خوراک آراِس‌اِس

وبلاگنویسی هم عالمی دارد

نوشته‌شده در

بزرگمهر شرف الدین مطلبی را نوشته بود در مجله چلچراغ که آنرا بعد در وبلاگش گذاشت، وبلاگی که برای حمله به وبلاگها ساخته است، جالب اینجاست که احتمالآ مقاله اش قبل از پست شدن در وبلاگ بازتابی در بین وبلاگنویس ها نداشت، حتی بعد از آمدن روی وبلاگ هم بازتاب زیادی نداشت تا اینکه در بلاگ نیوز به آن لینک داده شد! میبینید بزرگمهر جان شما برای اینکه خوانده شوید و مطلبتان مورد توجه قرار گیرد، نیاز به لینک در وبلاگ یا سایتی دیگر دارید، پس لینک چیز بدی هم نیست، بی دلیل نیست که وبلاگها گوشه ای از خودشان را به لینکهای دیگران اختصاص میدهند، دیدم شما از کنتور هم برای آمارگیری استفاده میکنید، پس مهم است که چند نفر مطلب شما را میخوانند.
از عنوان خوبی استفاده نکرده اید، «حمله به وبلاگها» یا «من از این وبلاگهای لعنتی متنفرم» پس منتظر نقد و جواب وبلاگها نباید مینشستید، مطمئنآ اگر به شخصی بگویید از شما متنفرم یا به شما حمله میکنم، آن شخص سعی میکند دیگر با شما رابطه ای نداشته باشد نه اینکه جواب شما را بدهد و به رابطه اش ادامه بدهد، دیگر دوران مقابله به مثل سرآمده است، پس وقتی میگویید از وبلاگها متنفرم، وبلاگها سعی میکنند در دید شما قرار نگیرند، یعنی اینکه اگر متنفرید نخوانیدشان، برای جستجوی مطالبی که شما را به وبلاگها میرساند از گوگل و یاهو و موتورهای جستجو شکایت کنید.
مطلب انتقادیتان بیش از حد طولانیست و خواننده را خسته میکند، شاید یکی دیگر از دلایل مورد توجه قرار نگرفتن نظرات شما، طولانی بودن مطلب است، وبلاگ مانند روزنامه و مجله نیست که خواننده اش فرصت زیادی داشته باشد، آمده وبلاگ بخواند تا وقت کمتری صرف کند و مطالب بیشتری دستگیرش شود، مطلب اول وبلاگی در سرویس خارجی
بلاگر مطمئنآ خواننده ای نخواهد داشت، علاوه بر اینکه مطلب اصلی شما همان مطلب اول است و چقدر هم طولانی، میگوییم وبلاگشهر، در شهری به این گستردگی مسلمآ اگر شخصی از پنجره خانه ای که تازه اجاره کرده است فریادی بکشد، جز همسایه هایش کسی صدایش را نمیفهمد، همسایه ها هم که هنوز با صاحبخانه آشنا نشده اند توجه زیادی نخواهند کرد.
به قول
مهدی حکیمی عزیز اینجا همه نوع آدمی هست، دسته بندی انسانهای یک شهر کار آسانی نیست که شما اینگونه آنها را تقسیم کرده اید، قانون وبلاگستان آزادی است، هر کس هر چه خواست میتواند بنویسد، دیگر جایی نیست که آنها را توقیف کند، فقط ممکن است فیلتر شوند که این هم از ناتوانی بعضی هاست. وبلاگی که خوب بنویسد و منطقی مطمئنآ بازدیدکننده بیشتری خواهد داشت و نظرات پربارتری، برای مطلب بابک هزاوه نظری گذاشته بودم مبنی بر اینکه وبلاگها زیاد شده و مطالب خواندنی کم، منظور من نسبت این دو بود، تعداد وبلاگهای خواندنی اصلآ کم نیست و همانطور که گفتم من به شخصه خواندن وبلاگ را به روزنامه و مجله و حتی سایتهای خبری فارسی زبان ترجیح میدهم، اما در این میان حضور سرویس دهنده های رایگان وبلاگ، که کاملآ مفید بوده اند و باعث افزایش منابع فارسی اینترنت شده اند، امکان این را داده است که هر کس دلش میخواهد وبلاگی درست کند و تعداد هرزوبلاگها بالا برود و همین افزایش باعث میشود که درصد وبلاگهای مفید و خوب پایین بیاید، اما این دلیل نمیشود که وبلاگ چیز بدی باشد و مورد تنفر قرار گیرد.
مطمئنآ هرزوبلاگها زیاد خوانده نمیشوند، شاید شما به هرزوبلاگها بیشتر از وبلاگها علاقه دارید، برای کوبیدن وبلاگها نمیشود از برهان خلف پیش رفت که اگر یکی بد بود یعنی همه مطرودند.
نظرات خوانندگان به خوانندگان مربوط است نه نویسنده وبلاگ، تقصیر نویسنده نیست که خواننده ای کامنتی میگذارد به مضمون «وبلاگ خوبی بود، به من هم سر بزن»، مطمئنآ شما فرصت این را نداشتید که نظرات مطالب خیلی از وبلاگها را بررسی کنید، گاهی نظرات مطالب یک وبلاگ خیلی پرباتر از مطلب میشود، من در نظراتی که برایم گذاشته میشود به این موضوع پی برده ام.
آقای شرف الدین، وبلاگنویسی هم مثل روزنامه نگاری عالمی دارد، برای کسی که بدون جیره و مواجب وبلاگ مینویسد، خانه اینترنتیش ارزش زیادی دارد، همانطور که برای روزنامه نگار مقالات و گزارشهایش ارزش زیادی دارد، در میان وبلاگنویسها روزنامه نگاران زیادی هستند که وبلاگشان خواندنی تر از مقالاتشان در روزنامه هایشان است، راستی با وجود مجلات و روزنامه های زرد زیاد، و همین طور روزنامه های توقیف شده فراوان، و روزنامه های تندروی بی منطق موجود، وبلاگنویسی را ندیدم بنویسد «من از این روزنامه های لعنتی متنفرم» با اینکه شاید گاهی روزنامه ها چند ساعت وقت آدم را بگیرند تا یک مطلب به دردبخور پیدا شود، اما همان مطلب به دردبخور میتواند این تنفر را از بین ببرد.
وبلاگ را نمیتوان در جمله ها تعریف کرد، مثل شعر نو، مثل طنز، مثل فیلم، مثل ترانه و آهنگ، چون میتوانند قالبهای متفاوت و موضوع های گوناگونی را دربر بگیرند و مخاطب های مختلفی داشته باشند که هر یک سلیقه ای دارند و سلیقه هر کدام هم محترم، تنفر یک نفر نسبت به یک شاعر، نویسنده، کارگردان، بازیگر، خواننده، نظر شخصی اوست، دلیل نمیشود که دیگران هم متنفر باشند.
راستی ایمیل قابلیت بلاک کردن را هم دارد، آقای بزرگمهر، ایمیلهایی را که دوست ندارید به عنوان اسپم گزارش کنید، در خبرنامه ها هم عضو نشوید بهتر است.

Advertisements

یک پاسخ

  1. من حتا با کامنت هایی که می نویسند به من هم سری بزن اصلا مشکلی ندارم و آنرا بخشی از کار تبلیغاتی یک وبلاگ می دانم.

    دوست داشتن

  2. فواد عزيز اين دومين باريه که از طريق وبلاگ پربارت می فهمم که در بعضی جاهای وبلاگ شهر چی می گذره. نظرت منطقی بود. سعی کردم مطلب بزرگمهر شرف الدين رو بخونم ولی خيلی طولانی بود.​شايد يه وقت ديگر. تعجب می کنم کسانی که به خودشون اجازه می دند و از کلمه ی تنفر راجع به تعداد زيادی آدم با افکار متفاوت و دنياهای رنگارنگ ، استفاده می کنند، چرا خودشون مياند وبلاگ درست می کنند. شاد باشی و موفق دوست من!

    دوست داشتن

  3. فواد جان اولین نفری که زحمت کشید و این مقاله رو گذاشت توی اینترنت نویسنده گردباد بودش که خودش زحمت نوشتنش رو کشیده بود و خیلیها هم دیده بودن.
    http://gerdbad.com/?id=1137351086

    و در ثانی به نظر من برای ماها که تو ایرانیم هیچ تفریحی بهتر و به نظر من مفید تز ار خوندن وبلاگها نیست و بخصوص بعد از انتخاب ا.ن که دیگه دور پایگاههای خبری و تحلیلی اینترنتی رو به طور کلی خط کشیدم.زنده باشی
    qhalam.blogspot

    دوست داشتن

  4. سلام…
    موافقم….
    تعداد وبلاگ ها زیاد داره میشه….
    موافقم که وبلاگ خونه شخصی هر کس هست و هیچ کس هم حق توهین به کسی را نداره…
    چون هر کس نظری داره و نظر هر کس برای خودش محترم هست…
    راستی با نوشته هات حال از خودم در کردم….

    دوست داشتن

  5. شما و آقای بزرگمهر خان شرف الدین چنان حوصله بی نظیری در تلاش برای قانع کردن دیگران دارید که آدم شک می کند جفتتان یکی هستید و سوال و جواب ها را از قبل آماده کرده اید و یا هردو مبلغ هنگفتی بابت این کار دریافت می کنید.
    راستش رو بگو اگه پول مولی تو کار هست، ما هم بیایم تو این کارا، اگر هم نیست باید در آمار شوته های دنیا تجدید نظر کرده و شما 2 نفر رو هم به اون لیست اضافه کنم.
    با تشکر…
    من ا… توفیق

    دوست داشتن

  6. غم مخور، سختي اين دوران بگذرد

    دوست داشتن

  7. لينک يعنی اتصال، پيوند، اگر لينک نبود من اين مطلب را نمی‌خواندم و تامل نمی‌کردم در دنيای بلاگستان و حواشی آن
    مقاله آقای بزرگمهر چندرغاز ارزش ندارد، حيفِ وقتی که گذاشتم و اين مقاله بی‌منطق و ‌بی پايه و اساس را خواندم. ( طول و طویلبه مثال دیاسپام)
    به نظر من بلاگر باید برای خواننده‌گان وبلاگش ارزش قائل باشد.
    من اگر به طور مثال به شما لینک‌ می‌دهم به خاطر این است که در دسترس باشید و به محض آپ شدن مطلب شما را بخوانم و یا اگر به روزنامه شرق لینک دادم، خیلی راحت بتوانم از طریق بلاگ خودم مطالب منتشر را بخوانم.
    بزرگمهر که اینطور از وبلاگستان رنج می‌برد چرا خودش وبلاگ درست کرده، وبلاگی که به ویزیتور حس غم می‌دهد.
    وبلاگ باید طوری باشد که ویزیتور را برای خواندن مطلب مشتاق کند.
    اگر در وبلاگ من چیزی دستش نیامد حداقل از وبلاگ دوستان بتواند چیزی گیرش بیاید این امر دست نیافتنی است به جز دادن لینک.
    روزی از وبلاگ من در غربت بخاطر اینکه زیاد از خودش صحبت می‌کرد انتقاد کردم…
    بلاگر باید در وبلاگش تعادل را برقرار نماید
    در مورد کامنت هم با بیلی و من موافقم.
    زیاد شدن وبلاگ‌ها را باید به فال نیک گرفت؛ این مسئله به نظر من باعث ایجاد رقابت در میان وبلاگ‌نویسان خواهد شد(چشم‌ها را باید شست جور دیگر باید دید)
    حرف برای گفتن زیاد است و فرصت اندک

    دوست داشتن

  8. اما فواد جان اینو قبول کن که خیلی زیبا روحیه وبلاگنویسا رو توضیح داده 🙂

    دوست داشتن