سینما

سیمرغک بلورین

حال و هوای جشنواره و سینما، این روزها توی تهران موج میزنه، گرچه تا به حال توی حال و هوای اون نبودم، همیشه با خودم میگفتم چرا جشنواره باید توی تهران باشه، اوایل یکی از نقص های جشنواره به نظر من همین محدودیت اون به تهران بود، اما حالا که فکر میکنم میبینم جشنواره بین المللی فیلم فجر نقایص زیادی داره که بعد از گذشت سالها از برگزاری اون فکری به حالش نشده، جشنواره ای که قرار بود چیزی مثل اسکار، کن و جشنواره های دیگه باشه و سینمای ایران رو پیشرفت بده، اما به جز متحول کردن حال و هوای سینما در ده روز و معرفی درصدی فیلم خوب، تقدیر از اساتید و پیشکسوتان، فایده ای نداشته است.
از نامگذاری شروع میکنم، قبل از انقلاب جشنواره فیلم تهران بود، که فجر ادامه اونه، به قبل از انقلاب کاری ندارم، اما نامگذاری جشنواره ای که بین المللیه و جایزش هم سیمرغ بلورین به نام فجر و انقلابی کردنش به نظر من کار درستی نبود، همین برگزاری ده روزه اون در سالگرد انقلاب میتونه یادآور انقلاب باشه، اما اینکه همه مراسم ما در این دهه به اسم فجر نامگذاری شده مثل ورزشگاههای فوتبال ما میمونه که همه به نام جهان پهلوان تختیند، میتوانست نام جشنواره همان تهران بمونه و یا به اسم جایزش سیمرغ باشه، نام فجر باعث میشه که سیاستهای جشنواره هم بیطرفانه نباشه.
جشنواره فیلم فجر آغاز نمایش فیلمهای سال بعد است اما جشنواره های دیگر معمولآ پایان نمایش فیلمهاست یعنی فیلمها و کاندیدها قبلآ دیده شده اند، مردم، مطبوعات و منتقدین مقایسه ای یک ساله داشته اند و در جشنواره ها بررسی میشود، اما در فجر فیلمهای ناشناسی می آید که باید در ده روز مورد بررسی قرار بگیرد، مطمئنآ این بررسی ها هر چقدر هم که بیطرفانه باشد، درست نیست.
گرچه نباید فجر را با اسکار مقایسه کرد، اما اگر مقایسه نکنیم همین جا درجا میزنیم، باید دید در بزرگترین و مهم ترین اتفاق سینمایی جهان چه اتفاقاتی میفتد که اینقدر مهم است و سینمای کشورش بزرگترین سینمای جهان است، آزادی برای کارگردانان و نمایش فیلمها با هرگونه موضوعی یکی از مهمترین نکته های اسکار و امثال آن است، در حالی که در فجر ممکن است فیلمی نمایش داده نشود مثل به رنگ ارغوان (ابراهیم حاتمی کیا) و یا بعد از آن توقیف شود مثل خط قرمز (مسعود کیمیایی)، و کارگردانانی که مورد لطف معکوس مسئولان جشنواره قرار میگیرند، اینگونه است که برای مثال مسعود کیمیایی تصممیم میگیرد یکی از بهترین ساخته هایش قبل از جشنواره اکران شود، یا جعفر پناهی بعد از سالها انتظار موفق به راهیابی به جشنواره میشود.
اسکورسیزی شاید از معدود کسانی است که در اسکار مورد کم لطفی قرار گرفته است و به سمبول تبدیل شده است اما اینجا در فجر تعداد کسانی که مورد بی مهری قرار گرفته اند کم نیست.
یکی دیگر از مشکلات تصمیم گیری راجع به گروهبندی فیلمهاست، که هنوز کسی نفهمیده است روال گروهبندی فیلمها بر چه اساسیست!
فیلمهای فجر نشان داده میشوند و عده ای موفق میشوند ببینند، اما بعد از آن معلوم نیست، چه بر سر فیلمها می آید، مارمولک جایزه میگیرد اما هنگام نمایش در شهرستانها عده ای برای خودشان توقیفش میکنند، و فیلمهایی از این دست، همیشه موقع جشنواره در مورد فیلمهایی که داستانشان کمی غیر معمول است میگویند بریم جشنواره ببینیم شاید بعد نمایش داده نشود؟! یا همه منتظرند که قانون کپی رایت و کیفیت و همه چیز زیر پا گذاشته شود تا فیلمهای جشنواره ای را با تصویربرداری از روی پرده بلافاصله بعد از جشنواره ببینند و بدون سانسورهای ثانویه آخر جشنواره برای از ما بهتران است، این روزها در مورد آفساید (جعفر پناهی) کم و بیش چنین شایعه های به گوش میرسد، در حالی که کارگردان بین المللی ایرانی همیشه در حسرت نمایش فیلمهایش برای هموطنانش بوده است.
راجع به کیارستمی ها هم حرف زیاد زده شده است، نیازی به توضیح نیست.
اما گاهآ جشنواره فیلمهایی را معرفی کرده است که برای بازیگران و کارگردانش تحولی بوده است، سگ کشی(بهرام بیضایی)، نیمه پنهان (تهمینه میلانی)، خانه ای روی آب (بهمن فرمان آرا)، من ترانه 15 سال دارم (رسول صدرعاملی)، بوتیک ( حمید نعمت الله)، مهمان مامان (داریوش مهرجویی) و مارمولک (کمال تبریزی) در چند سال اخیر ارمغان جشنواره بوده است، گرچه در همین چند سال فیلمهایی هم در سایه جشنواره دیده نشدند.
امسال خیلی ها نیستند، مسعود کیمیایی، داریوش مهرجویی، بهرام بیضایی، بهمن فرمان آرا، مهدی فخیم زاده، کمال تبریزی و …، اما کسانی هستند که میخواهند تحول ایجاد کنند اصغر فرهادی با چهارشنبه سوری، جعفر پناهی با آفساید، فریدون جیرانی با ستاره ها، ابراهیم حاتمی کیا با به نام پدر و ابوالحسن داودی با تقاطع و همین طور خیلی های دیگر، و ما منتظر فیلمها بعد از جشنواره میمانیم!
قرار بود جشنواره ای بسازیم مثل اسکار، کن، برلین و دیگران اما هنوز اندر خم همان کوچه ایم و منتظر اما گرچه جشنواره فجر فرش قرمزی ندارد و ستاره هایش مانند هالیوود تقدیر نمیشوند اما سیمرغک بلورینی دارد که گاهی شیرین است…

Advertisements

7 دیدگاه برای «سیمرغک بلورین»

  1. به نظر من که تو یکی دو سال گذشته بهتر شده و مشکل اصلی در تفکرات مدیران جشنواره هست که علاقه مند هستن همه چی انقلابی پیش بره (نمونه اش هم این بخش سینمای آسیاست که برای مبارزه با هالیوود برپا شده(

    دوست داشتن

  2. I dont know if you read english, but i saw your blog on BBCNews.com and I want to say you have an American admirer, and I hope no war happens and we can be friends, and life gets better for Iranian people, not worse. God bless you.

    دوست داشتن

  3. .السلام عليكم ورحمة الله الرئيس الايراني نجاد و الشعب الايراني الشقيق وجمهورية ايران الاسلامية امضي الى الامام و لا تبالي
    تعددت الاسباب و الموت واحد و الله يا نجاد انك رجل بين اوساط المترجلين و حكيم في وسط الغافلين، الكيان الصهيوني المسمى اسرائيل حتى الان لم نعترف بوجوده و لسنا مستعدين لهذا و ما الكذب الاعلامي المنظم الذي اعترف بهذا الكيان و تأييده بمجلس الامن الدولي الا تأييدا على شيئ غير موجود. هذه الارض الطاهرة ارض الاسراء و مهد الاديان يحاولون محي هويتها العربيه التاريخيه. هذا الكيان ذاهب باذن الله و سيعود اهل فلسطين الى ديارهم اذا كان في هذا العالم اناس مثلك
    we pray to the knower of all desires that we never stand down. These backs will only bend for one and he will never die. We do not seek the pleasure of the cursed we don’t seek acceptance from the wicked and we do not fear the weak, truly the only might is the might of Allah ……….God Bless president Nejad and Iran ……………………God Bless president Nejad and Iran

    دوست داشتن

امکان ثبت دیدگاه وجود ندارد.