خوراک آراِس‌اِس

دوباره ها

نوشته‌شده در

ادعا میکنیم که فرودگاهی ساخته ایم که چیزی شبیه فرودگاه نیویورک است، مجهز، مرتب، خارج از محدوده، خلاصه پیشرفته در مورد اسمش هیچ بحثی نیست.
ادعا میکنیم که در حال رسیدن به علمی هستیم که برای تامین انرژیمان دیگر نیازی به سوختهای فسیلی نداریم، توی این راه هم، اروپا و آمریکا سد ما هستند.
ادعا میکنیم فرهنگی داریم چندهزارساله که با نام بردنش میتوانیم صدای مدعیان را نشنویم.
ادعا میکنیم مردمی داریم که قرار است کی؟ به همدیگر احترام بگذارند و برای نظر بقیه اهمیت قائل بشن.
آری ادعا میکنیم ما ایرانی داریم که هیچ مشکلی جلودارش نیست اما اینها همش ادعاست، واقعیت عکس این ادعاهاست.
هواپیمای از پیکان پیرترمان را با خیال راحت به آسمان میفرستیم، خلبانان، مهمانداران، ماموران و مسافران بیگناه را میبینیم که از روی باند فرودگاه میپرند، اما مدتی بعد ساختمانی را میبینیم غرقه در آتش و دود، آری به آن عده مادری را اضافه کنید که بی خبر در حال رسیدگی به کارهای خانه و فرزندانش است، به آن عده دخترکی را اضافه کنید که با عروسکش به سرزمین عجایب خیالش رفته است و میخندد، به آن عده پسرکی را اضافه کنید که با اسلحه خیالیش دزدانی را گرفته است، پیرمرد و پیرزنی را اضافه کنید که در حال مثلآ استراحتند، نمیدانم چه کسانی توی آن ساختمان ده طبقه شلوغ که در این وضعیت هوا مجبور به خانه نشینی بودند، زندگی میکردند. دوست ندارم تحریمهای آمریکا را پیش بکشم، دوست ندارم در مورد حق مسلمی که نوشته بودم حرف بزنم، دوست ندارم تعدد این ماجراها را یادآوری کنم، میخواهم بدانم چرا؟
زلزله را نمیتوان پیش بینی کرد، طوفان را حدس نمیتوان زد، اما سقوط را میتوان مقصر شد، چه رییس، چه کارمند، چه خبرنگار، چه شهروند، هرکس در این هواپیمای لعنتی بود، حقش این نبود، اخبار و نوشته در مورد این هواپیما زیاده، ناراحتی دوای درد نیست، آقای م.ا.ن که پیغام تسلیت فرستادی، آنجا اگر شد بگو من در نیویورک توی خورشید محو شده بودم اما هواپیمایی داشتیم که نمیدانم چند سال سن داشت شاید کمی بزرگتر از انقلاب که امروز بر سر خانه ای فرود آمد.
آقای غ.ع.ح.ع که چرخ بال میسازی و رایانه، فردا نطق پیش از دستور را اگر میتوانی بگو هواپیمایی، که خدا رو شکر قبلآ فارسی شده، چندین ساله داشتیم که به علت نقص فنی خانواده هایی را داغدار کرد.
به یک خانه ده طبقه خورد، البته مطمئنآ اونجا برج دوقلوی پنتاگون نبود، و سرنشینش هم یک نفر نبود و عملیات انتحاری نبود.
حالا بنشین و برای اتفاقاتی که میفتد پیام تسلیت بنویس، میخواهی برایت بنویسم، خرجش زیاد نمیشود، ولی چرا زیاد میشود چون این اتفاقات کم نمیفته، چه دلیلی دارد که پیام تسلیت به مناسبت شهادت! آنها بدهیم، حالا نامش را هرچه میخواهیم بگذاریم اما شاید اینها که شهید شدند، قاتلی نیز داشته اند، جز اینست؟
دردهایمان را روز به روز زیادتر میکنند، اما میگوییم که اصلاحشان خواهیم کرد، چه اصلاحی، چه آرایشی، دودمان انسانیت به باد رفته است و ما قول اصلاح میدهیم، من ثانیه ای بیشتر زنده نخواهم بود، آیا میتوانم این ثانیه را زندگی کنم؟
اتفاقها را مرور میکنم، قرار بود تعددش را یادآوری نکنم، اما این اتفاق دوباره؟! چندمین باره که اتفاق میفته؟

Advertisements

یک پاسخ

  1. خب فواد جان چاره چيست؟ راه حل چيست؟

    دوست داشتن

  2. سه شنبه شب خط آزاد اخبار 8:30 از امیر !! سرتیپ نامی از علت سقوط هواپیما پرسید، جناب امیر !! هم با کمال خونسردی گفت این مسائل عادی هست. همه جای!! دنیا از این اتفاقها می افته مساله ای نیست. هواپیما سقوط می کنه دیگه.
    به همین راحتی
    این مملکتیه که تو ش زندگی! می کنیم.

    دوست داشتن