خوراک آراِس‌اِس

ولم کن

نوشته‌شده در

– جات خالی دانشگاه رو ترکوندیم!
— خب که چی؟!
– دارم بهت میگم سر و صدا کردیم، شیشه شکوندیم، اونوقت رییس دانشگامون اومده میگه انگشت شمار بودن و خسارت زیادی به دانشکاه وارد نشده! فکر کن یه عالمه دانشجو یار دبستانی به لب چقدر شیشه شکوندیم و خسارت زدیم!
— حالا من باید چی کار کنم؟
– تو حالت خوبه، مثلآ ماها مخالفیم، مگه عوض شدی؟
— نه، ولی دیگه حوصلم سر رفته، تا کی به این کارا دلم رو خوش کنم؟ تازه مگه نمیبینی بعد از عمری یه هاست گرفتم، میخوای اینم ببندن؟
– نه تو مثل اینکه یه چیزیت هست! ما رو باش با کی داریم درددل میکنیم! همینه دیگه شما اونجا هرکاری هم به سرتون بیارن صداتون درنمیاد! از وقتی اومدم اینجا میفهمم دانشجو بودن یعنی چی.
— حالا چقدر به دانشگاه خسارت زدین؟
– رو سرشون خراب کردیم!!!
— خب دیگه بعد پول این خرابکاریاتونو من و امثال من باید بدیم!
– اصلآ بی خیال بابا تو امروز حالت خوش نیست، عکساشو اینجا ببین…
پ.ن: گفتگوی من و اونی که انتقالی گرفت رفت اصفهان راجع به اعتراضات در دانشگاه آزاد واحد نجف آباد، فکر کنم یه هفته پیش! جدآ که من فعلآ حالم خوش نیست…

Advertisements

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.