اجتماعی

به نام ژانویه

مسیح متولد شد، جهان بار دیگر جاری شد، در آنسوی دنیا نیز صلح معنی شد، نام عیسی کنار کورش قرار گرفت، پیام آور صلح در قحطی انسانیت، پیامبر دوست داشتنی خدا، فرزند مریم، آینه غربی گفتار نیک، پندار نیک، کردار نیک.
مهم نیست اعتقاد هرکس چیست، مهم نیست که هرکس خداوند را در کدام آینه میبیند، مهم نیست که هرکس خدا را به چه شکلی تصور میکند، مهم اینست که برای اعتقاد دیگری نیز احترام قائل باشد، مهم اینست که از لذت بردن دیگران لذت ببرد، و در غصه نیز همدرد باشد، مهم انسان است.
عیسی را به عنوان پیام آور صلح میشناسیم، کورش را به عنوان بانی حقوق بشر، چه لذتی دارد از صلح صحبت کردن، چه خوب است که خون در رگهای انسان جاری باشد نه روی زمین…
برای من مهم نیست به چه نام مرا صدا کنند، مسلمان، مسیحی، یهودی، زرتشتی و …
یادم می آید، روزهای مدرسه، درس بینش اسلامی؟! پیغمبری را به من نشان دادند که تاریخ زندگیش پر از خشونت بود، پر از جنگ، رنگ دورانش قرمز بود، جالب اینجاست که آنهایی که اینگونه پیغمبرشان را تصویر میکردند، چه سرشان را بالا میگرفتند، یادم می آید 12 امام را به من نشان دادند، که چند تای آنها را پررنگ تر نام میبردند، و در زندگی آن چند تا بازهم جنگ نقش مهمتری داشت، برای من زنان قبیله دینم را آنقدر پایین برده بودند که انگار خداوند در آفرینش آنها مرتکب گناهی شده است، گرچه واقعیت ها را از من پنهان کرده بودند.
یکی از دروسی که برای من نمره می آورد همین درس بود اما یک ذره هم باورش نمیکردم، نمیدانم چرا، از صحبتهای خودخواهانه معلمهایش خسته میشدم، و از عقیده هایی که به زور به مغزم تزریق میکردند.
و حالا میبینم زیبایی چیز دیگریست، زیبایی یعنی انسانیت، یعنی صلح، یعنی دوست داشتن، در میان امامان دو سه نفری کمرنگ کمرنگ بودند، انگار که موجب سرخوردگی شده اند، اما آنها را بیشتر میپسندم…
زادروز مسیح گذشت و سالگرد سال میلادی نزدیک است، از روزهای اول سال خوشم می آید اگر رنگ شادیش زیاد باشد.
سعید حاتمی مطلبی نوشته بود در مورد عید ما و عید اونا، که عید اونا چه تر و تمیز و خوشگل است و عید ما چه خشن و کمرنگ، جدآ که راست میگه، سالهای زیادی است که تاریخ و فرهنگمان را افتخار میکنیم اما فرهنگمان را از یاد برده ایم، تقصیر مهران مدیری و شبهای برره اش نیست، اینم از فراموشی فرهنگیه که مقصر رو چند برنامه تلویزیونی و عده ای آدم میدونیم، در مورد تاریخ میتونیم ادعا کنیم، ولی دیگه از فرهنگ کمرنگ شدمون بهتره تمجید نکنیم، مقصر کیه نمیدونم، ولی تو رو خدا دیگه نگیم چه مردم با فرهنگ و اصیلی هستیم، حرفی که باورش سخته، کاش که فرهنگ بیگانه میومد و کل ایران رو میگرفت، کاش یه خورده خون فرهنگی خارجی به رگهای خشکیده فرهنگ ما تزریق میشد، ولی اینطور نیست، همیشه دوست داریم تقصیر رو گردن آدمهایی که حاضر نیستن بندازیم، یه کم به خودمون نگاه کنیم، چه قدر به خودمون احترام میگذاریم؟ چه قدر برای هم ارزش قائلیم؟ وقتی از شادیهای آخر سال و اول سال مسیحیت میشنوم من هم به عید اونا حسودیم میشه، چه مراسم خوشگلی، چه شادیهای شیرینی.
به نام ژانویه سال نوی همه مبارک باشه، شادی که متعلق به همس، سعی کنیم شادی همدیگه رو دوست داشته باشیم.

Advertisements