عاشقانه

معکوس

عشق را از نگاهش میخواندم وقتی پلکهایش را بر هم میگذاشت…
دوستت دارم را از صدایش میشنیدم وقتی سکوت میکرد…
گرمی دستانش را حس میکردم وقتی دستانش را از من دریغ میکرد…
و شیرینی لبهایش را لذت میبردم وقتی رویش را از من برمیگرداند…
در خواب و خیال من چه خوشبختم.

پ.ن: تا اطلاع ثانوی برای دیدن وبلاگ من از IE 6.0 استفاده کنید!

Advertisements

1 دیدگاه برای «معکوس»

امکان ثبت دیدگاه وجود ندارد.