طنز

اگه که نجابت تو رنگ دستمال نباشه

نکات کنکوری: 1- کمی تا قسمتی 18 درجه بالای تولد! 2- عذرخواهی: اگه طولانیه!

چند وقتیه که دارم توی وبلاگا میچرخم، هی فرت و فرت ( همچین فرت و فرتم که نه! ) به کلمه پرده میخورم – منم که میشناسین ( گرچه نمیشناسین! ) حوصله خوندن مطلب کامل رو ندارم همونطور که شما وقتی میاین اینجا این حال رو پیدا میکنین! – نشستم و در همون حال نشستگی و گوش دادگی به راه من داریوش خواستم ته و توی این قضیه پرده رو خودم در بیارم البته با فرض اینکه! خودم اصلآ تجربه پرده داری ندارم.
اول فکر کردم که این پرده که مارکش به فارسی بکارته! و الان اگه جستجوی گوگلی بکنی هوارتا نتیجه میده، به نوع پرده مخصوص و جدیده که واسه پنجره ها اومده از عمودی و افقی بهتر و از ورود ماوراء بنفش به همراه نور خورشید به داخل مغز جلو گیری میکنه! بنابراین بودنش خیلی مهمه ولی به یه سری دلایل این فرضیه رد شد بقیش بمونه، یکیش اینه که این پرده طبق شواهد و قرائن در ایرانم وجود داره و بنابر قانون تکنولوژی3 هرچیز جدیدی چندین قرن طول میکشه تا به سرزمین آریا برسه البته به جز وبلاگ!
تازه رسیده بودم به «صد بار اگر بوسیدی» که یادم اومد یه بارم نبوسید ( ای پدر عشق بسوزه ) چی شد؟! آهان یادم اومد که توی مطالب مربوطه
پرده با آرم تجاری بکارت را به نسوان نسبت داده بودند بنابراین باید در مخیله تهی خود به دنبال چیز جدیدی میگشتم! که اصولآ توش چیز جدیدی پیدا نمیشه! یه فلش بک! ( ها٬ اینکه گفتم الآن٬ این یعنی چه؟ ) به سال قبل دانشگاه زدم که واحد تنظیم خانواده را گذرانده بودم٬ آها٬ اونجاها یه چیزی داشتیم ورژنیته یا بکارت٬ اوه اوه منم راجع به چه چیزی میخوام مطلب بنویسم. طبق احادیث مربوطه و نامربوطه در متون برجسته دیرینه سنگی٬
هیچ تردیدی در نوشتن این مطلب جایز نیست!
آنگونه که من از متون قدیمی برداشت نمودم در جوامع پیشرفته قدیم هر مرد باید چند عدد از این پرده ها رو میدریده و خاطره خوش آنرا در دفتر خاطراتش مینوشته تا عبرتی شود برای بازماندگان نامر
د*٬ اگر در مواردی نیز پرده ای برای اثبات مردانگی نبود٬
ریختن خون نامردان فاقد این هدیه آسمانی توفیقی اجباری به حساب میومده!
افاضات آمده همه مربوط به همان دوران دیرینه سنگی بود
٬ که بنده در لوح های مرجع یافت نمودم. اما طبق گزارشات ارسال شده از قرون ماقبل این سالها٬ در هنگام عمل خیر و پسندیده و لازم الاجرای ازدواج همسر مرد در همان شب اول باید اعمال خیر خود را تکمیل مینمود و دستمال پرافتخار را با سربلندی به حضار حاضر و غایب نمایان میکرد تا همگی جمیعآ شکشان در مورد مرد بودن او به یقین تبدیل شود در این میان اگر دستمالی در اسکوربورد تصویر نمیشد دلیل بر زن بودن مرد بود و همین طور ثابت میکرد همسر نامرد خیلی نامرده! و در این لحظه ننگ آور براساس بیت تحریف شده زیر:

اگه که نجابت تو رنگ دستمال نباشه
تو باید بمیری٬ مرد همون بهتر نباشه**

ریختن خون واجب شرعی و فرعی و اتوبان بود.
در حال و هوای طعم رطب! بودم که شنیدم مادری دختر خود را فریاد همی زد ( این چه مدل نثریه؟! ) که بچه اینقده ورجی وورجه*** نکن٬ دختر که نباید مثل پسرا انقدر بالا پایین بپره!
و من به حقیقتی تلخ پی بردم که چه نشستی که قرون وسطی کشکه٬ باید راجع به عصر فیبر نوری بنویسی!
و حال در مورد این پرده تاریخ ساز در سرتاسر جهان چند دستگی پدیدار شده که البته اکثرش مربوط به همین کوچه بغلی خودمونه!
آن کفار خدا نشناس که از هر انگشتشان زبانه آتشی نعره میکشد٬ اعتقادی شیطانی دارند که این موجود حیاتی به همان اندازه که آپاندیس نقش داره٬ اونم نقش داره!
چه موجودات بی عقل و خدانشناسی هستند این غربیان٬ به همین دلیل است که خورشید همیشه آنجا غروب میکند!
و اما اینجا٬ نمایندگی بهشت بر روی زمین نیز چندین نظریه قابل تامل وجود است:
اول. بهشت نشینان خدایی به این علت که خیلی مردن٬ نظرشون اینه که زنی که باکره نباشه یعنی
Trade Mark
بکارتش ثبت نشده باشه٬ جهنم نشین است و ما را نیز به آتش فروخواهد بلعید٬ تازه اصلآ بدون اون حال نمیده!٬ غیرت هم که اصلآ سازگار نیست٬ و همانطور که بی چادر امور جهان میخوابه و چیز دیگه بیدار میشه٬ بی پرده هم نمیشه٬ حدیث داریم!
در این میان یکی ناجویده سخن پرسید: حاج آقا برای مرد چه نشانه تجاری قابل مشاهده است٬ که حاج آقا بعد از این سوال هم خود و هم سائل و هم مرا از دسترس خارج نمود.
دوم. عده ای اصلآ تفکر در اینگونه موارد را باعث افتادن از کار و زندگی میدانند٬ زیرا بحثی که رقمی به حساب بانکی نیافزاید٬ نکردنش بهتر است!
و سوم. عده نفرین شده سوم – که نابختانه خود نیز به رسم قسمت در این دسته پرتاب شده ایم – عده اشان اندازه گنجایش جهنم است نظری به مانند عقیده کفار دارند. در جمعشان نشسته بودم که شنیدم: مرد را حق عشق است و زن را نه٬ چرا؟ یعنی اگر آن جمله عربی توسط یک عرب خوانده نشود عشق نمیشه کرد؟! اگه اون لووردراپه نباشه زندگی نمیچرخه؟ بچه به دنیا نمیاد؟ … و جملاتی از این دست که به دلیل ریخت و پاش آزادی بیان نوشته نمیشه!
بعد از نوشتن این بلندبالا طنز سیاه درپیت٬ تازه مغزم به راه فکر کردن هدایت شده بود:
یعنی حق زندگی دختران فقط یک پرده است؟
یعنی نبودن این پرده نشانه هرزگی زن است؟
یعنی بی پرده عشق بازی لذتی ندارد؟
و … ( به دلیل همان )
یه پرده ناچیز و کوچولو ما رو کجاها که نبرد! قصه شاه پریون ما رو به عشق نمیرسوند…
==============
* زن به لهجه مردانگی
** تحریف شده به این صورت: میتونه نجابت تو رنگ دستمال نباشه٬ میتونه فریادی که بی وقفه سردادی باشه…
*** بالا و پایین پریدن های بچگانه!

در همین رابطه:
باکره بودن یا نبودن، نظر شما چيه؟!
یه تابو وقتی از بین میره که…
نتايج نظرسنجی در مورد بکارت

Advertisements

9 دیدگاه برای «اگه که نجابت تو رنگ دستمال نباشه»

  1. خب در این رابطه بحث زیادی میشه کرد! مثلا «حق» انسان در ایران! چه برسه به حق دختر!اگه اجازه بدی ادامه این بحث رو در وبلاگم در مطلب بعدی ثبت کنم؟ مرسی از تبریکت،درست تشخیص دادی

    دوست داشتن

  2. وقتي حق و حقوق فردي و اجتماعي افراد مشخصه بشه ديگه فکر کنم اين مسائل هم خود به خود حل ميشه.مشکل اينجاست که حق و حقوق انسان در ايران تعريف خاصي نداره..

    دوست داشتن

  3. حالا میفهمم چرا متنهای طولانی زیاد فحش میخوره!!!!

    اون زن به لهجه مردانگی رو در فرهنگستان ثبتش کن:)
    اون لینک دعای آخر رمضانو خیلی خندیدم!!

    دوست داشتن

  4. ازدواج موقت خیلی خوبه اگه راست باشه و به من یکی هم دست بده اون موقع میگم که واقعا»دمتون گرم با این ابتکاری که کردین

    دوست داشتن

امکان ثبت دیدگاه وجود ندارد.