمیدانم چرا در صدر فهرست مشکلات حکومت جمهوری اسلامی مساله تروریسم را مطرح میکنند. غیر از ماجرای گروگانگیری سفارت آمریکا که تمامی عاملان آن در حال حاضر از کرده خود پشیمان هستند من تاریخچه ترور شخص یا اشخاص غیر ایرانی توسط حکومت ایران را به یاد ندارم. ترور ایرانیان را هم به منزله نقض حقوق اتباع ایرانی توسط حکومتشان قلمداد میکنم. با این تعاریف بزرگترین مشکل اجرایی حکومت فعلی ایران نقض حقوق شهروندان است. نقض حقوق شهروندی تقریبا کلیه اقشار ایران را در بر میگیرد. در این میان کردها مدعی اند که به حقوق قومی خود نمیرسند. معلمان معتقدند که به حقوق صنفی خود نمیرسند. زنان بر این باورند که حقوق جنسی ایشان سلب شده است. به این لیست اضافه کنید صدها و صدها طبقه و لایه و دسته بندی دیگر جامعه ایران را که از نرسیدن به حقوق خود نالانند. من در پاسخ (و البته ادامه نظرات) همه این مدعیات سوالی را مطرح میکنم. مگر مرد فارس شیعه اثنی عشری در جامعه ایران از حقوق شهروندی خود برخوردار است؟ سلب آزادی های فردی و حقوق مدنی در ایران آنقدر بالاست که مقایسه نقض حقوق زنان ایرانی در مقایسه با نقض حقوق مردان ایرانی چیزی شبیه مقایسه 1000 و 1001 است. خواهر من- دوست کرد و عرب و سیستانی من- راننده و کارگر و معلم عزیز من- نقض حقوق همگی شما زیر مجموعه ای از نقض حقوق بشر در ایران است. چیزی که شاید اگر جامعه بین الملل راستگویی داشتیم بسیار پیش و بیش از بمب هسته ای مورد توجه آنان قرار میگرفت. درد شما درد ماست. چاره آن نیز به دست ماست. ما نه گاندی میخواهیم و نه ماندلا. حکومت فعلی ما از دل 100 سال استعمار انگلیس یا دویست سال نژادپرستی بیرون نیامده است. ما خودمان 25 سال پیش ( اشتباه نکنید منظورم دقیقا 1360 است) کشورمان را به دست این حکومت سپردیم. هنوز برای بازپس گیری احتیاج به گاندی و ماندلا نداریم. خودمان میتوانیم.

    دوست داشتن

امکان ثبت دیدگاه وجود ندارد.