خوراک آراِس‌اِس

ارجاع شدیم

نوشته‌شده در

به سلامتی ارجاعمان دادند، یا به هر حال تصویبش کردند، با سه رای مخالف کوبا، سوریه و ونزوئلا، باید با فیدل کاسترو، بشار اسد و هوگو چاوز یه عکس یادگاری بگیریم! آقای م.ا.ن هم که سریعآ دستور دادند هرچی بسته بوده باز بشه، کارها اونور آب روی روال انجام میشه، اینجا روی زوال! آخه یکی نیست بگه اگه انرژی صلح آمیز و خیلی چیزای دیگه دلتون میخواد لااقل با برنامه ریزی و هماهنگی پیش برین، رئیس جمهور یه چیز میگه، وزارت امور خارجه یه چیز میگه، رئیس مجلس یه چیز میگه، هیئت مذاکره کننده یه چیز میگه، حضرات امام جمعه هم که متخصصین امور داخلی و خارجیند، این وسط مردم چه کاره اند؟ مردم فعلآ توسری خور تصمیماتند.
ناصر خالدیان حرفهای خوب و منطقی نوشته بود که پاک شد!، دلایلش هم قانع کننده بود، برعکس دلایلی که رئسا برای رسیدن به اهدافشون مطرح میکنن، و شاید هیئت ایرانی اینقدر مقاومت نمیکرد، مذاکره ها دوستانه تر پیش میرفت و میشد مهلت گرفت برای استاندارد کردنی که خیلی زیاد طول میکشد و شاید ایرانیها حوصله اش را نداشتند.
به هر حال بعد از دو سال بحث ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت، این مسئله با تصویب ارجاع وارد مرحله سختی شد، این وسط همه دارند استفاده میکنند به جز مردم ایران، عده ای که کورکورانه هرچه دولت بگوید عمل میکنند، عده ای هم منتظر بوش و سربازانش نشسته اند، عده ای هم که منزوی شده اند.
پ.ن: مطلب پاک شده ناصر خالدیان با عنوان جدید «انژی هسته ای؛ بهشت، دوزخ، برزخ» برگشت!

Advertisements

یک پاسخ

  1. فواد جان چندتا چیز رو باید یادمون باشه:
    1- آیا داشتن فناوری هسته ای حق ماست؟ صد البته که حق ماست. هر انسان وطن دوست یا حتی خود دوستی که فقط به آینده نگاه داشته باشه مسلماٌ داشتن منبع عظیمی از انرژی و البته مصارف بسیار زیاد دیگری که تو صنعت و پزشکی داره بدست آوردن فناوری هسته ای رو واجب میکنه.
    2- آیا داشتن سلاح اتمی حق ماست؟ راستش رو بخواین من حتی معتقدم داشتن سلاح اتمی هم حق ماست. وقتی تو قانون جنگل زندگی میکنی باید ابزارش رو هم داشته باشی. هروقت اسرائیل و پاکستان و هند و اروپا و آمریکا جمع کردن سلاحاشون رو اون وقت موضوع فرق خواهد کرد.
    3- آیا از نظر سیاسی راه درستی رو برای رسیدن به حقوقمون رفتیم؟ صد البته که نه. دنیا حاضر نیست که حتی یک سوزن به یک کشور تهدیدگر بده چون میدونه اون کشور میخواد با اون سوزن بزنه تو چشم فلانی کورش کنه. نمیدونم سن دوستانی که این مطلب رو میخونن اونقدر میرسه که زمان جنگ خلیج رو به یاد بیارن یا نه. ما اون موقع به زور تکنولوژی ساخت قایق موتوری رو پیدا کرده بودیم. آقایون میگفتن ما این قایق موتوری ها رو پر از بمب میکنیم میزنیم تو کشتیهاتون. خوب معلومه که کسی به این جور نوع رفتاری اجازه دستیابی به هیچ صنعتی رو نمیده. آمریکا و بسیاری از اروپایی ها سالهاست سلاح اتمی دارن اما کسی ازشون نمیترسه چون اگه قرار بود استفاده بکنن سالها بود که اینکار رو کرده بودن. در حقیقت داشتن تیغ اونقدر ها بد نیست اما «تیغ دادن در کف زنگی مست» برای دنیا قابل قبول نیست. متاسفانه الان جمهوری اسلامی میخواد با تاکید بر اهمیت دستیابی به «تیغ» – «مست» بودن خودش رو توجیح کنه. این یه فریب بزرگ برای جامعه ایران به خصوص قشر تحصیل کرده و دانشجوها به حساب میاد.
    4- آیا از نظر صنعتی در جایی هستیم که انرژی هسته ای ملی داشته باشیم؟ با توجه به شناخت نسبتاٌ دقیقی که از جامعه علمی و صنعتی ایران دارم خیلی خوشبین نیستم. البته نمیدونم که آقایون در زیرزمینهاشون چه چیزایی پنهون دارن اما به عنوان مثال مطمئن هستم که فارغ التحصیلهای فوق لیسانس مهندسی هسته ای دانشگاه های خوبمون حتی مقدمات فیزیک رو هم خوب نمیدونن چه برسه به ساختن بمب و ایجور چیزا. اگر میتونستن که احتیاجی به عبدالقدیر خان پاکستانی نداشتیم.
    فواد عزیز و سایر دوستان. همیشه یادمون باشه که صورت سوالای بالا با هم فرق داره و طبیعتاٌ پاسخشون هم با هم متفاوته. مواظب باشیم سوالها و جوابهاشون رو با هم اشتباه نکنیم. نگذاریم کسی جواب یکی از اون سوالا رو به جای جواب اون یکی بهمون قالب کنه

    دوست داشتن

  2. چه جالب. من دیروز اومدم اینجا برای اولین بار. بعد فکر می کردم که چرا تا حالا وبلاگ شما رو ندیدم و از این مطالب خوب تا حالا استفاده نکردم.
    من یکی ترجیح می دم امنیت و آسایش داشته باشم تا ناامنی و تهدید. هنوز زمان جنگ یادم نرفته.

    دوست داشتن

  3. سلام
    وبلاگ مفيد و زيبايی داريد
    اميدوارم که در ادامه موفق باشيد
    به وبلاگ ما هم سر بزنيد

    دوست داشتن